سرمقاله
محمد عسلی
بشکنی ای قلم ای دست اگر…
«به بهانه روز قلم»
احساس مسئولیت در بیان فهم هر آنچه انسانی را از خطا باز میدارد و یا منافع ملی را تهدید میکند، همان فحوای سخن برتولت برشت است که گفت: «آنکس که حقیقت را نمیداند نادان است، اما کسی که حقیقت را میداند و انکار میکند خیانتکار…»
یک ضربالمثل فارسی هم داریم که معروف است بدین مضمون: «دوست میگوید گفتم و دشمن میگوید میخواستم بگویم.»
تفاوت بین گفتن یا نوشتن با خواستن ولی نگفتن یا ننوشتن همانند ناظر زنگ اخباری است که هنگام خطر آن را خاموش کند تا فاجعه اتفاق بیفتد.
نعمت داشتن آگاهی و اطلاع از پیشامدها، حاصل سالها رنج و زحمت در کسب معلومات با ذهنی نقاد است که برای دارنده آن در بسیاری مواقع مرگ و نابودی یا شهادت را رقم زده است، زیرا منافع و حفظ موقعیت کسانی که با سوء استفاده از پست و اختیارات در پی فریب مردم هستند با اطلاعرسانی بموقع به خطر میافتد پس باید به هر شکل از افشای تخلفات و سوءاستفادهها جلوگیری کنند، حتی به قیمت از دست رفتن جان آگاهی دهنده که در جهان کنونی بارها شاهد ماجراهای نو به نو از این دست بودهایم.
باور اسلامی، میهندوستی، اخلاق انسانی و انقلابی بودن و انقلابی ماندن حکم میکند که بگذاریم زنگهای خطر بموقع به صدا در آیند.
قلمها زنگهای خطری هستند که هم بازدارنده از گناه، تخلف، فریب و جرایم مرسومند و هم حرکت دهنده به سمت و سوی صواب و راه راست، اگر چوپان دروغگو نباشند و یا برای حفظ منافع و کسب درآمد حرام خودسانسوری نکنند و یا در اختیار ارباب قدرت به ناصواب قرار نگیرند.
و اما بعد.
وقتی خداوند در قرآن کریم به صراحت به قلم سوگند میخورد، نشانهای از اهمیت آن است و آنچه مینویسند. «ن والقلم و ما یسطرون»
همین قلم است که از دیرباز تاکنون توانسته مقام و منزلت انسانها را در راه کسب دانشها هموار نماید و وسیلهای برای فهم بیشتر باشد برای انتقال معلومات به نسلهای گذشته، حال و آینده. قلم را میتوان وسیله تحریک اندیشه و یا وسیله انتقال افکار به دیگران قلمداد کرد.
این وسیله میباید در دست آزادمردان و آزادزنانی باشد که آن را در جهت تنویر افکار عمومی به کار میگیرند و نه صرفاً در جهت منافع خود به هر روش و منشی.
در اصل ۲۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی در باب آزادیهای مصرحه آمده است: «نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آنکه مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشند.»
وسیلهای که در اختیار اصحاب و مسئولان مطبوعات است؛ همین قلم است. قلم آزاد، قلم بازدارنده است و نه قلم شرح حال نگارنده. قلم وقتی آزاد است و مخل به مبانی اسلام و یا حقوق عمومی نیست که بتواند ترمزی برای مدیران و مسئولان متخلف باشد. اگر چنین میبود، شاهد اختلاسهای میلیاردی بعضی از مدیران متخلف و یا دریافتکنندگان حقوقهای کلان نبودیم.
کور کردن چشم روشنبینان جفا به انقلاب و مدیران و مسئولان صادق آن است.
زیرا قلم به دستان بارسالت، همان چراغگردانان شبهای تاریک و راههای باریکند که خود را به زحمت و رنج میاندازند تا شمع راه باشند و تصویرگر. گاه آنقدر تحمل نقد در مدیران نیست که راه را از چاه مینماییم ولی پای در چاه دارند و آن را انکار میکنند.
در یک جامعه مردمسالار دینی هم صداقت اسلامی ایجاب میکند آزادی قلم را پاس داریم تا قدمها در راههای هموار حرکت کنند.
قلم آزاد کار قوه قضاییه را آسان میکند. چنانکه هشدار میدهد اگر کسی پای از گلیم خویش بیرون گذاشت و منافع ملی را نادیده گرفت و یا در تقویت آن تلاش نکرد شناسانده میشود، کار قوه مجریه و مقننه را هم هموار میکند.
آبروی فرد و آبروی جمع لازم و ملزوم یکدیگرند. قلمهای آزاد و بارسالت هستند که این ارزشها را تقویت میکنند.
انعکاس اخبار و واقعیتها با قلمهای حرفهای اصلاحگر میشوند، انعکاس خام و بدون تحلیل وقایع و رویدادها همانند داروی تلخی است که بدون روکش قابل خوردن نیستند.
شعر، داستان، خبر و هر نوع مطالب آگاه کننده و هشدار دهنده زمانی از آزادی برخوردارند که بتوانند تأثیرگذار باشند و به خوبی در روان خوانندگان هضم شوند. محرومان جامعه را قلم به دستان میتوانند محرومیتزدایی کنند وقتی بیانگر دردها و واقعیتها باشند.
بشکنی ای قلم ای دست اگر
پیچی از خدمت محرومان سر
پاسداشت قلم و آزادی نوشتن مراتبی دارد که مهمترین آن آمادهسازی جامعه برای مطالعه و کنکاش بیشتر است تا احساسات به عقلانیت و عقلانیت به تدبیر و فهم درآیند.
این مردم هستند که آزادی بیان و قلم را حافظند نه صرفاً قوانین و حکومتها زیرا قلم آزاد در حکم غذای سالمی است که ذائقه آدمها باید آن را طلب کند. ذائقه باید این آزادی را تجربه کند تا نیاز به آن را احساس نمایند.
والسلام
- دوشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۵
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۱۴ تیر ۹۵