سرمقاله
محمد عسلی
بهزیستی چگونه؟ تأمین اجتماعی تا چند تا کجا؟
بیمارستان شیراز یکی از بیمارستانهایی است که زیر پوشش سازمان تأمین اجتماعی است و متعلق به این سازمان است. این بیمارستان یکی از بیمارستانهایی است که با تراکم بیماران و مراجعین مواجه است که میباید حداقل سه دستگاه سونوگرافی جدید و دارای قابلیت بالا داشته باشد.
متأسفانه یک سونوگرافی کهنه دارد که بعضاً تشخیص بیماری با آن مشکل است. یا سیاه و یا سفید. این گفته یکی از پزشکانی است که تلفنی با من صحبت کرد و گفت: ما که هر چه گفتیم گوش شنوایی نبود لااقل تو بنویس شاید فردی پیدا شود، احساس مسئولیت کند و حداقل یک دستگاه سونوگرافی جدید برای این بیمارستان خریداری نماید.
و اما بعد:
شیراز از گذشتههای دور تاکنون یکی از قطبهای پزشکی کشور بوده است. از زمان قطبالدین شیرازی تاکنون اطباء و پزشکان نامی از این شهر برخاستهاند. شیراز و بیمارستانهای آن اخیراً با پیوند کبد و کلیه و نیز جراحی قلب باز شهرت جهانی پیدا کردهاند.
بسیاری از بیماران کشورهای همسایه برای درمان به شیراز میآیند. آیا انصاف است بیمارستانی که بخش خصوصی نیست و بیشتر افراد مستضعف مراجعین آن هستند از یک دستگاه سونو مناسب و باکیفیت برخوردار نباشد؟
ضربالمثل قدیمی «بند از هر جا باریکتر است پاره میشود» حکایت امروز این بیمارستان و بعضی درمانگاهها و بیمارستانهای دیگر است وگرنه در همین شیراز بیمارستانهای جدیدالتأسیس بخشهای خصوصی دائر کردهاند که مدرنترین تجهیزات پزشکی را در آن مستقر کردهاند.
معنی و مفهوم بهزیستی با شعار، سفارش، توصیه و اعلام گزارشهای صوری در جامعه نهادینه نمیشود.
سازمان تأمین اجتماعی یا همان بیمه وظایفی دارد که مهمترین آن نظارت بر روند کیفی و کمی بیمارستانهایی است که خود متولی آن است.
اینکه در بسیاری مواقع نگاهها به بیمهشدگان، نگاه دلسیری است و توأم با منت است جای بحث دارد که ذکر آن در شمارههای آینده خواهد آمد. اما ناگفته پیداست که بهزیستی و تأمین اجتماعی دو روی سکه سلامت هستند.
عدالت اجتماعی حکم میکند که قشر آسیبپذیر جامعه در شرایط اقتصادی فعلی که درآمدها کفاف هزینهها را نمیدهند ترتیبی داده شود تا اولاً پیشگیری از بیماریهایی که بعضاً قابل درمان هم نیستند اولویت اول وزارت بهداشت و درمان باشد ثانیاً هماهنگی بین ادارات و سازمانهای تابعه به گونهای باشد که در ازای هزینههای کلانی که صرف میشود نتایج مطلوبی گرفته شود.
متأسفانه ما در زمینه و موضوعیت بهداشت و درمان در موضع تدافعی هستیم، یعنی بیشتر اوقات را صرف درمان میکنیم در قضا هم روند بدینگونه است. علت بالا رفتن هزینههای درمان و مقابله با جرایم که منجر به افزایش بیمارستانها، درمانگاهها، مطبها، دادگاهها و زندانها شده است عدم برنامهریزی و تحقق اهداف پیشگیری است.
بهزیستی یعنی از آب و نان گرفته تا مواد خوراکی مردم که در فروشگاهها، رستورانها و سوپرمارکتها عرضه میشوند کاملاً سالم و بهداشتی باشند.
بهزیستی یعنی پیشگیری از آلودگی هوا، یعنی مقابله با اتومبیلها و کارخانجات دودزا و آلوده کننده.
بهزیستی یعنی مقابله با مصرف داروهای غیرضرور که بعضاً در یخچال خانهها انبار میشوند و مورد استفاده قرار نمیگیرند؛ اما دولت سوبسید و هزینه آن را میپردازد.
بهزیستی یعنی روابط اجتماعی سالم و استفاده بموقع و صحیح از تجهیزات و ابزارهای اطلاعرسانی.
بهزیستی یعنی جامعه بدون خشونت و با امنیت به نحوی که دادگاهها با این همه پروندههای جزایی و حقوقی مواجه نباشند.
بهزیستی یعنی ثبات شغلی، تأمین نیازهای اولیه و ضروری خانوادهها.
بهزیستی یعنی مقابله با تصادفات جادهای و خیابانی که سالیانه بسیاری از افراد هموطن ما که بعضاً سرپرست خانواده میباشند بر اثر آن تلف میشوند.
بهزیستی یعنی پیشگیری از خفگی در دریا، استخر، رودخانه و یا گازگرفتگی از طریق برداشتن موانعی که موجب این تلفات و مصائب میشوند.
بهزیستی یعنی یاری رساندن به ناتوانان جسمی، حرکتی و ناتوانان در کسب معاش و…
سازمانهای تأمین اجتماعی هم به همان نسبت که برای دریافت حق بیمه و افزایش درآمدهایشان مصرند میباید به گونهای خدماترسانی کنند که نگاهها به دفترچههای بیمه تفاوتی با بیماران غیربیمهای که به پزشکان و بیمارستانها مراجعه میکنند نداشته باشد.
داروخانهها، بیمارستانها و پزشکان تحت خدمات بیمهای از اینکه مطالباتشان دیر وصول میشود و میباید از هفتخوان رستم بگذرند تا به پولشان برسند پیوسته با اما و اگر و خوف و رجا به بیماران بیمهای خدمات میدهند.
اگر خدماترسانان دل خوشی از سازمانهای بیمه داشته باشند و منافعشان اقتضا کند که مبادا از آنها شکایتی شود که سازمانهای بیمه آنها را حذف کنند، آنوقت همه برای پذیرش بیماران بیمهای سر و دست میشکنند؛ نه آنکه با اکراه خدماترسانی کنند.
برای قلمی کردن گلهها و درد دلهای مردم و پزشکان مناسبتی دیدم که مصادف است با جمعه روز بهزیستی و تأمین اجتماعی. امید که گوش شنوایی باشد.
والسلام
- چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۵
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۳ تیر ۹۵