یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
الزامات مداحی حماسی
برگزاری سوگ سال امامان شیعه در فرهنگ ایرانیان پر رنگ تر از هر جای دیگر برگزار می شود و شباهت آیین سوگواری در عراق، افغانستان، پاکستان، هند و آذربایجان و بحرین با ایران نیز به این واقعیت بازمی گردد که این کشورها زمانی بخشی از گستره جغرافیایی ایران بوده اند. این که ایرانیان برای برگزاری آیین سوگواری در مناسبت های گوناگون برنامه ریزی نموده و وقت و هزینه صرف می کنند، نشان دهنده هدفی متعالی است که در این حرکت راهبردی نهفته است. با توجه به این که رد پای چنین رفتاری را پیش از رویکرد ایرانیان به اسلام هم می توان سراغ گرفت، گمانه زنی ها چربشی معطوف به این واقعیت دارد که برگزاری آیین سوگواری با هدف تأکید بر مظلومیت فردی که جانش را در مسیری متعالی فدا کرده صورت می گیرد. اگر به نماد ها و رفتارهای نشان دار در عزاداری ها توجه کنیم درمی یابیم که پوشیدن لباس سیاه، حمل بیرق سیاه، نصب بیرق سیاه بر سر در مغازه ها و خانه ها و تکیه ها و همچنین متمایز کردن مکان های برگزاری آیین سوگواری با روشن کردن آتش و بعدها چراغ و لامپ و انجام حرکات هماهنگ در عزاداری ها و… همه و همه رفتارهایی نمادین تلقی می شوند که از دلبستگی ایرانیان به فرزندان پیامبر حکایت دارند و این آیین ها تا پیش از رسمیت یافتن مذهب شیعه بعضا در خفا و بطور نمادین صورت می گرفت، اما پس از آن با اضافات و ملحقاتی که گویای اشتهای زایدالوصف مردم برای جبران محدودیت های گذشته و ابراز ارادت مضاعف به خاندان پیامبر بود با شکوهی خاص برگزار می شد.
آنچه در این یادداشت ملحوظ نظر است به بهره گیری ایرانیان از آیین سوگواری برای تأکید بر مظلومیت پیشوایان شیعه مربوط می شود که فهم آن با دقت در مضامین اشعار و تلاش مداحان برای مضمون پردازی و سمت دهی به روایت ها در راستای نشان دادن وجه اندوهناک ماجراهای رخ داده آسان تر می شود. البته باید در نظر داشت که متأسفانه هم اکنون وجه تراژیک روایت ها بر وجه حماسی آن غلبه دارد اما پس از انقلاب تلاش هایی با هدف ترغیب مداحان صورت گرفت که روی انگیزه فداکاری و جانفشانی ائمه شیعه که به افزایش وجه حماسی روایت ها منجر می شود تأکیدی هدفمند داشته باشند.
وقتی که سوگواری های دینی و مذهبی را حداقل در ادیان ابراهیمی از نظر می گذرانیم به وجوه مشترکی در آنها پی می بریم که یادآوری ارزش های دینی، کسب ثواب و همچنین مشارکت اجتماعی زیر لوای دغدغه های دینی از آن جمله است. مرور توام با نمایش مصائب مسیح و طلب اندوهناکی از نظاره کنندگان در آیین عیسوی و همچنین ندبه بر خرابه های برجا مانده از بناهای باشکوه عهد سلیمان نبی در آیین یهود نمونه های زنده ای از سوگ آیین های دینی است که هنوز هم از کارآیی و تأثیر لازم برخوردار است. کما اینکه صلیب کشیدن که شاخص ترین نماد برای تأکید بر مظلومیت حضرت عیسی ابن مریم (ع) تلقی می شود حتی در ورزشگاه ها و توسط قهرمانان نیز امری مرسوم و نهادینه شده است.
آنچه ما در این یادداشت به دنبال آن هستیم نشان دادن تمایز برجسته ای است که بین عزاداری شیعیان و عزاداری در آیین مسیحی و آیین یهودی وجود دارد و آن تأکید بر نقش حماسی امامان و امامزادگان شهید در ماجراهای اندوهبار است که به موازات آن تلاش می شود تا رفتار ائمه و اولیاء دین به عنوان الگو، مبنا و مقیاسی مطرح شود که قابل تکرار در اندازه های کوچکتر از آن است البته این کوچکی به کیفیت و ارجمندی شخصیت ها باز می گردد نه این که از لحاظ کمی و شمار و تعداد، خرد و کوچک به نظر برسد. به همین دلیل بازخوانی رویدادهای تراژیک می تواند موتور محرکه ی هر انقلابی باشد زیرا هر انقلاب در گام های اولیه به شهید و قربانی نیازمند است و افراد باید برای استقبال از شهادت انگیزه ای فراتر از مسایل مادی داشته باشند. برای نمونه تزریق حس شهادت طلبی با برگزاری آیین های سوگواری در جبهه های جنگ تحمیلی هشت ساله به عنوان موتور متحرک برای خط شکنی، فداکاری و انجام عملیات های خارق العاده مطرح بود و در جریان اشغال بخش هایی از خاک عراق توسط داعش تا زمانی که مرجعیت شیعه دستجات مردمی را تحت لوای جهاد با کفر به میدان نفرستاد، کاری از پیش نرفت. و حزب الله لبنان نیز جای خالی چنین گروه هایی را در سوریه با ورود به خاک این کشور پر کرد.
ناگفته نماند که آنچه مظلومیت یک شهید را در فرهنگ شیعی برجسته می کند بر حق بودن اوست. لذا اندوه مبتنی برهم ذات پنداری که از دل مثلث حق طلبی و مظلومیت و شهادت بیرون می آید، نیرویی مافوق تصور و خارق العاده ایجاد می کند که هر ناممکنی را امکان پذیر می سازد اما اگر باورمندی نسبت به برحق بودن یک شخص در ماجرایی تاریخی که منجر به کشته شدن او گردیده کاهش پیدا کند یا در بوته ی تردید و ابهام قرار گیرد همزمان از اندوه مقدس و قدرت برانگیزانندگی آن کاسته می شود و قابلیت الگو شدن را از دست می دهد.
ایجاد تشکیک های تاریخی مثل این که ماجرای کربلا را نتیجه ی رودرویی دو قبیله که بر سر قدرت مبارزه می کرده اند بدانند از جمله حربه هایی است که برای این نهضت بزرگ تاریخی آفت محسوب می شود.
یکی دیگر از شگردهایی که بکارگیری آن می تواند از درجه ی باورپذیری یک تراژدی تاریخی بکاهد و جنبه های حماسی آن را کمرنگ کند و قابلیت الگو بودن را از آن بگیرد روایت آمیخته به افسانه از آن است که با محوریت طلب اندوهناکی دنبال می شود و به دوپینگ شباهت دارد زیرا در مراحل اولیه به نظر می رسد که تأثیر زیادی دارد اما به تدریج بیماری ایجاد می کند. عامل اصلی رواج توصیفات اندوه محور از مصایبی که برای امامان شیعه پیش آمده، میدان داری مداحان کوچه بازاری بیسواد و اسلام نشناس است که بدون در نظر گرفتن لزوم توجیه پذیر بودن یک واقعه از لحاظ منطقی و تاریخی، صرفاً با هدف بازار گرمی و جلب مشتری و گریه گرفتن از مردم زمین را به آسمان می دوزند و اگر از آنها بپرسی که مثلا فلان شخصیتی که تو از آن سخن می گویی قبل از این ماجرا چه موقعیت و نقشی داشته و به کدام قبیله وابسته بوده و چگونه به این نقطه رسیده نمی داند. از این رو به نظر می رسد همان گونه که امام حسین (ع) برای نجات دین قیام کرد و جان خود را فدا نمود، اسلام شناسان و باورمندان تحصیل کرده و مورخ و آگاه از جریان های تاریخی نیز باید به عرصه ی مداحی قدم بگذارند و نهضت علوی و حسینی را از افتادن در گرداب های خطرناک نجات دهند تا از روی آوردن افراد بیکار که از تمامی سرمایه های لازم برای مداح بودن تنها صدا و معرکهگیری و حرکات موزونش را دارند جلوگیری شود. ما نباید فراموش کنیم که زمانی امام سجاد (ع) و امام جعفر صادق (ع) در جمع شیعیان با یادآوری رشادت های بزرگان دین عملاً مداحی می کرده اند. آنها کجا و بعضی از این موجودات عجیب و غریب کجا. مداح وقتی که از تاریخ اسلام بی خبر باشد هر شعری که دستش بدهند می خواند و اسباب خنده و تمسخر این و آن را فراهم می کند!
فرق است بین کسی که برای گذران امور زندگی و سیر کردن شکم زن و بچه اش مداحی می کند با کسی که مداحی برای او به منزله ی عشق ورزیدن به ارزش هاست و دنبال پول های میلیونی و درآمیختن دغدغه های شخصی با آرمان های انسانی نیست و حرف دهنش را می فهمد و آن قدر خلوص و صمیمیت در سخنش نهفته است که برای گریاندن مردم نیازی به داد و فریاد و حرکات سخیف و ادا و اصول ندارد. معنویت هر کجا که در گرو اقتصاد قرار می گیرد، آسیب می بیند و اکنون مداحی آنگونه که برخی از دلسوزان متشرع می گویند ابراز نگرانی می کنند به این مصیبت مبتلاست.
مداحان در گذشته برای خودشان شغل داشته اند و اهل کار و تولید و کسب حلال بوده اند و در عین حال با مراکز علوم دینی در ارتباط بوده و کسب فیض می کرده اند و در ایام عزاداری هم صرفا با هدف ابراز عشق و ادای نذر به ساحت اولیای دین و متبرک کردن دهان خود به نام ائمه اطهار مداحی و عزاداری می کرده اند نه برای دریافت حق الزحمه میلیونی از یک سو و انجام حرکات سخیف و خواندن اشعار موهن از سوی دیگر.
- یکشنبه ۶ تیر ۱۳۹۵
- سرمقاله

یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۶ تیر ۹۵