• print
یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۴ مرداد ۹۵

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
خاستگاه معنوی و انسانی گفت ‏و گو
شاید اگر قابیل در واکنش به اعلام داوری خداوند توسط حضرت آدم در خصوص رد و پذیرش قربانی قابیل و هابیل پیش از اقدام به برادرکشی از پدرش توضیح خواسته بود، دست هایش به خون آغشته نمی شد و اولین برادرکشی رقم نمی خورد. در قرآن کریم آنجا که خداوند موسی را مبعوث کرده و مامور نجات قوم بنی اسرائیل می کند به او می فرماید به سمت فرعون برو و با زبانی نرم با او سخن بگو، احتجاجات حضرت ابراهیم با پدر و قوم خودش پیرامون ضعف و ناتوانی بتها و رویکرد به گفت‏ و گو و استدلال و همچنین تبلیغ توام با اقامه ی ادله توسط حضرت نوح به مدت چند صد سال و ایفای نقش معلم از سوی حضرت عیسی ابن مریم (ع) به منظور بسترسازی و ایجاد آمادگی در جامعه ی ستم زده و غرق در مناسبات مبتنی بر برده داری و در نهایت چند سالی که پیامبر اکرم (ص) به صورت مخفیانه مردم را به خدای یکتا دعوت می کردند و پس از آن نیز در جای جای قرآن از مشرکان می خواستند که برای اثبات ادعای خود دلیل بیاورند، همه ی اینها نشان دهنده ی ضرورت مقدم بودن گفت و گو و اقامه ی حجت بر منازعه و جنگ به منظور گرفتن حق است.
شایان ذکر است که کاربرد گفت و گو تنها به مسائل سیاسی محدود نمی شود و در بسیاری از مناسبات اجتماعی و اقتصادی و حتی اداری و قضایی در اولویت قرار دارد. مراسم خواستگاری و معارفه در پیوندهای خانوادگی، وساطت کدخدامنشانه ریش سفیدها در منازعات و دعاوی حقوقی و خانوادگی و انجام مصاحبه برای استخدام در مناسبات اداری و بهره گیری از کارپردازان و ویزیتورهای خوش صحبت و آشنا به قانون تجارت و زبان های خارجی و در مناسبات اقتصادی و…. همه و همه نشان دهنده ی جایگاه گفت و گو در کاهش هزینه ی تصمیمات یک جانبه است که انسان ها در جریان زندگی با آن مواجه می شوند. اینکه اعتقاد به مذاکره در کار سیاست پررنگ تر از سایر عرصه ها به چشم می آید ریشه در قدرت بازدارندگی آن برای کاهش هزینه های فراوانی دارد که در فضایی عاری از گفت و گو بر عموم مردم تحمیل می شود.
اگر چه در دنیای سیاست هیچ کس نمی تواند روی نتایج گفت و گو به صورت صد درصدی حساب باز کند و حتی در مواردی از مذاکره برای اتلاف وقت استفاده می شود اما در عین حال یکی از نشانه های هوشمندی یک سیاستمدار و دیپلمات، چنگ اندازی به ریسمان گفت و گوی هدفمند برای خروج از تنگناهایی است که نجات از آنها در گرو دستیابی به توافق دو طرفه است
ناگفته پیداست که قهر با مذاکره و تصور بهره گیری از آن به عنوان زرهی که مانع از نفوذ و تأثیر پذیری است، معمولا به تصمیم گیری های یک جانبه ای منجر می شود که برای هیچ کس الزام آور نیست و با توجه به جایگاهی که مذاکره در عرف دیپلماسی پیدا کرده، گریز از آن توسط دشمن به دستاویزی تبدیل می شود تا مذاکره ستیزان را به مخالفت با متن و محتوای مقاوله نامه ها و قوانین بین المللی متهم کنند. بر این اساس حتی اگر ما به دنبال پذیرش خواست طرف مقابل از طریق مذاکره هم نباشیم نباید از فرصتی که در جریان مذاکره برای چانه زنی و تنویر افکار عمومی جهانیان پیدا می کنیم، چشم پوشی نماییم.ضمنا با توجه به این که بخش قابل توجهی از دیدگاه های طرفین مذاکره توسط رسانه ها بازتاب داده می شود، کشور مورد ستم واقع شده می تواند از گفت و گو برای تبیین نقطه نظرات خود و دعوت وجدان های بیدار به داوری و قضاوت منصفانه استفاده کند.
تردیدی نیست که ما و بسیاری دیگر از کشورهای توسعه نیافته و حتی در حال توسعه با وجود این که به برخی قوانین ظالمانه حاکم بر شورای امنیت و سازمان ملل نقد منطقی داریم ولی در عین حال عضویت در سازمان ملل را تحمل می کنیم چرا که به دنبال بهره گیری از کرسی و جایگاهی هستیم که برای ما این امکان را فراهم می آورد تا از امتیازات این هموندی بهره گرفته و با به اشتراک گذاشتن دیدگاه های خود با کشورهایی که شرایطی مشابه ما دارند به یارگیری و تقویت و تثبیت مواضع خود بپردازیم.سازمان ملل نیز عرصه ی گفت و گوست و عضویت در آن نیز به منزله پذیرش شرایط گفت و گوست با این تفاوت که در سازمان ملل امنیت جهانی باید دغدغه ی مشترک باشد و در گفت و گوهای دو جانبه و چند جانبه و منطقه ای، موضوع مذاکره تعیین کننده ی شعاع دغدغه ی طرفین است.
یکی از آثار سوء گریز از گفت و گو در حوزه سیاست خارجی این است که برخی چنین رویکرد غلطی را به مسائل داخلی تسری دهند و با تخطئه ی کسانی که به دنبال گفتمان سازی با هدف دستیابی به وفاق ملی هستند تلاش کنند با توسل به شیوه های قهرآمیز مغایر با قانون اساسی در برابر شکل گیری تشکل های مردم نهاد و احزاب مستقل و رسانه های متعهد که بسترساز گفتمان های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی به صورت شفاف هستند، مانع ایجاد نمایند.
خوشبختانه شیرازه ی گریز از گفت و گو در جریان مذاکرات هسته ای و توافق برجام از هم گسیخت و این رویداد تاریخی نقطه عطفی شد که حتی می توان از آن در صورت نافرجامی برجام نیز برای اثبات عدم صداقت طرف های مقابل از آن بهره جست. روند کند و توام با تأمل مذاکرات هسته ای نشان دهنده ی سهم تمامی مولفه های تاثیر گذار نظام در نتیجه بخشی آن بوده است و این توافق به هر کجا که بیانجامد پاسخگوی ویژه ای نخواهد داشت. برخی اظهار نظرهای افراطی و تفریطی نیز کاملاً حساب شده است کما این که از آن سو جمهوریخواهان و دموکرات ها نیز درشتی و نرمی را در این خصوص به هم می آمیزند تا جا دستی برای تغییر موضع احتمالی داشته باشند.
نمی توان کتمان کرد که در گذشته به دلیل این که اکثریت قریب به اتفاق مردم از سواد و بینش سیاسی و اقتصادی برخوردار نبودند و امکانات ارتباطی هم در حدی نبود که بتوان در زمانی کوتاه به گفتمان سازی و نظر سنجی پرداخت، مشارکت دادن مردم در تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها دشوار بود و معمولاً مردم را در میانه ی راه می پیچاندند. این شیوه سنتی حکومت در حال حاضر پاسخگوی اداره کشور نیست. یکی از راههای اثبات مشارکت مردم در امور سیاسی، همخوانی نظرسنجی های آزاد و شفاف مردمی با دیدگاه های مسئولین و صاحبان تریبون است.
نباید فراموش کرد که ما در مقام تعریف انسان از ناطق بودن او سخن به میان می آوریم. ناطق کسی است که سخنی متکی بر اندیشه دارد، لذا در جریان گفت و گو و مذاکره و تعامل فکری است که انسانیت انسان تبلور پیدا می کند. بر اساس داستان نمادین خلقت، انسان از گفت و گو آغاز می شود.اگر امکان گفت و گو را از انسان بگیرند دوباره باید به جنگل بازگردد و یا غارنشین شود. فرهنگ و تمدن نیز بر پایه گفت و گو استوار است آثار تاریخ و تمدن و هنر و تمامی میراث های انسانی چیزی جز رد پای گفت و گو نیستند.
از این رو باید گفت و گو را جدی بگیریم.

Comments are closed.