سرمقاله
محمد عسلی
نماز جمعه و اما و اگرها
در سالهای اولیه پیروزی انقلاب اسلامی که بازار احزاب و گروههای سیاسی گرم بود باخبر شدم حضرت آیتالله خامنهای و آیتالله هاشمی در ملاقاتی با حضرت امام راحل مطرح کردند که اجازه فرمایید ما دو حزب اسلامی تشکیل دهیم با دو روش که خلأ احزاب قوی و پرطرفدار پر شود و این دو حزب در رقابتی سالم نسبت به عضوگیری اقدام نمایند.امام راحل (ره) در پاسخ فرموده بودند شما سعی کنید همین جمعیت نماز جمعه را حفظ کنید که پایگاه محکم عبادی سیاسی است.
هر چند حزب جمهوری اسلامی را آقایان تشکیل دادند، اما این حزب هم همانند سایر احزاب چندان موفق نبود و تأثیرگذار نشد و شاهد بودیم که منافقین مقر حزب را منفجر کردند و ۷۲ تن از فعالین سیاسی – مذهبی را به شهادت رساندند. اما برگزاری نماز جمعه در تهران و سایر نقاط ایران با قوت ادامه یافت و مورد اقبال عمومی قرار گرفت تا جایی که من به یاد دارم قسمتهایی از خیابانهای اطراف مسجد و بازار وکیل در شیراز هم برای استقرار نمازگزاران مورد استفاده قرار میگرفت.
و اما بعد:
حجتالاسلام سقاچی در دیداری که چند روز پیش از روزنامه «عصر مردم» داشت و بخشهایی از مصاحبه ایشان چاپ شد اظهاراتی کرد و درد دلهایی در خصوص وضعیت کنونی مساجد و عدم اقبال بسیاری از نمازگزاران برای اقامه نماز در مساجد شیراز، از جمله اینکه ایشان گفت سرجمع طلبههای حوزههای علمیه شیراز بیش از هزار نفر است اما حداکثر ۲۰ الی ۳۰ نفر از آنان در نماز جمعه دیده میشوند.
این اظهارات ایشان به عنوان کسی که متولی و دستاندرکار مساجد و نماز است مرا بر آن داشت تا نقدی بر این وضعیت داشته باشم.
نخست اینکه قرآن در برگزاری نماز جمعه صراحت دارد و به عنوان یک امر الهی یا تکلیفی برای مسلمانان روشن کرده است که: «وقتی ندا داده میشود برای نماز جمعه بشتابید برای یاد خدا و کسب و کار را تعطیل کنید…»
اگر منادیان و مبلغان دین و مذهب که همان روحانیون و طلبههای دینی هستند در صفوف اولیه نماز نباشند و یا تعدادشان به حداقل برسد چه توقعی است که مدیران و صاحب منصبان و دیگر مسلمانان به ویژه جوانان با شور و اشتیاق به صفوف نماز جمعه بپیوندند.
نماینده محترم ولی فقیه در استان و امام جمعه شیراز حضرت آیتالله ایمانی که یکی از افراد صاحب نام و باتجربهای است و در طول سالیان، امامت جماعت شهر کازرون، بوشهر و شیراز را عهدهدار بودهاند بارها به اهمیت نماز جمعه و وجوب آن اشاراتی داشتهاند زیرا در نماز جمعه میتوان برای عارف و عامی و باسواد و بیسواد مسایل دینی، سیاسی و مذهبی و اخلاقی را به زبان ساده بیان کرد و کشور و انقلاب و اسلام را از مخاطرات دشمنان آگاه نمود و بر وحدت و یکپارچگی ملت تأکید کرد و میعادگاهی را مقتدرانه اداره نمود که ابهت اسلام را به چشم جهانیان میکشاند زیرا به فرموده امام راحل هیچ حزب و جمعیتی نمیتواند همانند نماز جمعه ساده و بیدردسر دائر شود و برکاتی داشته باشد.
و اما در خصوص مساجد شیراز و سایر شهرستانها و بهتر بگویم مساجد کل کشور ما با انتقاداتی مواجهیم که بعضاً به حق است و اگر به آنها رسیدگی شود و رفع نقص گردد، شاهد حضور حداکثری جوانان در صفوف نمازهای یومیه خواهیم بود.
نخست نظافت و بهداشت و تمیزی و زیبایی مساجد است. از سرویسهای بهداشتی گرفته تا نظافت فرشها ما به یک برنامه و تجدیدنظر نیاز داریم.
اگر به گذشتههای نه چندان دور که مردم جوراب نمیپوشیدند و پای در کفشهای روبسته نداشتند فکر کنیم هیچ پایی عرق نمیکرد که بو بدهد، وقتی با پاهای عرق کرده و جورابهای بدبود به سجده میرویم و نمازگزاران در صفوف فشرده به هنگام سجده سر بر زمینی میگذارند که معمولاً چسبیده یا با فاصله کمی از پاهای خمیده نمازگزاران مقابل است، هر کس منتظر است سریع سر از سجده بردارد؛ فرشها هم همان بوی عرق پا را میدهند هر چند روزانه تمیز شوند و یا شسته شوند روز دیگر بدبو میشوند.
پس ترتیبی بدهیم تا نمازگزاران پس از به جای آوردن وضو و مسح پا، پاهای خود را بشویند و بدون جوراب وارد مسجد شوند؛ میتوان این خواسته معقول را به مرور به عادت در آورد.
نکته مهمتر آنکه هم مساجد هم ائمه جماعات و هم متولیان مساجد باید دارای جاذبه باشند. اینکه وقتی وارد مسجد میشوی با یک متولی کجخلق مواجه شوی که مدام اظهار گلایه و ناراحتی میکند و گویی طلبکار نمازگزاران است، نباید انتظار داشته باشیم جوانان از این وضع استقبال کنند. به نظر میرسد متولیان به وظایف خود آگاه نیستند.
امروز که اکثر مساجد برای برگزاری مراسم ختم از یک هفته یا دو هفته قبل نوبت میدهند و برای هر مراسم هم پول کافی دریافت میکنند، میتوان از وجوهات حاصله هزینههای بهداشتی و حقوق مکفی متولیان را تأمین کرد.
سؤال: آیا بر این دریافتیها نظارتی و حساب و کتابی هست؟
مسأله دیگر آنکه حضور در مسجد برکات و صواب عظیمی دارد چنانکه در گذشته اکثر مشکلات مردم در مساجد عنوان میشده و در همان مساجد هم رفع و رجوع میشده، این مطلب متأسفانه هنوز جا نیفتاده.
نباید نگاه به مسجد صرفاً به عنوان یک سنگر سیاسی باشد، هر چند به فرموده امام (ره) مساجد سنگرند. اما نخست سنگر دینداری و خدامحوریاند سپس یک سنگر سیاسی برای مقابله با مهاجمان و برهمزنندگان نظم اجتماعی و شهری.
به هر تقدیر این جمعیت نمازخوان چه در نماز جمعه و چه در مساجد شیراز که شهر اولیاءالله است و سومین حرم اهلبیت خوانده میشود در شأن مردم خداجو و مسلمان شیراز نیست و میباید در این راستا حرکتی ایجاد شود. نخست اینکه از طلبههای حوزوی دعوت کنیم به نماز جمعه بیایند و صفوف اولیه را پر کنند؛ چرا که دو صد گفته چون نیم کردار نیست.
والسلام
- سه شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۵
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی ” ۲۳ شهریور ۹۵