• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۸ مهر ۹۵

سرمقاله
محمد عسلی
عزای حسینی، چگونه و چرا؟
گریستن برای ظلم و شقاوتی که بر امام حسین (ع) و فرزندان و اهل‏بیت و یاران باوفایش رفته است به همان اندازه ارزش معنوی دارد که خوشحال بودن برای چنین مجاهدان فی‏‏سبیل‏اللهی که اسوه حسنه شدند و سرمشقی برای انسان‏های کمال‏یاب و افتخاراتی عظیم برای مسلمانان به ویژه شیعیان.
و اما بعد:
مظلومیت جهادگران سرزمین کربلا هر چقدر جانسوز و دردآور باشد که بتواند قرن‏ها بعد از آن سینه به سینه نقل شود و میراث معنوی آن به ما برسد به آن اندازه نیست که تأثیرپذیری از آن وقایع تلخ ما را در حق‏طلبی، حق‏باوری و حقگویی و مجاهدت در این راه مصمم و شجاع به آوردگاه حق و باطل آورد.
اگر هر سینه‏زن و زنجیرزنی و یا هر مداح و نوحه‏خوانی به هر سال به خود بباوراند که هر آنچه می‏شنود و یا می‏گوید در مدح و ثنای امام حسین (ع) بدان عمل نماید و یا حداقل سالی یکی از آن صفات را در تعاملات اجتماعی بروز دهد بسیاری از مسایل رفتاری و اخلاقی جامعه ما حل می‏شود و ما دیگر شاهد دروغ، ریاکاری و بدرفتاری با هم نخواهیم بود.
مهم‏تر از آن گناه از جامعه ما رخت برمی‏بندد.
همه می‏دانیم که ائمه اطهار (س) مراد و الگوهای نیکوی ما بوده و هستند. اگر این الگوها و سنت‏های آنان در جامعه ما نهادینه شود چه بسیار خوشبخت و باسعادت ملتی خواهیم بود که دیگر هیچ دشمن و یا مخالفی نخواهد توانست بر ما ستم کند و یا خرده بگیرد.
و اما بعدتر:
چه بسیار قسم‏های دروغی که به نام ائمه برای حفظ مطامع و گریز از خطاهایی که کرده‏ایم در برابر هم یاد می‏کنیم و بر زبان می‏آوریم و خود را دوستدار امام حسین (ع) و حضرت زهرا (س) و سایر ائمه هم می‏دانیم و به آنها افتخار می‏کنیم.
چه بسیار تخلفاتی که روزانه از ما سر می‏زند و برای گریز از مجازات و تبعات بد آنها قسم حضرت عباس (ع) و امام حسین (ع) می‏خوریم و بعد فراموش می‏کنیم که چه گفته‏ایم و چه کرده‏ایم.
روضه و عزاداری و سینه‏زنی و هر عمل دیگری که برای دوستی ائمه انجام می‏دهیم وسیله‏های مصونیت‏سازی جامعه‏اند اگر صرفاً جنبه تظاهر نداشته باشند و چشم و هم‏چشمی نباشند.
چرا باید نام بانک‏های قرض‏الحسنه ما با نام ائمه و صفات آنها زینت داده شوند اما رباخواری کنند؟
چرا تمام سختی‏ها را به جان می‏خریم تا موفق به زیارت قبور مطهر شهدای کربلا شویم اما از آن همه رفت و آمد چندان تأثیر نمی‏گیریم؟
ناگفته نماند که جامعه ما بیمه ابوالفضل هست و در بسیاری مواقع آثار و برکات آن را دیده و شنیده و لمس کرده‏ایم.
اما واقع قضیه این است که بسیاری از ما خطاکاریم، دلیل آن پرونده‏های جرایم و تخلفات در دادگستری است که متأسفانه روز به روز بیش و بیشتر می‏شوند.
کسانی که چنین پشتوانه غنی معنوی و جهادی و مجاهدتی دارند اما گرفتار اعتیاد، طلاق و مفاسد دیگر هستند باید به حال خود هم گریه کنند.
گریه بر امام حسین (ع) و شهدای کربلا نه فقط اظهار همدردی است و به قول یکی از شعرا «تا دلی آتش نگیرد حرف جانسوزی نگوید…»
بلکه به نوعی احساس همراهی را به اذهان متبادر می‏کند.
این شور و احساسات در جای خود خوب است، مشروط بر آنکه حاصل آن تغییر در رفتار ما باشد. عزاداری در محافل و مجالس مختلف در ایام‏الله محرم و صفر و سایر مناسبت‏ها یادآور کمال انسانی شهدای کربلا و اهل‏بیت آنهاست.
این کمال را در چه صفاتی می‏بینیم؟
وقتی امام معصوم را از گناه و اشتباه مبری می‏دانیم و هر عمل آنها را سنت و وجودشان برایمان مقدس است به چه جرأتی به خود اجازه می‏دهیم در ظاهر دوستدار آنها و در باطن برای یکدیگر نقشه‏های شیطانی بکشیم.
اگر از اختلاس‏کنندگان، رباخواران، دزدان یقه‏سفید کسانی را می‏شناسیم که در مراسم عزاداری امام حسین (ع) قبلاً حضور داشته‏اند بدانیم که ریا کرده‏اند، دروغ گفته‏اند. برای مال دنیا آخرت خود را تباه کرده‏اند و مهم‏تر از همه ظاهرفریبی کرده‏اند.
این مردمی که چنین پاک و باصفا پای برهنه از روی زمین‏های داغ عبور می‏کنند تا خود را به کربلای معلی برسانند، پاکبازان راه عشقند و مریدان واقعی. ای کاش همه ما بتوانیم همانند ائمه معصومین که نمی‏توانیم؛ حداقل به صورت نسبی پای بر روی نفس داغمان گذاریم و از بزرگان دین بیاموزیم و الگوبرداری کنیم تا هر آنچه از دل برمی‏آوریم نخست در خودمان تأثیرگذار باشد دوم در مردمی که با آنها حشر و نشر داریم. همین درس‏ها از این مراسم کافی است تا رستگار شویم.
والسلام

Comments are closed.