• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۳۰تیر ۹۵

سرمقاله
محمد عسلی
گذری و نظری در مسایل جوانان
بر اساس نتایج سرشماری آبانماه سال ۱۳۹۰ جمعیت کشور ایران ۶۶۹/۱۴۹/۷۵ نفر اعلام شده است که تقریباً نسبت به سرشماری سال ۱۳۸۵ حدود ۵ میلیون نفر به جمعیت ایران اضافه شده است. در سرشماری سال ۹۰ جمعیت مردان ۵۱ درصد و جمعیت زنان ۴۹ درصد کل جمعیت را شامل می‏شود.
با توجه به جوان بودن جمعیت ایران مهم‏ترین نگاه جمعیتی معطوف می‏شود به مسایل جوانان، جوانانی که به دنبال تحصیلات، اشتغال، تفریح، ازدواج و کسب هویت هستند.
آنچه مسلم است بحران بیکاری بعد از تحصیل به ویژه در شهرها تبعات سوء سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ویژه‏ای دارد که اعتیاد، تخلفات، جرایم، ولگردی و طلاق از مهم‏ترین آنهاست. جوانی که بعد از فراغت از تحصیل به ویژه تحصیلات دانشگاهی برای یافتن شغلی مرتبط با رشته تحصیلی به هر دری می‏زند و راهی برای ورود نمی‏یابد به ناچار دست به کارهایی می‏زند که با شأن و خواسته‏هایش همخوانی ندارد.
نقطه آغازین انحراف از معیارهای اخلاقی و هویت‏سازی برای حفظ شئونات شخصیتی، ناامیدی است.
ناامیدی از آنجایی در ذهن و زبان جوان شکل و قوت می‏گیرد که تلاش‏های تحصیلی خود را عبث می‏پندارد و نمی‏تواند خود را با خواسته‏ها و آرزوهایش وفق دهد و پاسخگوی نیازهایش باشد.
سؤال:
با توجه به نتایج سرشماری‏های به دست آمده در ایجاد تسهیلاتی برای اشتغال جوانان، تفریح و سرگرمی سالم و نهایتاً ازدواج و تحصیلات آنان دولت‏های گذشته و حال چه اقداماتی انجام داده‏اند؟
آسیب‏شناسی انحرافات ناشی از بیکاری و یا مشاغل کاذب تا چه میزان توانسته راه و روش نوینی برای رفع بحران بیکاری پیش پای ما بگذارد؟
آیا به منظور پیشگیری از جرایم و مصیبت‏هایی مانند اعتیاد، طلاق، مهاجرت نخبگان و فسادهای موجود به جای هزینه کردن در حالت دفاع از قبیل دستگیری خاطیان و خلافکاران و محاکمه و مجازات آنها که نهایتاً به افزایش ظرفیت زندان‏ها و شلوغی محاکم قضایی منجر شده تلاش و تدبیری در جهت بکارگیری جوانان داشته‏ایم؟
آیا بخش خصوصی را به اندازه‏ای ترغیب و تقویت کرده‏ایم که برای تأسیس کارخانجات و کارگاه‏هایی که اشتغال همه جانبه‏ای را ایجاد کنند از یکدیگر سبقت بگیرند و همانند کسانی که در کشورهایی مانند چین و امارات و امثالهم سرمایه‏گذاری می‏کنند برای سرمایه‏گذاری در کشور، رغبت نشان دهند و یا برعکس با ایرادهای بنی‏اسراییلی طوری با آنها برخورد کرده‏ایم که عطایش را به لقایش ببخشند و راه دیگری دنبال کنند؟
مسایل کنونی جوانان ما نه فقط در بعد اشتغال قابل بحث و نقد است بلکه در عدم امکانات مطلوب در نقاط مختلف کشور برای تفریحات سالم هم قابل بحث و نقد است.
ورزش همگانی، مطالعه همگانی، شادی و نشاط همگانی و حضور فعال همگانی در سرگرمی‏هایی که لذتبخش و نشاط آورند را به ندرت شاهدیم.
ناگفته پیداست که بیماری‏های روحی – روانی در سنین جوانی که بعضاً شاهدیم درمانگاه‏ها و بیمارستان‏ها را پر کرده حکایت تلخ و روایت به هم خوردن ساختار تفریحاتی سالم است اگر ورزش و سرگرمی‏های نشاط آور از بیماری‏های جسمی، حرکتی و روحی روانی پیشگیری می‏کنند چرا هزینه‏هایی را که صرف تشخیص و درمان می‏کنیم برای پیشگیری به کار نمی‏بریم؟
باور کنیم که فراغت و چگونگی گذران اوقات آزاد پیوسته متأثر از اوضاع و احوال اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی حاکم بر جامعه است. در روزگار ما به علت تحولات و دگرگونی‏های شدید و سریع فرهنگی، اجتماعی جامعه رفاه بیشتری طلب می‏کند.
اگر روزی روزگاری بچه‏ها و حتی جوانان در کوچه و خیابان سرگرم بازی‏ها و تفریحات ساده‏ای بودند که اقتضای زمان آنها بود، اینک امکانات و تجهیزات پیشرفته ورزشی، تفریحی و علمی طلب می‏کنند که گر چه آماده‏سازی آنها برای تمامی گزینه‏های مورد بحث امکان‏پذیر نیست اما حداقل برای کسانی که تمایل دارند با آنها سرگرم شوند می‏باید آماده‏سازی شود. لذا هر چقدر ما نصیحت کنیم، وعظ و سخنرانی‏ها را افزایش دهیم و جوانان را با پند و اندرز به خود بخوانیم ولی انرژی‏های متراکم آنها را آزاد نکنیم راه به جایی نخواهیم برد و نتیجه این می‏شود که با ۳ میلیون معتاد در اندازه و ابعاد مختلف مواجه باشیم و یا ۷ میلیون نفر بیکار داشته باشیم که زنگ خطری برای یک جامعه اسلامی است که می‏خواهد الگوی انقلابی کشورهای دیگر باشد.
یادم هست آیت‏الله حائری امام جمعه سابق شیراز در یکی از خطبه‏های نمازجمعه عنوان کرد: «ما در گریه انداختن مردم مدرک دکتری داریم، اما برای خنداندن آنان مدرک ششم ابتدایی هم نداریم…» این سخن حساب شده و درستی است که نباید از نتایج آن غافل ماند.
می‏خواهیم راه‏های خلاف را مسدود کنیم، اما به جای آن راه دیگری نمی‏گشاییم؟
دوستی‏های پسران و دختران نامحرم را خلاف شرع می‏دانیم، اما شرایط مناسبی برای پایین آوردن سن ازدواج ایجاد نمی‏کنیم و اگر می‏خواهیم ایجاد کنیم با موانع سلیقه‏ای و محدودیت‏های مالی و قانونی مواجه می‏شویم.
نسل ما که این انقلاب را به پیروزی رساند در حال پیر شدن است، دنبال‏کنندگان و متولیان آینده نه چندان دور انقلاب همین جوانان و نوجوانان هستند که می‏باید با امید و انگیزه و روحیه‏ای شاد و بانشاط و باوری عمیق امانتداران و حافظان انقلاب و کشور باشند. پس این سرمایه‏های بی‏نظیر را از هم‏اکنون دریابیم و در سالم‏سازی جسم و روح آنان بکوشیم.
والسلام

Comments are closed.