سرمقاله
محمد عسلی
فیشهای حقوقی بعضی مدیران و دریافتیهای نجومی پنهان
اِم.اِس یا بیماری (اسکلروزیس) یک اختلال مادامالعمر در سیستم ایمنی خودکار بدن است که میتواند منجر به فلج شدید شود.
اختلال سیستم ایمنی خودکار وضعیتی است که در آن بدن آنتیبادیهایی را تولید میکند که به بافتهای خودش حمله میکنند…»(۱)
به نظر میرسد سیستم اقتصادی ما به بیماری ام.اس مبتلاست. یعنی مدیران ناظر بر سلامت دستگاههای اقتصادی ناسلامتی را با سوء استفاده از موقعیتهای شغلی بر بدنه اقتصاد کشور تزریق میکنند.
یکی از دلایل این ادعا قرار گرفتن سیستم اقتصادی در موضع انفعال و ناکارآمدی است. تورم جهشی، احتکارهای فرمایشی، اختلاسهای میلیاردی و اینک فیشهای حقوقی با ارقام نجومی.
وقتی قانون توسط افرادی زیر پا گذاشته میشود که وظایفشان در مدیریت نظارت هم هست همانند گلآلود شدن آب از سرچشمه است. آیا مسئولان ذیحسابی، بانکی و نظارتی از پرداخت این حقوقها به مدیران بانکها بیاطلاعاند؟
دریافت حقوقهای کلانی که هیچ توجیه قانونی، عرفی، اخلاقی و شرعی ندارند نشانهای از عدم پایبندی دریافت کنندگان آنها به قانون، باورهای دینی و اخلاقی و مسئولیت اجتماعی است.
بانکها، امانتدار پول مردمند، رؤسای بانکها و مدیران ارشد آنها به هر نام و نشان کلیددار گاوصندوقهای پولی کشورند، اگر خیانت در امانت از کلیدداران شروع شود از باجهداران چه انتظاری هست؟
با کدام منطق میتوان حقوقهای چند صد میلیونی را توجیه کرد؟
از چه زمانی این حقوقها پرداخت شده و ناظرین هیچ عکسالعملی انجام ندادهاند؟
وقتی نمنم باران از چشمها پنهان نمیماند چگونه سیلهای خانه خراب کن دیده نمیشوند؟
گر امر شود که مست گیرند، چه کسانی باید استعفا بدهند یا از کار برکنار شوند؟
کدام معیارهای علمی، اخلاقی و تجربی در گزینش نمونههایی این چنین از مدیران عامل یا مسئولان ردههای بالا و کلیدی رعایت شده که به نظر میرسد اشتباه بوده است؟
مگر میزان حقوق و مزایا در پستهای مختلف تعریف و معین نشده که هر کس به دلخواه برای خود حقوق و مزایا تعیین کرده است؟
چه کسانی باید پاسخگوی انحراف از معیارهایی باشند که زیر پا گذاشته شدهاند؟
آیا ناظرین سهمی از این دریافتها داشتهاند؟
مگر بر اساس ضوابط و معیارهای حقوق اداری کارمندان بر مبنای سلسله مراتب اداری پاسخگوی وظایف خود نیستند؟
درست به خاطر دارم در دوران جنگ تحمیلی بود که برای صرفهجویی در مصرف کاغذ، پیشنویسهای مکاتبات اداری را پشت کاغذ باطلههای بایگانی شده مینوشتیم؛ در مصرف برق محل کار صرفهجویی میکردیم؛ برای کمک به بودجه دولت تقاضای اضافه کار نمیکردیم؛ از حقوق ناچیز کارمندان به صورت داوطلبانه مبلغی برای کمک به جبهه برداشت میکردیم؛ از جان، مال و آبرو برای حفظ نظام و انقلاب میگذشتیم و به آن افتخار میکردیم؛ هنوز هم در مجموع چنین هستیم. چرا بعضی از مدیران به خود اجازه میدهند به چنین ملت ایثارگر و قانع و سختیکش، خیانت کنند و هر روز شاهد اخبار ناگواری از اختلاسهای کلان، سرقتهای پیدا و پنهان یقهسفیدها و مدیرانی باشیم که انتخاب آنها از طریق واسطه و رانت بوده است؟
مشکل عمده ما در همین بیماری ام.اس اقتصادی است و متأسفانه گرفتار خودزنی شدهایم.
آیا مجازات چنین افرادی صرفاً استعفا، برکناری و یا بازگرداندن دریافتیها به بیتالمال است یا جرمی شبیه به اختلاس کنندگان دارند که بیشتر از حق قانونی خود دریافت کردهاند؟
آیا تصویب کنندگان چنین حقوقها و مزایاهایی مقصر و مسئول و پاسخگو نیستند؟
این سؤالات و هزاران سؤالهای بیجواب دیگر در اذهان عمومی مدام مطرح میشوند.
و اما بعد:
نظارت مدیریتی، نظارت عمومی و نظارتهای تعریف شده دیگر در قوانین موضوعه کشوری زمانی کارآمد و مفید هستند که شاهد چنین وقایع و رویدادهایی نباشیم.
پس باید نهادها و ادارات و مؤسسات نظارتی را بازبینی، اصلاح و تقویت کنیم. از تعارف و تساهل و اغماض اجتناب کنیم و به صورت جدی سوء استفاده از بیتالمال که منافع عمومی را به خطر میاندازد نادیده نگیریم.
هر چند بیمار ام.اس مسری نیست، اما گفتهاند ارثی هست و علت آن را شرایطی دانستهاند که به آب و هوا و شرایط اقلیمی مربوط میشود. هوای اقتصادی کشور خوب نیست.
وقتی یک شبه پول ملی ما ۳۰۰ درصد کاهش بها پیدا میکند سیستم اقتصادی ما گرفتار ناامنی و اختلال است.
وقتی به نام ائمه معصومین (س) مؤسسات مالی و بانکهای قرضالحسنه خصوصی دائر میشوند که تا سقف ۳۵ درصد سود از وامگیرندگان دریافت میکنند و پس از مدتی هم اعلام ورشکستگی کرده و جمع میشوند هم با دین و هم با دنیای مردم بازی میشود.
نظارت یعنی اجازه ندهیم چنین مؤسساتی با مجوز رسمی بانک مرکزی به میدان آیند و اگر آمدند از همان آغاز بر عملکرد آنها نظارت داشته باشیم.
افزایش قاچاق کالا، بالا رفتن نرخ اقلام ضروری، رشوهخواری، فریبکاری، ریاکاری و دروغ، بیکاری و طلاق، اعتیاد و فساد، اختلاس و برداشتهای رسمی غیرمنصفانه از بیتالمال، خشونت و بالا رفتن آمار جرایم و تخلفات گوناگون همه ریشه در عدم نظارت دارند. عدم نظارتی که برنامهریزیهای غیراصولی و سازماندهیهای سلیقهای و توصیهای باعث آن شدهاند.
والسلام
————————
منبع: (۱) اینترنت
- شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۵
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۱۹ تیر ۹۵