• print
یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۷ شهریور ۹۵

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
ابعاد مظلومیت امام حسین (ع)
برداشت عمومی از مظلومیت یک شخصیت تاریخی معمولاً معطوف به نادیده انگاشتن صلاحیت ها و توانایی های اوست. این که فردی از هر جهت خود را برای بهره مند ساختن دیگران از موقعیت معنوی و علمی خود مهیا ساخته باشد اما نادیده انگاشته شود در واقع از او یک مظلوم می سازد. از یک منظر دیگر کسی که دیگران برخوردی فراخور جایگاهش با او نداشته باشند، مظلوم است که البته چنین ظلمی دو سویه است، چرا که هم مانع فیض رسانی او شده اند و هم خود را از فیوضات او محروم ساخته اند یعنی به خود نیز ظلم کرده اند. از این جهت هر شخصی ممکن است در طول زندگی چنین احساسی داشته باشد که مورد ظلم واقع شده و به او بی مهری شده است. اما این که چگونه یک شخصیت تاریخی به نماد مظلومیت تبدیل می شود و یادآوری آنچه با او کرده اند، اشک را از گونه ها جاری می سازد و یک تراژدی را رقم می زند که هرگز بوی ماندگی به خود نمی گیرد و می تواند الهام بخش تمامی انسان ها صرف نظر از دین و مذهب و نژاد و ملیت شان باشد، امری کاملاً استثنایی است و بیانگر این واقعیت است که آن شخص از جهات گوناگون مورد ظلم و ستم قرار گرفته است.
امام حسین (ع) شاخص ترین نماد مظلومیت است که تمامی انواع مظلومیت ها را از جد و پدر و برادرش به ارث برده و فراتر از آن حتی پس از شهادت نیز جایگاهش به شایستگی شناخته نشده و به مظلومیت اش نیز ظلم کرده اند یعنی نگذاشته اند که پیامش به گوش همه ی انسان ها برسد. وقتی یک نفر تمام هستی خود را خرج و صرف یک هدف می کند و جانش را نیز بر سر آن می گذارد، حداقل حق و انتظارش این است که او را از زندان تاریخی که دست ساخته ی دشمنانش است بیرون بیاورند و منظور و هدف او از نهضتش را تشریح کنند.
الف: اولین نشانه ی مظلومیت امام حسین (ع) را می توان از لابلای تاریخ مکتوب استخراج کرد. به دنبال انعقاد صلح بین امام حسن (ع) و معاویه پیمان نامه ای به امضا رسید که بر اساس آن معاویه باید خلافت را پس از خود به حسن ابن علی (ع) بسپارد و اگر ایشان در قید حیات نباشد خلافت به امام حسین (ع) برسد. عدم پایبندی معاویه به مفاد صلح نامه ظلمی است که از یک سو متوجه حسین ابن علی (ع) است و از سوی دیگر متوجه امت اسلامی شده است که از رهبری او محروم شدند.
ب: ظلم بعدی به نحوه ی بیعت گرفتن از مردم برای جانشین معاویه باز می گردد که هیچگونه سنخیتی نه تنها با سنت نبوی و شیوه ی مورد تأیید خلفای راشدین ندارد بلکه حتی چهره های موجه از مهاجرین و انصار نیز آن را قبول ندارند. رأی گرفتن با تطمیع و تهدید که تا آن زمان سابقه نداشته است.
ج: ظلم بعدی تعیین جانشینی است که نه تنها هیچگونه شباهتی به خلفای پیش از خود ندارد و حاضر نیست مانند پدرش معاویه در حد ظاهرسازی، شعائر دینی را پاس بدارد بلکه وحی را به سخره می گیرد و مسئله نبوت را گونه ای بازی قلمداد می کند که هاشمیان برای حکومت بر عرب به راه انداخته اند.
د: ظلم دیگری که بر امام حسین (ع) روا داشته شد این بود که مردم زمانه اش مسخ شده و بازیچه ی درهم و دینار بودند و شرکت در فتوحات و دستیابی به غنائم فراوان و دستیابی به کنیزان زیبا و غلامان حلقه به گوش، برداشت متفاوتی از دین و جهاد برای آنها به ارمغان آورده بود. کسانی که صحابی بودن، مهاجر بودن و تابعی بودن و سابقه ی شرکت در جنگ و جهاد را به امتیازی برای دست یازیدن به پول و قدرت تبدیل کرده بودند و بدون شرم و خجالت از خود حدیث می ساختند و اعتبار و وجاهت اجتماعی خود را خرج آباد کردن دنیای دیگران می کردند.
ه: ظلم دیگری که بر امام حسین (ع) رفت این بود که گروهی از مردم که بعضا ادعای پیروی از او را داشتند نیز دچار کج فهمی و تذبذب و عدم ثبات در رأی بودند. بدین ترتیب امام حسین (ع) حتی از حمایت کسانی که یزید را شایسته ی خلافت نمی دانستند نیز برخوردار نبود. امتناع برخی از شخصیت های قبیله ی بنی هاشم برای همراهی با امام حسین (ع) نشان می دهد که سایه ی تطمیع و تهدید بنی امیه تا چه اندازه گسترده بوده است. نوع پرسش ها و پاسخ ها و مناظره هایی که بین امام حسین (ع) و برخی از چهره های شاخص آن زمان رد و بدل شده بیانگر غبارآلود بودن فضا برای دیدن واقعیت ها بوده است و متقاعد شدن برخی از این شخصیت ها پس از روشنگری های امام حسین (ع) بیانگر این است که تبلیغات ویرانگر دستگاه اموی با محوریت ترور شخصیت ها و حدیث سازی تا چه حد انسان های حق طلب را در شرایط بلاتکلیفی قرار داده است.
و: ظلم دیگری که بر امام حسین (ع) رفت به حاکمیت نظام قبیله ای بازمی گردد. در نظام قبیله ای، اراده ی همه افراد قبیله در شیخ و رهبر قبیله متمرکز گردیده و تعصب قبیله ای اجازه نمی دهد که کسی حتی با وجود درک حقیقت بر اساس تحلیل شخصی خود از واقعیت ها بتواند از حق دفاع کند. تمامی کسانی که فراتر از قید و بندهای قبیله ای به حمایت از امام حسین (ع) برخاستند و در صحرای کربلا به شهادت رسیدند این توفیق را داشتند که بر روی این سنت جاهلی خط بطلان بکشند. کسانی نظیر حبیب ابن مظاهر، مسلم ابن عوسجه، زهیرابن قین و…
ز: ظلم دیگری که بر امام حسین (ع) رفت این بود که ساکنان کوفه امام حسین (ع) را وجه المصالحه ی مطالبات خود از بنی امیه قرار دادند که متأسفانه زوایای نهفته ی این مسئله به خوبی تبیین نشده و جا نیفتاده است. بسیاری تصور می کنند که تمامی نویسندگان نامه با هدف حمایت از حسین ابن علی (ع) و تشکیل حکومت در عراق به زعامت او اقدام به چنین کاری کرده اند. در حالی که اکثریت آنها به دنبال سهم خواهی از دستگاه خلافت و در صدد تشکیل حکومتی نیمه مستقل بودند که قادر باشد خراج سرزمین های شرقی را نصیب آنها کند یا حداقل با گرفتن حق المصالحه با دستگاه اموی کنار بیایند. معامله ای که آنها قبلاً با امام حسن (ع) کردند نشان می دهد که اغلب آنها از جهادگر بودن خود دکانی ساخته بودند که شبانه روز در آن زهد فروشی کنند. نباید فراموش کرد که ساکنان عراق قبل از بعثت پیامبر اکرم (ص) و در زمان قدرت نمایی ایران و روم در سرزمینی حائل قرار داشتند و دائماً با ساکنان شامات که پایگاه نظامی رومیان بود در منازعه و کشمکش بودند و به این وضعیت عادت داشتند ضمن این که همواره به ساکنان شام به عنوان رقیب تاریخی نگاه می کردند! کوفه یک شهر نظامی بود که کسانی از مکه و مدینه و حبشه و یمن و ایران و سایر بلاد اسلامی در آنجا سکونت کرده بودند و درآمد آنها غیر از مقرری ثابت از بیت المال، غنایمی بود که در پیشروی ها و فتوحات به دست می آوردند. لذا آنها به آن اندازه که مایل با جنگ با غیرمسلمانان بودند تمایلی به حل اختلافات بین مسلمانان و طرفداری از حق نداشتند که اگر غیر از این بود علی (ع) آنها را به اشباح الرجال تشبیه نمی کرد.
ح: ظلم دیگری که به امام حسین (ع) روا داشته شد این بود که عده ای چه در شام و چه در کوفه بر این باور بودند که منازعه ی بین امام حسین (ع) با یزید دعوایی از جنس منازعه ی عبدالله ابن زبیر با یزید است. یعنی دعوا بر سر حکومت است. لذا ترجیح می دادند از این نمد کلاهی برای خود تدارک ببینند تا این که به نفع یکی از آن دو جان خود را از دست بدهند. البته نباید فراموش کرد که معاویه در جا انداختن این دیدگاه سهم بسزایی داشت.
ط: ظلم بعدی که بر امام حسین (ع) روا داشته شد این بود که پس از واقعه ی کربلا تحلیل های متفاوتی از این نهضت ارائه شد. عده ای از نظریه پردازان که جیره خوار دستگاه اموی بودند تلاش کردند همه چیز را به خواست خدا حواله دهند که به زعم آنها از نصرت کننده دین حمایت کرده و شورشیان را به جای خود نشانده است، عده ای نیز ارائه ی گزارش های غلط پیرامون حرکت امام حسین (ع) به دستگاه خلافت و خودسری ابن زیاد را عامل این رسوایی قلمداد کردند و حتی مدعی دخالت غیرمسلمانان در این ماجرا شدند و عده ای دیگر نیز به شهادت رسیدن امام حسین (ع) را هزینه ای تلقی کردند که باید برای یکپارچه نگه داشتن سرزمین های اسلامی پرداخت می شد. هر چند عده ی قلیلی نیز این حرکت را تقبیح کردند و آن را محکوم نمودند نظیر یکی از همسران یزید و معاویه دوم پسر یزید که البته نتیجه اش را هم دیدند.
اما تحلیل هایی که مخالفان بنی امیه از نهضت حسینی داشتند عمدتا سر در منافع شخصی و قبیله ای داشت هر چند با محوریت مظلوم نشان دادن حسین ابن علی (ع) دنبال می شد. عبدالله ابن زبیر در مکه خون امام حسین (ع) را دستمایه ی شورش بر دستگاه اموی کرد و تا سالها خود و فرزندانش در مکه حکومت کردند. در برخی شورش ها که در سرزمین های تازه آزاد شده صورت گرفت، ماجرای کربلا نقطه ضعف حکومت اموی و به عنوان نشانه ی عدم صلاحیت امویان برای حکومت بر سرزمینشان مطرح می شد. شورش هایی که در بصره و کوفه به راه افتاد نیز از اصالت بالایی برخوردار نبود و به همین دلیل هرگز به نتیجه نرسید زیرا مشارکت کنندگان در این شورش ها به محض رسیدن به اهداف خود، سست می شدند و یهودا وار خنجر خیانت را بیرون می کشیدند.
تنها عده ی انگشت شماری بودند که هدف اصلی امام حسین (ع) را که اصلاح در دین محمد(ص) و تاکید بر شایسته سالاری برای خلافت بر مسلمانان بود را درک کردند.
و اگر بخواهیم از ظلم هایی که هم اکنون بر امام حسین روا داشته می شود سخن به میان آوریم باید موارد زیر را مورد اشاره قرار دهیم:
الف: اختلاف نظر گروه های متعدد شیعی بر سر فسلفه ی قیام امام حسین (ع)
ب: بهره برداری های متفاوت و گاه متناقض از احساسات شیعیان که منبع انرژی بسیار بالایی است.
ج: آمیختگی باورهای مذهبی با اغراض حاشیه ای فراخور موقعیت جغرافیایی محل سکونت شیعیان
د: کیفیت پایین عزاداری ها که با محوریت بصیرت افزایی دنبال نمی شود و عمدتاً اهدافی را دنبال می کند که پیوندی با جوهره ی قیام اباعبدالله الحسین و عزت طلبی و آزادمنشی او ندارد.
ه: با وجود آن که بود و هستی هر شیعه ای باید نمود داشته و منش و روش شیعیان شباهت زیادی به سرور آنها داشته باشد متأسفانه اغلب شیعیان از این جهت فاصله زیادی با آن حضرت دارند و در بهترین و خوشبینانه ترین وضعیت تلاش می کنند که تمامی عشق و محبت خود را در ابراز ارادت زبانی خلاصه کنند و به مناسبت هایی خاص آن را بروز دهند و روز به روز از یک سو بر مظلومیت امام حسین (ع) بیافزایند و از سویی دیگر برای مظلومیتش گریه کنند.

Comments are closed.