یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
به دنبال رد پای یک اعتراض
زمانی که واکنش به یک موضوع عمومیت پیدا میکند باید جدی گرفته شود. اعلام نارضایتی دانشآموزان سال سوم دبیرستان از نحوه طراحی سؤالات امتحانات نهایی که بازتاب گستردهای در شبکههای خبری و فضای مجازی داشته ظرف چند روز گذشته توجه متولیان امر را به خود جلب نموده از این رو انتظار میرود که در آیندهای نزدیک شاهد بازخورد چنین توجهی باشیم. از آنجایی که اعتراض دانشآموزان صرفاً معطوف به یک درس نمیشود از این واقعیت حکایت دارد که طراحان سؤال تابع یک خط مشی از پیش طراحی شده بودهاند که سرچشمه آن را باید در رویکردهای کلی که به آنها ابلاغ گردیده جستجو کرد.
البته یک نکته را نباید از نظر دور داشت که نارضایتی دانشآموزان از سختی امتحانات به تنهایی معیار درستی برای تخطئه طراحان سؤال نیست، خصوصاً زمانی که سؤالات در چارچوب کتابهای درسی طرح شده باشد که نظر غالب کارشناسان در مقام اظهار نظر نیز چنین است!
حال پرسش این است که دانشآموزان معترض با چه دستاویزی به خود حق میدهند که اعتراض داشته باشند؟!
به نظر میرسد که اعتراض دانشآموزان معطوف به این واقعیت است که اگر سؤالات امتحانات نهایی سال سوم دبیرستان در سال تحصیلی ۹۵-۹۴ را با چند سال گذشته مقایسه کنیم، دشواری نسبی آن بیشتر به چشم میآید. حال با توجه به سهم ۲۵ درصدی معدل امتحانات نهایی سال سوم در نتایج کنکور سال ۹۶ به انگیزهی دانشآموزان معترض پی میبریم. زیرا تعدادی از رقبای دانشآموزانی که سال آینده در کنکور شرکت میکنند فارغالتحصیل سالهای گذشته هستند که با توجه به آسان بودن سؤالات، معدل بالاتری کسب کردهاند.
اگر به ترکیب دانشآموزان معترض به دشواری نسبی سؤالات امتحانات نهایی سال سوم دبیرستان توجه کنیم درمییابیم که اغلب آنها از دانشآموزان شاغل به تحصیل در مدارس تیزهوشان و نمونهدولتی هستند یعنی همان دانشآموزانی که بر سر ۲۵/. نمره نیز با یکدیگر رقابت میکنند. اینجاست که دغدغه دانشآموز به دغدغه خانواده نیز پیوند میخورد و این سؤال را پیش میآورد که با توجه به اشراف و آگاهی طراحان سؤال و همچنین ترسیمکنندگان خط مشی طراحی سؤال به واقعیتهایی که به آن اشاره رفت، چگونه میتوان در جهت جبران این بیعدالتی گام برداشت.
بیگمان توصیه به تصحیحکنندگان اوراق امتحانی برای بالا گرفتن دست خود نمیتواند رافع این معضل باشد زیرا مصادیق بالا گرفتن دست باید کاملاً مشخص باشد. حتی از طریق برنامههای رایانهای نیز به دشواری میتوان در راستای همسانسازی معدل پایانی فارغالتحصیلان سال ۹۶ با فارغالتحصیلان سالهای پیش از آن اقدام مؤثری انجام داد. از این رو روی برخی قولها نمیتوان حساب باز کرد!
تنها اقدامی که شاید تا حدودی مؤثر باشد آسانتر گرفتن امتحانات باقی مانده است که آن هم معلوم نیست به عدالت نزدیک باشد زیرا بسیار دیده شده است که برخی دانشآموزان در درسهای خاصی از توانایی بیشتری برخوردارند و در برخی از دروس به دلایلی موفق نیستند و همین امر ایجاد موازنه را دشوارتر میکند.
شاید برخی در مقام پاسخگویی نقش چندان تعیین کنندهای برای اختلاف یک تا ۲ نمرهای در معدل کل برای نتایج کنکور قائل نباشند اما با در نظر گرفتن این که ممکن است اولویت انتخاب یک دانشآموز برای یک رشته در دانشگاهی خاص با اختلاف تنها یک صدم نمره در معدل تغییر پیدا کند به چرایی اعتراض دانشآموزان پی میبریم.
تردیدی نیست که طراحان سؤال به دنبال فضلفروشی به سایر همکاران و متمایز کردن دانشآموزان تحت پوشش خود با سایر دانشآموزان نبودهاند زیرا روند گزینش سؤالات امتحانات نهایی به گونهای نیست که طراحان سؤال از قبل در جریان گزینش آن به عنوان سؤال امتحان نهایی باشند، هر چه هست به خط مشی کلی تفهیم شده به طراحان سؤال بازمیگردد که قاعدتاً تابع یک برنامهی وزارتخانهای است و اهدافی کلی را پشت سر خود دارد.
بنابراین اگر نخواهیم سطح کیفی امتحانات نهایی را با سالهای گذشته مقایسه کنیم نمیتوانیم ایرادی اساسی به آن وارد کنیم و یا به استناد آن صلاحیت طراحان را زیر سؤال ببریم. لذا هر چه هست به همین مقایسه و تأثیرات درازمدت آن در سرنوشت دانشآموزان خصوصاً دانشآموزان متوسط به بالا بازمیگردد. چرا که درک سخت بودن سؤالات بیشتر از کسانی برمیآید که قدرت مقایسه داشته باشند و این که اغلب دانشآموزان حاضر در اجتماع معترضین را کسانی تشکیل میدادند که در مدارس سطح بالا درس میخواندند به همین واقعیت بازمیگردد.
به هر حال انتظار میرود که مسئوین ذیربط اقدامی متقاعد کننده در پاسخ به درخواست دانشآموزان داشته باشند.
- شنبه ۸ خرداد ۱۳۹۵
- سرمقاله

یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۸ خرداد ۹۵