• print
یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۳ تیر ۹۵

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
از تجزیه تا ترکیب مجلس
در جریان شکل گیری ترکیب کمیسیون ها به عنوان مؤلفه های زیرساختی مجلس دهم، تحلیل های گلایه آمیزی از جای خالی نمایندگان فارس در برخی کمیسیون ها از جمله کمیسیون کشاورزی و فرهنگ ارائه گردیده و از این که چرا صف عضویت در برخی کمیسیون ها با ازدحام مواجه بوده و برخی کمیسیون ها با کمبود نامزد عضویت روبرو شده اند، سخن به میان آمده است.
مرور تحلیل هایی از این دست به برخی شائبه های معطوف به فرصت طلبی های نهفته در زیر پوست اشتهای زایدالوصف نمایندگان برای عضویت در برخی کمیسیون ها دامن می زند که البته با وجود آن که قابل انکار نیست اما عمومیت ندارد و تسری دادن آن به تمامی نمایندگان و یا نمایندگان حوزه ای خاص به انصاف نزدیک نیست. هر چند اطلاع از کم و کیف تلاش های صورت گرفته برای عضویت در برخی کمیسیون ها و یا تصدی ریاست و سخنگویی چند کمیسیون پر ارجاع، ضرورت آسیب شناسی چنین تحرکاتی را برجسته تر می کند. ناگفته نماند که مشابه چنین تحلیل هایی را پیرامون عملکرد نمایندگان برخی حوزه ها در محافل سیاسی و مطبوعاتی سایر استان ها نیز شاهد هستیم و طبیعی است که بازار چنین مباحثی در فارس به عنوان یکی از قطب های مطبوعاتی کشور گرم تر باشد. اصولاً با توجه به اهمیت کمیسیون ها در تعیین سرنوشت برخی از طرح ها و لوایح در جریان بررسی های کارشناسانه توأم با رایزنی و لابی گری، شخصیت های محوری و کانون های فعال هر استان حساسیت قابل توجیهی نسبت به کیفیت شکل گیری مؤلفه های زیربنایی مجلس که نقش بی بدیلی در سمت دهی روند امور تقنینی و اجرایی دارد، از خود بروز می دهند. البته برخی از این موضع گیری ها در مواردی می تواند رنگ و طعم انتخاباتی داشته باشد که با توجه به در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری چنین گمانه زنی هایی دور از انتظار نیست.
پر واضح است که در کنار این سلسله مباحث باید شاهد تحلیل هایی باشیم که در آن به بررسی تأثیر حضور نمایندگان فارس در کمیسیون های مجلس مرتبط با رویکردهای استانی پرداخته شود و در یک نگاه مقایسه ای مبتنی بر آمار و ارقام مشخص شود که مثلاً عضویت یک فارسی در هیأت رئیسه مجلس و عضویت دیگری در کمیسیون اقتصادی یا فرهنگی چه تأثیری بر اختصاص بودجه، رفع مشکلات کلیدی و همچنین تسریع در به نتیجه رسیدن طرح های ملی مسکوت مانده در فارس داشته است.
در موضوع ترکیب کمیسیون ها قاعدتاً باید اولویت های ملی لحاظ شود به این معنا که هر نماینده ای متعلق به هر حوزه ی انتخابیه هم که باشد دغدغه ی اصلی اش شکل گیری کمیسیون های کارآمد با بدنه ی کارشناسی قوی باشد. فرضاً برای عضویت در کمیسیون سیاست خارجی هیچ نماینده ای نباید بر اساس تعداد سفرهای خارجی که برای اعضای کمیسیون پیش می آید و فرصت گشت و گذاری که ایجاد می شود، دنبال عضویت در آن باشد یا مثلاً نماینده ای دیگر با توجه به آمد و شد پیشنهادهای نان و آبدار در فلان کمیسیون و گره خوردن برخی از مسایل کلیدی کشور با عملکرد کمیسیونی خاص به دنبال سبقت گرفتن از دیگران برای عضویت در آن باشد.
اشکال اساسی که منجر به ایجاد چالش در بحث شکل گیری مؤلفه های زیربنایی مجلس می شود به ساختار غیر اصولی احزاب بازمی گردد که از میان انواع فعالیت هایی که یک حزب می تواند داشته باشد، تهیه فهرست افراد مورد وثوق خود جهت راهیابی به نهادهای مشورتی را بلد هستند و مانند فروشندگان دوره گرد فصلی تنها در بازه ی زمانی خاصی کرکره خود را بالا می کشند و جنجالی به راه می اندازند و تمام! در حالی که هر حزبی باید در جریان گزینش افراد مورد نظر خود برای شرکت دادن در انتخابات برای تخصص آنها و جایگاهی که می توانند در مجلس داشته باشند برنامه ریزی کند و کارها به گونه ای پیش نرود که نمایندگان بر اساس تمایلات شخصی و منافع فردی مبادرت به اعلام نامزدی جهت راهیابی به کمیسیونی خاص نمایند. چنین وضعیتی که البته شامل دوره های پیشین هم می شود زیبنده بالاترین نهاد مشورتی کشور نیست.
اصل این است که یک نماینده باید از آنچنان وجاهت و جایگاه علمی و اجتماعی برخوردار باشد که به مجلس اعتبار بدهد نه این که با چنگ اندازی به عناوین و مسئولیت های خطیر به دنبال کسب اعتبار باشد. در واقع راهیابی یک فرد به مجلس معنایی جز این نمی دهد که اکثریت شهروندان ساکن در یک حوزه ی انتخابیه فردی نخبه و قابل وثوق که به دلیل موفقیت های فراوان در عرصه های علمی و اجتماعی آرزوی برجا مانده ای جز خدمت به مردم ندارد و دنبال مقاصد شخصی نیست و تنها به منافع ملی می اندیشد را به منظور اعتبار بخشیدن و قدرتمند ساختن والاترین نهاد مشورتی کشور به مجلس می فرستند و البته چنین شخصی با این خصوصیات در مجلس هرگز به دنبال امیال فردی و پر کردن خلل و فرج ایجاد شده در زندگی خصوصی اش نخواهد بود و به پیشینه ی حضور خود در مجلس به عنوان سند اخذ مدرک تحصیلی و ارتقای درجه نگاه نمی کند و با هدف کسب امتیاز و تأسیس شرکت و در انحصار گرفتن صادرات و واردات یا تولید و دریافت مجوز استخراج منابع معدنی به این در و آن در نخواهد زد، بلکه تنها به این می اندیشد که چگونه پاسخگوی مردمی باشد که او را با هزار امید به مجلس فرستاده اند. برای پی بردن به وزن مجلس باید دید چند نفر با خصوصیت دکتر محمدرضا عارف که تمامی دوره کمال و کسب اعتبار و اشتهار خود را قبل از نامزدی مجلس سپری کرده در دوره های مختلف به آن راه پیدا کرده اند!
بی انصافی است اگر بخواهیم وجود کاستی هایی از این دست را مختص دوره ی دهم مجلس بدانیم چرا که مجلس در تمامی دوره ها البته با نوساناتی درگیر این مشکل بوده و ریشه ی بسیاری از کاستی ها در مسایل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را به لحاظ اصل در رأس بودن مجلس می توان در همین خلل جستجو کرد که برای عبور از آن نیازمند شفافیت روزافزون فضا به موازات گذشت زمان، کیفی شدن مناسبات اجتماعی و سیاسی که بسترساز فعالیت های انتخاباتی و در واقع ایجاد کننده معبر برای ورود به مجلس است، هستیم، لذا ناگفته پیداست که ایرادهای وارد بر ترکیب بدنه ی کارشناسی مجلس منحصر به دوره ای خاص نیست و نمی توان در راستای مقاصد انتخاباتی از آن بهره برداری تبلیغاتی کرد زیرا مردمی که سالهاست با انواع و اقسام مشکلات دست و پنجه نرم می کنند، سمت و سوی کوتاهی ها و دلایل آن را می دانند!
برای ریل گذاری با هدف به حرکت در آوردن قطار توسعه در ایران باید از مسیرهای متفاوتی با اختلاف سطح بالا عبور کرد که به سادگی امکان پذیر نیست و جامعه ما حتی تا چند ده سال آینده نیز خود را در حال تمرین دموکراسی می داند. این که ما از خودمان تعریف کنیم نه تنها اشکالی ندارد بلکه برای افزایش اعتماد به نفس عمومی مفید هم هست اما اگر در گرماگرم مدح و تمجیدها فراموش کنیم که با افق های آرمانی چه فاصله ای داریم به در جا زدن ما و احساس خودشیفتگی می انجامد که آفت پیشرفت است. از این رو ما بیش از هر چیز نیازمند گفتمان سازی، نظریه پردازی و زیر و بالا کردن و تحلیل وضع حال و گذشته خود هستیم که مستلزم پرهیز از نگاه پلکانی به مردم، اتکا به خرد جمعی و بازنگری های مداوم است. رسالتی که اگرچه بیشتر بر دوش رسانه ها سنگینی می کند اما همه باید آن را باور کنند و به اصول آن پایبند باشند.

Comments are closed.