یادداشت
الف – بیدار
طرح تفصیلی
این که شما احساس کنید برای انجام چه کاری در خانه، مدرسه، محیط کار و اجتماع راحت تر هستید، بیانگر گستردگی بسترهای ایجاد شده و تمهیدات اندیشیده شده برای نهادینه شدن انجام آن کار است که در واقع به منزله ایجاد راه های دسترسی به اهدافی است که نهایتاً به عنوان نتیجه برای یک رفتار تعریف می شود. مثال ملموس بسترهای ایجاد شده را می توان در طرح تفصیلی کلانشهرها جستجو کرد. چنین طرحی اگرچه ظاهراً معنایی جز جانمایی مراکز خدماتی، تفریحی، فضای سبز و تأسیسات شهری ندارد اما شهروندان بر اساس آن برای خرید خانه، رفتن به محل کار، انتخاب بازار و همچنین گذران اوقات فراغت برنامه ریزی می کنند.
وقتی ما می دانیم که برای رفتن به خانه از محل کار ناگزیر به طی مسافتی طولانی و پرتردد هستیم اما در کنار این مسیر شلوغ و طولانی یک خط ویژه اتوبوس در نظر گرفته شده که با هزینه کمتر و سرعت بیشتر طی می شود تصمیم می گیریم که از خودرو شخصی جز برای عبور و مرور در ساعات خلوت و روزهای تعطیل استفاده نکنیم. همان روشی که در تهران پیاده شده و جواب گرفته و حتی بسیاری از شهروندان متمول و برخوردار از امکانات فراوان نیز ترجیح می دهند که از وسایط نقلیه عمومی استفاده کنند.
عبور از بولوارها و خیابان های عریض که خودروها با سرعت زیاد در آن حرکت می کنند برای عابرین پیاده خطرناک است. مهندسین شهری با در نظر گرفتن راهکارهایی که جنبه ی تشویقی و تنبیهی دارد تلاش می کنند از یک سو با احداث گذرگاه عابر پیاده و برقی کردن پله های آن که تشویق کننده و برانگیزاننده است و از سوی دیگر با نرده کشی و ایجاد مانع در وسط خیابان که تنبیه کننده و بازدارنده است در راستای هنجارمندسازی رفتار شهروندان گام بردارند.
گاهی خط کشی وسط خیابان به تنهایی بازدارنده نیست و نادیده انگاشتن آن ریسک بالایی ندارد اما زمانی که روی همین خط کشی قطعات سیمانی می گذاریم که عبور از آن ممکن نیست و مخاطره آفرین است، رانندگان نمی توانند آن را نادیده بگیرند! در امور اجتماعی و اقتصادی نیز قوانین مشابهی باید حکفرما باشد که بر اساس آن مردم برای رفتار خود برنامه ریزی کنند. قانون حکم خط کشی وسط خیابان را دارد و برخورد قضایی با جرم به مثابه همان قطعات سیمانی است که اگر جنس آن سیمانی و محکم نباشد به راحتی نه تنها نادیده گرفته می شود بلکه آسیب هم می بیند. نویسندگان قانون اساسی که برای اولین بار قوای سه گانه را در دنیا تعریف کرده و براصل تفکیک قوا نیز تأکید کرده اند، کارکردهای هر سه قوه و آثار استقلال آنها را مد نظر داشته اند. در واقع هر نظام و حکومتی یک طرح تفصیلی دارد که راهنمای مردم برای تنظیم رفتارشان است. زمانی که می خواهیم مشکل ترافیک در یک کلان شهر را حل کنیم به تغییر مؤلفه ها روی می آوریم فرضاً با تمهیداتی از شمار خودروها می کاهیم یا خیابان ها را عریض تر می کنیم یا با اصلاح مسیرهای دسترسی به تسهیل حرکت خودروها کمک می کنیم و جواب هم می گیریم امّا چرا چندین سال است نتوانسته ایم مشکل اعتیاد که راه کارهای شناخته شده ای در دنیا دارد و عملاً هم تجربه شده است را حل کنیم. پاسخ کاملاً روشن است، زیرا می خواهیم به شیوه و سلیقه ی خودمان که اقتضائات خاص خودش را دارد با اعتیاد مبارزه کنیم. اصولاً هر گاه می خواهیم در کنار قاعده برای استثناء جایی باز کنیم همه چیز خراب می شود! تصور کنید که شما از چندین اقتصاددان برجسته می خواهید که برای توسعه اقتصاد کشور، رونق بازار کسب و کار و رفاه مردم با توجه به منابع و ذخایر متعدد برنامه ریزی کنند، این کار بی گمان صورت خواهد گرفت و اقتصاددان ها نیز مطمئن هستند که مشکلی پیش نخواهد آمد. اما وقتی برنامه ی آنها در کنار برخی ملاحظات و سلیقه ها و رویکردها قرار می گیرد، جواب نمی دهد. اینجاست که برخی می پرسند این همه ثروت ملی به کجا می رود و چگونه هزینه می شود، در راه آزمون و خطا صرف می شود یا به استحکام زیرساخت ها اختصاص می یابد، اگر چنین است آثارش را در کجا باید مشاهده کرد و سؤالاتی از این دست. به هر حال هر چه هست زیر سر طرح تفصیلی است!
- شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵
- سرمقاله

یادداشت “الف – بیدار” ۲۲ خرداد ۹۵