• print
یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۹ مهر ۹۵

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
آرام و باوقار و روشنگر
واقعه ی عاشورا از جهت ‏تأثیرگذاری بر ابعاد گوناگون زندگی شیعیان با هیچ واقعه ی دیگری قابل مقایسه نیست چرا که بر تمامی مناسبات و تعاملات سایه افکنده و به شناسنامه ی آنها تبدیل شده است‏. نامگذاری برخی از کودکانی که به دنیا می آیند با این ماجرا پیوند خورده به طوری که نه تنها نامهایی نظیر حسین‏، عباس‏، اکبر‏، اصغر‏، زینب‏، سکینه و فاطمه در شمار پرکاربردترین اسامی قرار دارد بلکه برخی از اسامی ترکیبی نظیر علی اصغر، علی اکبر‏، امیرحسین‏، محمدحسین‏، عباسعلی و‏… نیز در رتبه ی بعدی از لحاظ فراوانی قرار می گیرد‏. درصد قابل توجهی از نذورات در ایام محرم ادا می شود و سالانه میلیونها نفر به این طریق اطعام می شوند. نکته گفتنی در این خصوص این است که هر چند انتظار می رود اطعام ویژه مساکین باشد اما انتساب طعام به نام امام حسین (ع) و حضرت عباس (ع) و سایر شهدای کربلا قداستی ایجاد کرده که متمکنین و خانواده های برخوردار نیز برای دریافت غذا در صف های طولانی می ایستند و گاه شاهد هستیم که اقلیت های دینی نیز چنین فرصتی را برای بهره مندی از برکات سفره امام حسین (ع) غنیمت می شمارند. نامگذاری مساجد و حسینیه ها‏، آب انبارها‏، سقاخانه ها و نهادها و اماکن عام المنفعه و مدارس علمیه و خیابان ها و میدان ها و بزرگراه ها با محوریت شهدای کربلا خصوصاً حضرت حسین ابن علی و عباس ابن علی صورت می گیرد‏. این که شیعیان اصرار دارند که مناسبت های شاد و فرخنده نظیر عقد و عروسی و سورها و مهمانی های شاد خود را در روزی برگزار کنند که در تقویم قمری به عنوان روز تولد امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل ثبت شده باشد نیز حائز اهمیت شایانی است‏.
در محاورات اجتماعی و معاملات، قسم خوردن به شهدای شاخص عاشورایی عادت جاافتاده ای است که از توجه ویژه شیعیان به چنین شخصیت هایی حکایت دارد‏.
بسیاری از مردم تندرستی و سلامت خود و حتی وسایل نقلیه ی خود را با اختصاص نذری خاص به یکی از شهدای کربلا بیمه می کنند‏. هر چند چنین رویکردی توجیه کننده ی بی توجهی به قوانین راهنمایی و رانندگی نیست و ساز و کاری قانونی نیز برای آن تعریف نشده است اما این که عده ای با اعتقاد به ‏تأثیرگذاری چنین باوری با اعتماد به نفس بیشتری به رانندگی می پردازند نشان دهنده ی نفوذ چهره های اسطوره ای عاشورا در ذهن و روح شیعیان است‏.
استمداد از روح بلند شهدای کربلا در مواقع خطر و شرایط اضطراری به اندازه ای جا افتاده است که جملاتی نظیر یا ابوالفضل و یا حسین شهید در چنین شرایطی موجب تعجب هیچ کس نمی شود‏.
هنوز هم برای بسیاری از مردم شرکت در آیین سوگواری شهدای کربلا با هدف توجه ویژه به معنویات‏، توبه از گناهان‏، کفاره‏، صله ی رحم و پشت پا زدن به برخی عادت های زشت اهمیت خاصی دارد‏.
بسیاری از مردم خصوصاً روستائیان و شهرستانی ها از ایام تعطیلات محرم برای سرکشی به خانواده و زادگاه خود استفاده می کنند و چنین فرصتی را برای صله رحم، تحکیم اخوت و همبستگی با ارکان خانواده غنیمت می شمارند‏. توصیه افراد برخوردار به مشارکت در امور خیریّه در ایام عزاداری محرم بیش از سایر مناسبت ها رواج دارد و با توجه به غلبه ی عواطف و احساسات اتفاقاً به نتیجه هم می رسد.
ما هیچ آیین مذهبی غیر از عاشورا سراغ نداریم که پیروان سایر ادیان و مذاهب نیز در آن حضور جدی و احساسی و عاطفی داشته باشند.
بسیاری از ضرب المثل ها و تکیه کلام ها نشأت گرفته از عملکرد شخصیت های مثبت و منفی است که در سرزمین کربلا حاضر بوده اند‏. معمولاً افراد قصی القلب را به شمر و یزید و خولی و سنان ابن انس و حرمله و عمرابن سعد تشبیه می کنند و امام حسین (ع) برای آنها نماد مظلومیت است‏، حضرت ابوالفضل نماد وفاداری و صداقت و حضرت زینب نماد شکیبایی و رنج کشیدگی است و علی اصغر نماد بی گناهی است و حر نماد بازگشت به مسیر مستقیم است‏.
کمتر شاعر شیعه مذهبی پیدا می شود که در طول عمر خود با سرودن قصیده و غزل و مرثیه به خاندان اهل بیت و خصوصا شهدای کربلا اظهار ارادت نکرده باشد و هنرمندان نیز به فراخور رشته و گرایش هنری خود تلاش کرده اند سهمی در روایتی ویژه و ‏تأثیرگذار از ماجرای کربلا داشته باشند‏. فراتر از این حتی شاعرانی که شیعه بودن آنها در هاله ای از ابهام قرار دارد و منسوب به مذاهب اهل تسنن هستند نیز در فرازهایی از اشعار خود به شهدای کربلا اشاره کرده و به تجلیل آنها مبادرت ورزیده اند‏. در همین راستا بسیاری از موسیقی دانان و نوازندگان محلی همواره رویکردی به لحن ها و گوشه های عاشورایی داشته اند‏. گهواره خالی‏، قنداقه خونین‏، لایی لایی از سفر برگشته رودم نوایی است که موسیقی آن یادگار تعزیه های عهد قاجار است و سالهاست که در هر شهر و دیاری با گویش بومی خاص خود خوانده می شود و در برخی از شهرها زنان به صورت دسته جمعی آن را در محافل ویژه خود می خوانند‏. همچنان که از عهد صفوی نیز آثاری بر جای مانده که هنوز هم در مراثی کاربرد فراوانی دارد‏.
در صورتی که شرایط امنیتی مساعد باشد بیشترین جمعیت هجرت کننده و زائر را در کربلا خصوصاً اربعین می بینیم که گردش مالی ناشی از آن بسیار بالاست اما چون افراد در چنین شرایطی با حالتی عاشقانه شرکت می کنند توجهی به این موضوع ندارند‏.
همایش های خودجوشی که خصوصاً در دهه ی اول ماه محرم در مساجد‏، حسینیه ها و تکایا و همچنین خیابان ها شکل می گیرد در دنیا نظیر ندارد به گونه ای که در شرایط عادی نمی توان با صرف میلیاردها دلار نیز چنین جمعیتی را دور هم جمع کرد‏.
بسیاری از ورزشکاران در میادین جهانی از قدرت معنوی شهدای شاخص کربلا برای پیروزی بر حریفان استفاده می کنند و سهم آنها از این انرژی که گونه ای دوپینگ مجاز به حساب می آید رابطه ی مستقیمی با درجه ی ایمان و ارادت آنها دارد‏.
وجود علاقمندان به امام حسین (ع) و یاران باوفایش در ایران‏، افغانستان‏، عراق‏، لبنان‏، هند‏، آذربایجان‏، ترکیه‏، بحرین‏، سوریه به صورت ویژه و در سایر کشورها به فراخور جمعیت شیعیان و سایر مذاهب اسلامی‏، ایام عزاداری خصوصاً روز عاشورا را به نماد همبستگی منطقه ای و جهانی تبدیل می کند و توجه بشریّت را به خود جلب می نماید‏.
بهره گیری از وابستگی های ایمانی و عاطفی شیعیان به حسین ابن علی (ع) و استفاده از این انرژی ذخیره شده در آحاد مردم برای رونق بخشی به رویکردهای سیاسی‏، دفع دشمنان و جلب مشارکت مردم چیزی نیست که قابل کتمان باشد‏.
قدرت شورآفرینی دلبستگی به نهضت حسینی به اندازه ای بالا و خیره کننده است که با بهره گیری از آن ظرف ۳ دهه ی گذشته تغییر معادلات سیاسی در ایران‏، لبنان‏، عراق‏، پاکستان و افغانستان ‏نمود غیرقابل انکاری داشته و به مؤلفه ای راهبردی برای ایفای نقشی متفاوت از سوی شیعیان تبدیل شده است‏. هر چند دشمنان در صدد هستند تا از دل چنین رویکردی، شیعه هراسی را استخراج کرده و با صرف کمترین هزینه پروژه ی رودررویی شیعه و سنّی را کلید بزنند‏.
اگر بخواهیم ارزیابی گذرایی از مشاغل ایجاد شده مرتبط با ماجرای کربلا خصوصاً در ایران داشته باشیم باید بگوییم که از خادمین حسینیه ها و زیارتگاه ها گرفته تا مداحان و روضه خوان ها و تعزیه گردان ها و تولیدکنندگان ادوات عزاداری و آشپزها و مدیران و کارکنان اماکن اوقافی و ناشران کتاب های مرتبط با عزاداری و خیاطان و خطاطان و نویسندگان پلاکاردها و پارچه نویس ها و تابلونویس ها و صدها شغل و پیشه ی دیگر که بعضاً فصلی و مناسبتی هستند و در مواردی نیز در تمامی ایام سال از همین راه درآمد کسب می کنند‏.
پس از انقلاب بسیاری از ادارات و نهادها از جمله ارشاد، سازمان تبلیغات اسلامی‏، اوقاف‏، آموزش و پرورش‏، ورزش و جوانان و…که در اساسنامه ها و شرح وظایف خود موظف به بزرگداشت شعائر دینی و ترویج فرهنگ عاشورایی هستند نیز به خیل عظیم گروه های مردمی پیوسته اند و بر عملکرد هیأت ها و دستجات عزاداری نظارت می کنند‏. قبل از انقلاب حکومت تنها خود را موظف به تأمین امنیت اماکن محل برگزاری عزاداری ها می دانست و دخالتی در کم و کیف آن نداشت اما پس از انقلاب با توجه به اینکه بازتاب برخی از انواع عزاداری ها دستاویزی برای به سخره گرفتن شیعیان بود‏، مسئولیت حذف رفتارهای موهن و خرافه زدایی از آیین های سوگواری در دستور کار قرار گرفت و تاکنون این توفیق حاصل شده که نوع خاصی از خودزنی که قمه زنی باشد مردود اعلام گردد‏. اغلب کسانی که به قمه زنی روی خوش نشان می دهند از طیف های ناآگاه‏، درس ناخوانده و عقل ستیز هستند و چون خودشان هم تا حدودی به بی ارزشی و مشمئزانگیز بودن کارشان وقوف پیدا کرده اند چنین کار وحشیانه ای را در خفا و پشت درهای بسته انجام می دهند‏. حرکتی که نه پشتوانه ی دینی و عقیدتی دارد و نه از لحاظ بهداشتی و انسانی قابل توجیه است‏. برخی تغییرات شکلی دیگر نیز با جدیت دنبال می شود که به موازات رشد فرهنگی مردم در آینده ای نه چندان دور به نتیجه خواهد رسید‏. در همین راستا اصلاح و ترمیم محتوای اشعاری که در عزاداری ها قرائت می شود نیز در کارگروه هایی مورد بررسی قرار می گیرد‏. با این روند جای امیدواری است که ظرف دهه های آینده شاهد برگزاری باشکوه عزاداری امام حسین (ع) با متانت و وقاری که در زمان امام جعفر صادق (ع) رعایت می شد باشیم‏. مویه هایی جانسوز که با سروده های از جان برآمده همراهی می شد و اشکی که آرام برگونه می غلتید و عشقی که در دل جا خوش می کرد و ارادتی که استمرار می یافت‏. حزن انگیز اما بی کوچکترین زیان و وهن و رفتارهایی که نه پیامبر آن را انجام می داد و نه ائمه آن را توصیه کرده اند‏. آرام و با وقار و روشنگر

Comments are closed.