• print
یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۵ خرداد ۹۵

یادداشت سردبیر

اسماعیل عسلی

ظرفیت سازی برای توسعه فرهنگی

از جمله الزامات جوامع در حال گذار ظرفیت سازی برای ایجاد تغییر است به این معنا که چون نمی توان فاصله ی موجود بین واقعیت ها و آرمان ها را در بسیاری از موارد بدون ایجاد بستر و زمینه کاهش داد باید با کار فرهنگی از یک سو و مصوبات قانونی از سوی دیگر با آنچه که واقعیت دارد اما مطلوب نیست مبارزه کرد‏‏.‏ زمانی بود که کسی جرأت نداشت در مورد قبح قمه زنی و حرکات چندش آوری که در عزاداری ها صورت می گرفت سخنی بر زبان آورد اما پس از این که نهادهای مذهبی و متولیان آن دریافتند که انعکاس چنین رفتارهایی توسط وسایل گوناگون ارتباط جمعی تصویر موهنی از برخی اجتماعات در معرض نگاه جهانیان قرار می دهد‏‏،‏ آنچه را که قبلاً به صورت تلویحی و در لفاف نهی و توصیه پیرامون حرمت قمه زنی عنوان می کردند را علنی ساخته و به موازات آن قانون هم با صراحت وارد میدان شد و ضابطین قضایی نیز برخورد عملی کردند و بساط قمه زن ها که اغلب از اقشار ناآگاه‏‏،‏ بیسواد و اغفال شده بودند که تصور می کردند با این کار ارادت خود را به نهضت حسینی ثابت می کنند‏‏،‏ جمع شد‏‏.‏

زمانی بود که برخی از طوایف از طریق خون بس دختران خود را قربانی یک سنت غلط می کردند و برای فرو نشاندن خشم طایفه یا خانواده ای که یکی از بستگانشان در منازعه و دعوا کشته شده بود دختری را به عقد یکی از افراد ذی نفوذ و یا ولی دم مقتول درمی آوردند و هیچ اعتنایی به نظر و رغبت دختر به فرد مورد نظر و یا سن و سال او نمی کردند و دختران که در گذشته اغلب بیسواد بودند و از لحاظ سنی هم در شرایطی نبودند که بتوانند با خواست و اراده رئیس طایفه و یا پدر خود مخالفت کنند به چنین ازدواجی تن می دادند که در بسیاری از موارد به خودسوزی و خودکشی و فرار و یا انتقام های پیچیده می انجامید اما خوشبختانه پس از آسیب شناسی این عادت غلط و فهرست کردن تبعات اجتماعی و روانی آن چنین ازدواج هایی که مورد نفرت دین و انسانیت و نوعی توهین به زن و شخصیت اوست به اندازه ای کاهش پیدا کرده که اگر کسانی هم هنوز به آن باورمند باشند به دلیل غیرقانونی بودن و نهی صریح برخی از بزرگان جرأت بیان آن را ندارند‏‏.‏

یکی دیگر از باورهای غلط عقد پسر عمو و دختر عمو در آسمان هاست که ریشه در یک رویکرد کاملاً اقتصادی دارد‏‏.‏ توضیح این که وقتی دو برادر نمی خواهند زمین و املاکی که مشترکاً از پدر به ارث برده اند و روی آن کار می کنند پس از ازدواج فرزندانشان به خانواده های دیگر انتقال پیدا کند و تکه تکه شود سعی می کنند دختر و پسر خود را به عقد یکدیگر درآورند‏‏.‏ وقتی این سنت به صورت مسلسل وار ادامه پیدا می کند املاک و زمین ها تا سال ها در انحصار یک خانواده می ماند و تجزیه نمی شود‏‏.‏ به همین دلیل اگر فردی از همسر اول خود صاحب فرزند نمی شد زن دیگری اختیار می کرد تا امکان ازدواج دختر عمو و پسر عمو فراهم شود و سنت شکنی نکرده باشد‏‏.‏ حال حساب کنید کسی که برگزاری عقد پسر عمو و دختر عمو را به خدا نسبت داده که قبل از زمین در آسمان ها انجام می شود‏‏،‏ چقدر حقه باز و پشت هم انداز بوده است‏‏.‏

اگر بخواهیم فهرستی از باورها و سنت های غلط رایج در جامعه را فهرست کنیم از مقصد اصلی که تبیین ضرورت ظرفیت سازی برای ایجاد تغییرات فراخور اقتضائات و شرایط زمانه است باز می مانیم‏‏.‏ موارد بالا صرفاً به عنوان مشتی از خروار مورد اشاره قرار گرفت تا خوانندگان بدانند وقتی ما از سنت ها و باورهای غلط سخن می گوییم منظورمان رفتارهایی است که هیچ گونه پشتوانه منطقی‏‏،‏ سرمنشأ قرآنی و نقطه اتکای قانونی ندارند اما دست و پای جامعه ی ما را بسته اند و اجازه نمی دهند امور کشور بر مدار علم و عقل و منطق بچرخد. گاهی ممکن است به خاطر یک عطسه هنگام خروج از خانه به دلیل باورهای بی اساسی که پیرامون آن داریم برای انجام کاری که قبلاً برنامه ریزی شده دچار تردید شویم و یک روز خودمان را خراب کنیم‏‏.‏

شبی پسر نوجوان خوش قیافه و شیک پوشی را دیدم که در یک مراسم عروسی از روی دیوار پریده و پایش شکسته بود‏‏،‏ پنج نفر از ۶ نفری که من از آنها در باره علت آسیب دیدن آن نوجوان پرسیدم گفتند این بچه نظر خورده و به این روز افتاده و تنها یک نفر گفت از دیوار افتاده‏‏.‏ عجیب است که آن ۵ نفر حساب نمی کردند که هر آدم زشت و بدقیافه ای هم که از چنین دیواری بیافتد پایش آسیب می بیند!

شاید ما در یک نگاه گذرا چنین باورها و خزعبلاتی را بی اهمیت بدانیم اما اگر اهل یادداشت روزانه باشیم و پس از مدتی مثلاً یک سال یادداشت های خود را ورق بزنیم پی خواهیم برد که همین مسائل ظاهراً کم اهمیت گاهی مسیر زندگی ما را تغییر داده و منحرف کرده است‏‏.‏

پر واضح است که در کوتاه مدت نمی توان از دست بسیاری عادات غلط و غیرمنطقی و بازدارنده خلاص شد اما با ظرفیت سازی و کار فرهنگی که البته به موازات افزایش جمعیت باسواد جامعه زمینه آن بیش از همیشه فراهم است می توان غل و زنجیرهای پوسیده را از دست و پای ذهن مردم باز کرد‏‏.‏

برخی بر این باورند که با گذشت زمان و تعاملات فراگیری که به مدد وسایل گوناگون ارتباطی در جریان است مردم به تدریج از بسیاری رفتارهای غلط فاصله خواهند گرفت‏‏،‏ اما مسأله این است که تنها جامعه ما نیست که در چنین گردابی دست و پا می زند و ممکن است در جریان برخی تعاملات رسانه ای و فرهنگی برخی از عادات غلط سایر جوامع نیز به جامعه ما رسوخ کند و چون عموم مردم در مقام تقلید راحت طلب هستند و کمتر به دنبال الگو گرفتن از رفتارهایی می روند که ریشه در عقل و منطق و کار و دانش و جدیت داشته باشد‏‏،‏ جذب زباله های فرهنگی بیگانگان می شوند‏‏.‏ اینجاست که دیگر نمی توان همه چیز را به دست گذشت زمان سپرد و با خیال راحت به دیوار تسامح تکیه داد‏‏.‏از این رو به نظر می رسد که جامعه ما نیازمند نهضت ظرفیت سازی به مدد ذخایر غنی فرهنگی است‏‏.‏چرا که توسعه و رشد باید همه جانبه باشد‏‏.‏ وقتی در کنار افزایش آپارتمان ها و خودروها و خیابان ها و گسترش شهرها شاهد مناسبات اجتماعی فراخور چنین گسترشی نباشیم برخی خانواده ها تصور می کنند می توانند همان رفتاری را که در یک خانه ی حیاط دار بزرگ داشته اند در یک آپارتمان ۶۰ متری هم داشته باشند و خیلی رفتارهای نابجای دیگر که تنها به شلوغی راهروهای دادگستری می انجامد و هزینه ها را افزایش می دهد‏‏.‏

Comments are closed.