• print
یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۹ خرداد ۹۵

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
آن که غربال به دست دارد
با شروع به کار دهمین مجلس شورای اسلامی فهرستی از انتظارات گروه های مختلف سیاسی در برابر چشم نمایندگان مجلس خودنمایی می کند که اغلب در مأموریت هایی مبتنی بر مواضع جانبدارانه یا ناسازگارانه خلاصه می شود‏. به این معنا که عده ای در راستای تأمین دیدگاه های حزبی خود به دنبال جلب نظر مجلس هستند لذا همه چیز را با معیارهای جناحی و حزبی می سنجند و از آنجایی که احزاب در ایران هنوز به بلوغ لازم نرسیده اند و اغلب به شیر بی یال و دم و اشکم شباهت دارند‏، همراهی مطلق با آنها تضمین کننده ی حسن عاقبت برای نهادی چون مجلس که قاعدتاً باید تبلور خرد جمعی باشد نیست از منظر جناحی تقسیم مجلس به گروه اکثریت و اقلیت‏، ترسیم خط و خطوط و سمت و سوی فراکسیون ها‏، حساسیت نسبت به ترکیب هیأت رئیسه و همچنین جایگاه نمایندگان منتسب به فلان جناح و بهمان حزب در کمیسیون ها‏، اصرار بر بازتاب موضع فردی نمایندگان پیرامون برخی از رویدادها و شخصیت ها و میزان همراهی نمایندگان با جریان هایی که تئوری پردازانی فعال در خارج از مجلس دارند اما به دنبال اداره مجلس و خط دهی به نمایندگان می باشند و… همه و همه دغدغه ای است که ظرف ۴ سال دست از سر نمایندگان بر نمی دارد‏. از این رو نمایندگان مقروض و بدهکار که اعتبار خود را به صورت وام از این حزب و آن جناح دریافت کرده اند اگر بخواهند دائما دلواپس پرداخت اقساط خود باشند کاری از پیش نخواهند برد‏. چه بسا یک نماینده پس از ورود به مجلس و مواجهه با دیدگاه های گوناگون به نتایجی غیر از آنچه در زمان کاندیداتوری رسیده بود برسد و نتواند با جریان هایی که از او حمایت کرده اند همراهی کند در این صورت باید به صورت شفاف این موضوع را با مردم و خصوصاً موکلین خود در حوزه ی انتخابیه اش در میان بگذارد‏. باید اذعان داشت که نماینده مجلس از یک سو شخصیتی متمایز و فردی دارد که تبلور اندیشه ها‏، باورها‏، تخصص و تجربه و پیشینه ی اوست و در کنار آن به دلیل اتصال به مجموعه نمایندگان مجلس یک شخصیت شورایی دارد که او را موظف می کند با خروجی مجلس و نظر اکثریت هماهنگ باشد‏. زمانی که تعداد افراد هم نظر با او در مجلس اکثریت را تشکیل بدهند امکان این که وی بتواند بود و نمودی هماهنگ داشته باشد فراهم است اما زمانی که تعداد انگشت شماری از نمایندگان را در کنار خود دارد تنها می تواند با بهره گیری از توان اقناع کنندگی خود که بر دانش و منطق و مردم داری متکی است تکیه کند و از فرصت هایی که در مجلس به دست می آورد برای همراه کردن دیگران با خود استفاده نماید‏. فرصت های دیگری هم در خارج از مجلس در اختیار اوست که رابطه ای تنگاتنگ با جایگاه و وجهه ی اجتماعی اش دارد‏. ضمن این که هنراستفاده از تریبون های مردمی خصوصاً از طریق رسانه های مکتوب نیز به کمک نمایندگان می آید تا با گفتمان سازی و نظریه پردازی مجلس را از بیرون و درون تحت تأثیر قرار دهند‏.
لابی گری هر چند در فرهنگ رایج سیاسی تداعی کننده ی رانت و سفارش پذیری و اجیرکردن ذهن دیگران با هدف تحقق بخشیدن به یک برنامه از پیش طراحی شده است اما هستند کسانی که از این پتانسیل برای ایجاد وفاق و همراه کردن دیگران با هدف عبور از یک بحران و گره گشایی استفاده می کنند و نمایندگانی که به دلیل اشتهار به ژرف نگری و تدبیر تدریجاً به کانون تلاقی دیدگاه ها تبدیل می شوند از قدرت لابی گری بالایی برخوردارند‏.
برداشت های متفاوت از مستقل بودن نماینده، معنای این کلمه را به مسلخ برده است لذا باید اذعان داشت نماینده ی مستقل کسی نیست که راهی میانه را برگزیده و از جریان های غالب پرهیز می کند‏. نماینده مستقل را در خودجوشی نطق های پیش از دستورش‏، تذکراتی که می دهد یا می گیرد‏، نوآوری در ایده پردازی برای شکل گیری طرح ها و همچنین نقش فعال غیر وابسته در کمیسیون ها می توان شناخت وگرنه کسی که در نطق هایش حرف دیگران را بدون اینکه تحلیلی ویژه از آنها داشته باشد تکرار می کند و با امضاء کردن پای یک بیانیه که جوهره ی اصلی آن در خارج از مجلس شکل گرفته به دنبال کسب وجهه ی سیاسی است را نمی توان یک نماینده مستقل به حساب آورد ضمن این که اگر مستقل بودن با بی خاصیت بودن هم راستا باشد فی نفسه ارزشمند نیست‏.
مستقل بودن برای یک نماینده زمانی ارزشمند است که موضع گیری هایش متأثر از فشارها و توصیه های بیرونی و درونی غیر همسو با منافع ملی نباشد‏. زیرا بزرگترین وظیفه ی نماینده در وهله ی اول تشخیص منافع ملی در پیوند با یک موضوع و طرح و لایحه و در وهله ی دوم تلاش برای گام برداشتن در جهت تحقق آن است‏.
هنر یک نماینده ی ایده آل بهره گیری از خرد جمعی است زیرا فرض بر این است که گردآمده گان در مجلس عصاره ملت هستند که قومیت ها‏، مذاهب و اقلیت های دینی و طیف ها و اقشار گوناگون اجتماعی را نمایندگی می کنند‏. در چنین جمعی خیلی چیزها برای یاد گرفتن وجود دارد‏. یک نماینده باید بداند که مأموریتش ۴ ساله است و اگر نماینده ای به حضوری بیشتر از ۴ سال در مجلس بیاندیشد به دام تبانی ها‏، وسوسه ها‏، همراهی های بدفرجام و نشست و برخاست های بی خاصیت می افتد و گردآوری پول برای تأمین مخارج تبلیغات دوره ی بعد و تأمین نظر این شخص و آن شخص و این جناح و آن جناح برای تضمین حمایت مالی و تبلیغاتی از او یک دلال کاسبکار می سازد و همه ی راه ها به خودش ختم می شود نه به مردم در حالی که او نماینده مردم است و به همان میزان که سخنش با سخن و نظر مردم زاویه پیدا می کند و منافع ملی را نادیده می انگارد‏، از هدف و مأموریت خود فاصله گرفته است‏.
یک نماینده باید بداند آن که غربال در دست دارد از پشت سر می آید و آیندگان به مراتب بهتر از اکنونیان در باره حرف ها و موضع گیری ها و اقدامات او قضاوت خواهند کرد و تمامی مذاکرات و سخنرانی ها و بیانیه ها و موافقت ها و مخالفت ها و موضع گیری ها از طریق رسانه ها و اسناد به تاریخ سپرده خواهد شد و آیندگان بدون برخی ملاحظات دست و پا گیر که زمانه بر شاهدان عینی تحمیل می کند به قضاوت خواهند نشست‏. باید محاسبه کرد که وقتی داوری پیرامون عملکرد مجلس از یک دولت به دولتی دیگرکه هر دو نیز در یک دایره سیر می کنند تا این اندازه متفاوت است اگر این داوری به زمانه ای دیگر موکول شود تفاوت ها چگونه خواهد بود‏.

Comments are closed.