سرمقاله
محمد عسلی
فاصلههای طبقاتی و بهای امنیت…
وقتی امام راحل از مسیر کویت میخواستند به ایران بیایند، در میانه راه به قصد نماز در محلی اطراق کردند، به هنگام وضو یکی از همراهان در حالی که شیر آب را باز کرده بود به امام تعارف کرد تا ایشان زودتر وضو بگیرند، امام با تغیر به وی گفتند: اول شیر آب را ببند بعداً تعارف کن.
این صحنه را تلویزیون نشان داد و من مشاهده کردم. در آن هنگام یکی از بینندگان رو به من کرد و گفت: «بدبخت شدیم» گفتم چرا؟ گفت: مگر ندیدی برای چند قطره آب امام با همراه خود چه کرد؟
گفتم: اتفاقاً کار خوبی کرد زیرا صرفهجویی در همه شرایط و موقعیتها میباید از شعار به عمل تبدیل شود و این حرکت امام جزو عادت و نشانهای از شخصیت ایشان است که مفهوم قناعت را سالیان تجربه کرده و با آن خو گرفتهاند. آن روزها از پس هم گذشتند، یکی از همراهان امام خاطرهای برایم تعریف کردند که مختصر آن این بود.
بعدازظهری امام رو به احمدآقا کردند و گفتند: اتاق من در شبها تاریک است و این لامپ سقفی کمنور است، برای مطالعه چشمانم یاری نمیکند. احمدآقا فوراً یکی از خدمه را صدا زدند و به وی گفتند: اتاق امام کمنور است پرنورتر شود.
شب که امام به اتاق خودشان رفتند، با تعجب دیدند یک لوستر سه شاخه به سقف آویزان است و اتاق نورانی است. احمدآقا را صدا کردند و با اعتراض گفتند: این لوستر را بردارید و بشقابی بالای همان لامپ بگذارید تا نور لامپ بیشتر به پایین برسد؛ من نیازی به این لوستر ندارم.
آن زمان امام در جماران ساکن بودند و ما در حال جنگ تحمیلی بودیم.
قناعت، صرفهجویی و سادهزیستی از خصوصیات رفتاری و باطنی حضرت امام راحل بود. به همین دلیل سخنان ایشان در روح و روان و رفتار مریدانش بسیار تأثیر داشت که نمونههای بارز آن را میتوان در حال و هوای رزمندگان درون جبههها و بیرون از آن به یاد آورد.
امام انقلاب اسلامی را، انقلاب پابرهنهها نامید و بارها به این نکته مهم تأکید میکرد که محرومین و مستضعفین را فراموش نکنید.
امروز هم شاهدیم که مقام معظم رهبری چنین توصیههایی به مسئولین و مردم دارند. اما همه میدانیم که فاصلههای طبقاتی جامعه ما را به لحاظ معیشتی و نوع زندگی چندقطبی کرده است که این وضعیت دلایل خاص خود را دارد و میباید بار دیگر بازگشتی به خویشتن داشته باشیم، بازگشتی که بهترین زمان آن همین ایامالله ماه مبارک رمضان است؛ رمضانی که میتوان آن را به حمام تن و روان اسلام تشبیه کرد.
شستشویی کن و آنگه به خرابات خرام
تا نگردد ز تو این دیر خراب، آلوده
و اما بعد:
اسلام هر چند مسلمانان را به تلاش و کوشش و کار و دریافت مزد تشویق کرده و هر کس را بر اموال و نفس خود مسلط دانسته و نشانه مالکیت را «ید» دانسته و حکم کرده است که: «مردان از آنچه به دست میآورند مالکند و زنان نیز» اما طریقه کسب درآمد حلال و مشروع را نیز روشن ساخته، دستگیری از بینوایان، مساکین، درماندگان و ایتام را نیز مستحب و در مواقعی واجب کرده است.
سنت و سیره رسولالله و ائمه هدی هم جز این نبوده که با تأسی به دستورات اسلام برای کم کردن فاصلههای طبقاتی در تمامی عمر تلاش کردهاند و رفتار و گفتار و اندیشههای نیکی از خود به یادگار گذاشتهاند که همه ما بارها از زبان وعاظ و خطبا و گویندگان شنیدهایم و یا در متون اسلامی خواندهایم.
متأسفانه فاصلههای طبقاتی ناشی از جبر تکوینی را نمیتوانیم معالجه کنیم. به عنوان مثال، کسی که در کویر به دنیا میآید الزاماً آب و هوای کویری را باید تحمل کند مگر آنکه بتواند موقعیت مکانی بهتری برای خود دست و پا کند اما میتوانیم به گونهای زندگی کنیم که از آنچه به دست آورده و میآوریم سهمی هم برای بیچارگان و ایتام قرار دهیم که وارثان آن را بی مَنّ و اذی ندهند. به قول سعدی:
«برگ عیشی به گور خویش فرست
کس نیارد ز پس، تو پیش فرست…»
رمضان و روزهداری زمانی میتوانند توشه راه باشند که در جامعه امنیت ایجاد کنند. امنیت کاری و معیشتی نقطه تکوین امنیت پایدار است، زیرا از قدیم گفتهاند: «شکم گرسنه ایمان ندارد.»
به قول سعدی:
«شب چو عقد نماز میبندم
چه خورد بامداد فرزندم»
فاصلههای طبقاتی حتی برای گربهها و دیگر حیوانات و درختان و گیاهان هم رنجآور است چه رسد به انسانها. زیرا گربهای که در خانه مرفهی مورد نوازش و محبت قرار میگیرد با گربهای که از این خانه بیچیز به آن خانه بیچیزتر آواره و رانده میشد فاصلههای طبقاتی را درک میکند. گیاهی که با بیآبی در زیر آفتاب تموز جان میکند با گیاهی که در شرایط آب و هوایی مطلوب مورد رسیدگی قرار میگیرد محصول و سرسبزیشان متفاوت میشوند هر چند از یک نوع باشند.
اگر امام راحل گفتند: «ما برای شکم انقلاب نکردهایم» منظورشان این بود که ابعاد معنوی انقلاب ما از ابعاد مادی آن افزون است به همین دلیل آن را انفجار نور توصیف کردند نه اینکه معیشت مردم برای ما مهم نیست.
بر عکس عدالت اجتماعی زمانی تحقق پیدا میکند که اگر رفاه اجتماعی امری نسبی تلقی میشود به افرادی که ناتوانند و یا در فقر دست و پا میزنند سهمی از آن نسبت برسد تا به حسب نیازها امنیت خاطری برای همگان ایجاد شود.
و در پایان یادمان باشد امنیت جامعه زمانی نهادینه میشود که آتشی از کینه و حسد و ناراستیها در زیر خاکستر نباشد وگرنه تندباد حوادث کاشتههایمان را به باد خواهد داد و دنیا و آخرتمان را ضایع خواهد کرد.
گاه امنیت پلیسی برای مقابله با برهمزنندگان نظم اجتماعی و ناباوران به قانون یک ضرورت است، اما کار پلیس و دادگستری زمانی کم میشود و نیازی به توسعه زندانها نیست که ما توانسته باشیم امنیت اقتصادی، امنیت فرهنگی و امنیت سیاسی معقولی را در جامعه ایجاد کنیم. امنیت همسایگان هم به امنیت ما و ثبات آن کمک میکند. به ویژه آنکه همسایگان ما کشورهایی اسلامی باشند که همه دارالاسلام خوانده میشوند.
امید که اقتدار انقلاب و نظام ما به گونهای باشد که دست یاری همسایگان را پس نزنیم و برای حفظ امنیت خودمان بتوانیم به آنها کمک کنیم.
«گاه میاندیشم
در میان من و تو فاصلههاست
میتوانی تو به لبخندی
این فاصله را برداری
دل من با دل تو
هر دو بیزار از این فاصلههاست…»
———————————
منابع: قرآن کریم – دیوان حافظ، نهجالبلاغه، صحیفه نور، دیوان سعدی، آبی خاکستری سیاه حمید مصدق
- چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۵
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۱۹ خرداد ۹۵