یادداشت طنز
اسماعیل عسلی
هیلاری و رونالد
دل به هوا خوابیده باشی و شبکه ی خبر هم مشغول بازپخش مناظره تلوزیونی زن و مردی آمریکایی باشد که به پیروی از اسلاف ناخلف خود دنیا را سر کار گذاشته اند، این آمریکایی ها هم عجب آدم های بخیلی هستند که نتوانستند تاریخ ساز شدن چند مناظره ی انتخاباتی با برند ایرانی بگم بگم را تحمل کنند و بالاخره مثل همیشه روی دست ما بلند شدند. بگذریم از کج سلیقگی صدا و سیما که به جای صدای ملیح و تحریک آمیز هیلاری کلینتون صدای زمخت مردانه ای گذاشته بود که صد البته مثل خیلی از حالگیری ها در آینده ای نه چندان دور توسط آمریکایی ها تلافی خواهد شد و خسارت آن را چندین برابر قیمت کارشناسی از ما خواهند گرفت!
قبل از هر چیز خدمت با هیبت شما عرض کنم که من اساساً به همه ی سیاستمداران روی این کره خاکی شدیداً بدبین هستم خصوصاً آمریکایی ها که الحق و والانصاف در اغلب صفات شیطانی رتبه ی اول را دارند و بیشتر از همه چیز به این مناظره با چشم دیگری نگاه می کنم. چرا که تاکنون سابقه نداشته که مناظره دو کاندیدای انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا تا این اندازه در جهان بازتاب داشته باشد. این که چرا مناظره های این زن و مرد مسأله دار را با آب و تاب پخش می کنند و برخی شبکه های معلوم الحال خارجی هم ناگهان برنامه های عادی خود را قطع کرده و به این موضوع می پردازند، جای سئوال دارد که البته پاسخ آن را مردم دنیا چند ده سال دیگر دریافت خواهند کرد. از این جهت عرض می کنم چند ده سال که گویا سازمان سیا پس از گذشت سالیانی دراز و از حیز انتفاع ساقط شدن رویدادها مبادرت به انتشار اسرار پشت پرده ی آن می کند. بی گمان در آن زمان نوه های ما موفق به دریافت پاسخ پرسش اجداد خود خواهند شد. نمونه اش کله پا شدن دولت زنده یاد دکتر محمد مصدق که خانم مادلین آلبرایت بالاخره بر نقش آمریکا در این کودتای ننگین مهر تأیید زد و اسنادش هم منتشر گردید و معلوم شد که آمریکا با همداستانی شبکه بی بی سی و یارگیری از درون و بیرون ماجرای تأسف باری که مسیر تاریخ ایران را تغییر داد رقم زد! از این داغ تاریخی که بگذریم، می رویم سراغ این دو نامزد دو آتشه که به منظور رعایت شئونات اخلاقی از حواله دادن اشیاء معلوم الحال و فحش های رکیک ناموسی در جریان مناظره خودداری کردند و هیچ تلاش محسوسی برای نشان دادن عکس و فیلم تخلفات جنسی و اخلاقی یکدیگر از خود بروز ندادند و به همان بیان شفاهی بسنده نموده و دست آخر نیز به اندازه ی یک جمله از خوبی ها و فضایل اخلاقی طرف مقابل سخن گفتند. مثلاً هیلاری گفت که رونالد بچه های خوبی تربیت کرده و صد البته منظورش این بود که اگر چه خودش بی تربیت است ولی بچه های خوبی تربیت کرده و رونالد هم گفت هیلاری انسان سختکوشی است یعنی این که اگر سختکوش نبود نمی توانست با من در بیافتد و به این ترتیب دموکراسی آمریکایی را به نمایش گذاشتند و تکلیف سایر دموکراسی های عقب افتاده تر نیز روشن شد!
سئوال بنده از خودم این است که مرد حسابی تو که نمی خواهی و نمی توانی به این دو نفر رأی بدهی بنابراین چه اجباری داری که تا پاسی از شب به خزعبلات آنها گوش جان می سپاری و اما پاسخ من به خودم این است که اتفاقاً ما خیلی باید روی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا حساس باشیم. بالاخره چند میلیون ایرانی که بعضاً نخبه هم هستند در آمریکا تحصیل می کنند و شهروند آنجا هستند و این که چنین مناظره ای را برای تمامی جهانیان به صورت زنده پخش می کنند هم برای این است که بالأخره از تمامی نقاط جهان کسانی هستند که با تخصص های گوناگون در این کشور زندگی می کنند و دنیا باید بداند که آخر و عاقبت این کشور چه می شود. اشتلم های ترامپ در باره مسلمانان تن و بدن خیلی ها را لرزاند اگر چه چند روز بعد به چیز خوردن افتاد و مشاورانش به او گفتند که مگر ترمز بریده ای، ما به تو گفتیم حرف های متفاوت بزن اما نه از این جور حرف ها، پس تکلیف این همه مسلمان که در نقاط حساس و استراتژیک آمریکا کار می کنند چه می شود، خصوصاً ایرانی ها و افغانی ها که ضریب هوشی بالایی دارند. درست است که از صبح تا شب به ما فحش می دهند اما بچه هایشان را با خون دل به مدرسه و دانشگاه می فرستند و دست آخر آنها را برای کار و پژوهش و زندگی راهی آمریکا می کنند و اتفاقاً شهروندان بی دردسر و مؤدبی هم هستند. خلاصه ی کلام این که ترامپ را توجیه کردند. بگذریم، حقیر سراپا تقصیر پس از سالها تحقیق و تفحص دریافته ام که آمریکایی ها از آب کره می گیرند و همان طور که از طریق پخش اخبار مربوط به ماجرای ۱۱ سپتامبر و تولید فیلم و متعاقب آن ماجراجویی در منطقه ی بی کس و کار خاورمیانه میلیاردها دلار پول را به جیب زدند، از طریق پخش مستقیم مناظره هیلاری و رونالد نیز میلیون ها دلار کاسبی خواهند کرد دلم می سوزد برای آدم های ساده دل و اغوا شده ای که تصور می کنند امثال هیلاری کلینتون و رونالد ترامپ کشور بزرگی مانند ایالات متحده آمریکا را با آن همه کبکبه و دبدبه اداره می کنند یا مثلاً اگر اوباما رئیس جمهور شد دیگر افسار همه چیز در دست اوست. این هم از آن حقه های اتاق فکری آمریکاست که نشستند و گفتند و برخاستند و پیش خود حساب کردند برای این که دموکراسی آمریکایی را به رخ جهانیان بکشیم یک رنگین پوست آفریقایی الاصل را به میدان بیاوریم. یادم نمی رود چهره ی زنان و مردان سیاه پوستی را که در مراسم تحلیف اوباما چگونه اشک شادی می ریختند با این تصور که بالاخره حکومت در دست سیاهان افتاد. غافل از این که حمله به سیاه پوستان توسط پلیس در دوران ریاست جمهوری اوباما بیشتر شد و در چندین مورد به خشونت و آشوب هم کشید. هم اکنون درآمد سیاه پوستان در آمریکا تقریباً نصف درآمد سفیدپوستان است و ۵۳ درصد سیاه پوستان در این کشور قبل از اتمام دوره دبیرستان ترک تحصیل می کنند و تعداد بیکاران سیاه پوست از سفیدپوست بیشتر است و بطور کلی سیاه پوستان در اغلب شاخص ها به استثنای برخی فعالیت های متناسب با حال و روزشان نظیر ورزش و موسیقی و آواز خوانی و رقص، وضعیت خوبی نسبت به سفیدپوست ها ندارند. حالا هم قدرت در سایه تصمیم گرفته یک زن را به میدان بیاورد و توجه دنیا را به مهد دموکراسی جهان جلب کند. یعنی این که زنان هم در معادله ی قدرت سهم دارند و به این وسیله پوز برخی کشورهای اروپایی که با به میدان آوردن مارگارت تاچر، آنگلا مرکل، اشتون و موگرینی از دنیا دلبری کردند را به خاک بمالند. البته ناگفته نماند شوهر هیلاری از آن پاردم ساییده هاست که با همه ی سوراخ فتیله های کاخ سفید آشنایی دارد و راهنمای خوبی برای او خواهد بود. در جریان مناظره هم هیلاری بیش از آن که به تشریح برنامه هایش بپردازد در باره ی کثافت کاری های ترامپ حرف می زد! یعنی با زبان بی زبانی می خواست به ترامپ بگوید مردک تو که بیرون از کاخ سفید این همه چشم چرانی و یقه درانی می کنی، در مخفی گاه های کاخ سفید چه خواهی کرد؟! یعنی همان کشک خودمان. اصلا چه معنی می دهد کسی که صدها مشاور، اتاق فکر، مسئول دفتر و برنامه ریز و پنتاگون و سازمان سیا و سنا و کنگره را دارد، به خودش زحمت فکر کردن بدهد، همان بهتر که فکر نکند که اگر اهل فکر کردن بود فکری برای شوهر سر به هوایش می کرد که مونیکا لویینسکی یهودی را در زوایای کاخ سفید ساماندهی نکند! حیف که نشخوار این حرف ها فقط به درد دل خنک کردن می خورد وگرنه اگر هزار سال هم آباء و اجداد رؤسای جمهور آمریکا را با مرگ مرگ و فحش های نون و آبدار در گور بلرزانیم، دستمان به دلارهای گور به گور شده که نمی رسد هیچ، حتی نمی توانیم نخبگان از دست رفته را نیز از ناسا و دانشگاه های طراز اول آمریکا بیرون بکشیم! نخبگانی که هر کدام به اندازه ی چند میلیون بشکه نفت ارزش دارند. ما هر روز و هر ساعت نوسان قیمت نفت را گزارش می کنیم اما آمار خروج نخبگان معمولاً سالی یک بار اعلام می شود. بشکند دستی که نمک ندارد این دولتمردان آمریکایی هم عجب آدم های بی چشم و رویی هستند. این همه به ما ظلم کرده اند و سر ما شیره مالیده اند، آن همه پول های ما را بالا کشیده اند، زیرزیرکی به ما تهاجم فرهنگی می کنند، نخبگان ما را مال خود می کنند و به مدد ایده های آنها جایزه ی نوبل می گیرند، با ایران هراسی از اعراب پشمالو باج خواهی می کنند، از ما لولو ساخته اند تا عربستان را به جان ما بیاندازند و قیمت نفت را پایین بیاورند و چه کارهای بد بد دیگری که نمی کنند و دست آخر هم می گویند ایران کانون فتنه است! خاک بر سرتان خجالت بکشید بی همه چیزها که یک جو شعور ندارید، این همه حرف مفت می زنید نمی ترسید که استخوان فک تان ساییده شود؟ و… به این جا که رسیدم متوجه شدم که ستون یادداشت دیگر جا ندارد و گرنه پدر تک تک شان را پیش چشمشان می آوردم.
- دوشنبه ۳ آبان ۱۳۹۵
- سرمقاله

یادداشت طنز “اسماعیل عسلی” ۳ آبان ۹۵