سرمقاله
محمد عسلی
صدا و سیمای فارس و رسالت بازیافته
سه¬شنبه شب گذشته، صدا و سیمای فارس جمعی از اصحاب مطبوعات فارس را به شب پارسی دعوت کرد و در یک بازه¬ی زمان¬بندی شده حال و احوالی از اصحاب رسانه و خبرنگاران و عکاسان پرسید.
در این میان سه تن از پیشکسوتان مطبوعات که بنده هم یکی از آنها بودم مورد سؤالاتی چند قرار گرفتیم تا در خصوص نقد و نقادی و سختی کار خبرنگاران اظهار نظری چند داشته باشیم.
برای شروع، کاری پسندیده بود، اما کفایت طرح موضوع به علت ضیق وقت نکرد و مسایلی چند ابتر ماند.
ناگفته نماند که از مسئولین امر جای تشکر دارد که بالاخره تن به چنین کارهایی می¬دهند تا سؤالاتی که در اذهان مخاطبین است بعضاً بی¬جواب نماند.
و اما بعد:
صدا و سیما به عنوان یک رسانه ملی که مخاطبان خاص خود را دارد اگر باب نقد و نقادی پیرامون عملکرد مدیران و دلواپسی¬های مردم را باز کند و بیشتر در تحلیل اخبار و علت و چرایی وقایع به نقادی بپردازد بالطبع مخاطبین بیشتری خواهد داشت و بازار مکاره رسانه¬های فارسی-زبان خارج از کشور را کساد خواهد کرد. اما نقد و نقادی فضای مناسب، کارشناسان آگاه در هر رشته و تخصص و افراد مستقل¬الرأی را طلب می¬کند و جمعی از دلسوزان آگاه را تا به طرح موضوع روز بپردازند و پاسخ سؤالات و پرسش¬ها را به درستی و بدون جانبداری بدهند.
سالیان درازی است که صدا و سیما، مطبوعات، دانشگاه و حوزه به صورت جزیره¬ای عمل می¬کنند. یعنی هر کس در گوشه¬ای نشسته و بدون التفات و توجه به دیگری کار خودش را می¬کند و چندان ارتباطی بین نخبگان دیده نمی¬شود. مسلماً یکی از دلایل آن را می¬باید در سیستم و روش¬های تربیتی و تدریس در مدارس جستجو کرد زیرا نقادی و بحث و تحلیل در مدارس ما، بین معلم و شاگرد و یا استاد و دانشجو جایگاهی ندارد. معلمان و آموزگاران و دبیران و اساتید معمولاً متکلم وحده هستند و دانش¬آموزان و دانشجویان شنونده و یا در حال نوشتن و یادداشت سخنان آنان.
همین روند و عادت در بین خبرنگاران رسانه¬ها و گزارش¬نویسان هم مرسوم است. یعنی مدیران گزارش کار می¬دهند و طرح موضوع می¬کنند و خودشان به موضوع ورود کرده و پاسخ سؤالات خودشان را می¬دهند به نحوی که اگر اکثر روزنامه¬ها، نشریات و سایت¬های خبرگزاری¬ها را مرور کنیم کمتر به طرح سؤالی از جانب خبرنگاران برخورد می¬کنیم که در آنها از وقایع و عملکرد مدیران نقدی شده باشد. برعکس در فضاهای مجازی آزاد درست و غلط، صادقانه و مغرضانه تا دلتان بخواهد و نخواهد نقدهای تند و تیز دیده می¬شود.
همین وضعیت موجب شده تا خوانندگان جراید و بینندگان رسانه¬های ملی کاهش یابند و بعضی از روزنامه¬ها در به در به دنبال مخاطب بگردند. در صدا و سیما و مطبوعات جای بعضی میزگردها و گزارش¬های زنده و مکتوب که پرده از علل وقایع ناگوار برمی¬دارد خالی است.
پیشنهاد می¬گردد صدا و سیمای فارس به صورت هفتگی یا روزآمد میزگردهایی در موضوعات مبتلابه جامعه تشکیل دهد و از صاحبان قلم و اندیشه و صاحب¬نظران هوشمند و دلسوز بدون وابستگی¬های حزبی و جناحی دعوت به عمل آورد تا مردم پاسخ بعضی از سؤالات تردیدآمیز را از بلندگوهای رسانه¬های ملی بشنوند و در برابر خطر ترفندهای سیاسی و توطئه¬های حساب شده مصونیت پیدا کنند.
چرا باید نان ما در سفره دیگران باشد؟
چرا با این همه هزینه¬های کلان ما به اهدافی که داریم یا نمی¬رسیم و یا دیر می¬رسیم؟
چرا باید بعضی از اخبار مهم را در رسانه¬های خارجی دنبال کنیم؟
چرا فقط ۵ درصد معلمان ما روزنامه می¬خوانند و بقیه بی¬اطلاعند؟
چرا بین اساتید و مدرسان دانشگاه¬ها و دانشجویان و رسانه¬ها پل دو طرفه¬ای دیده نمی¬شود و کسی را با کسی کاری نیست؟
چرا در بودجه تدوین شده ادارات مبلغی برای خرید روزنامه¬ و دیگر نشریات نیست و اگر هست صرف امور دیگر می¬شود؟
چرا وقتی یک اداره می¬خواهد پول اشتراک یکساله یک روزنامه را بپردازد عزا می¬گیرد و می¬گوید باید از هزینه آبدارخانه بپردازیم؟
این چراها و بسیاری چراهای دیگر بدین معنی است که کسی به امور فرهنگی چندان اهمیتی نمی¬دهد و به قول یکی از شاعران: هزار بیت و غزل پیش گرده حیران است.
و من این حروف نوشتن چنانکه غیر هم بدانست.
والسلام
- پنج شنبه ۶ آبان ۱۳۹۵
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۶ آبان ۹۵