یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
شیوه های گوناگون استکبارستیزی
از آنجایی که دستیابی به استقلال توسط کشورهای عقب نگه داشته شده و بعضاً در حال توسعه مستلزم رهایی از قیود سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است و این قید و بندها توسط کشورهای پیشرفته به دست و پای ملت های ضعیف بسته می شود، پدیده ی استکبارستیزی فراتر از یک گفتمان انقلابی به یک تلاش عینی رهایی بخش تبدیل گردیده که فراخور بسترهای فرهنگی موجود در کشورهای عقب نگه داشته شده ممکن است نمودهای متفاوتی داشته باشد. از این رو ما نباید انتظار داشته باشیم که با شیوه های مشابهی از استکبارستیزی در آمریکای لاتین، بخش هایی از آسیا، خاورمیانه و آفریقا مواجه باشیم یا قید و بندهایی که به آنها اشاره کردیم یکسان باشند. ضمن این که استعمار تنها به قید و بندهای اقتصادی اکتفا نمی کند بلکه بیشترین سرمایه گذاری روی قید و بندهای فرهنگی است.
در بحث مبارزه با استکبار در کشورهای مختلف بن مایه های فرهنگی و ایدئولوژیکی نقش تعیین کننده ای دارند. در شرق و جنوب آسیا، شکیبایی و تلاش و کار طاقت فرسا به موازات ایستادگی در برابر بدترین نوع خشونت ها از شاخصه های استکبارستیزی است. زمانی که از یک زن معلول ویتنامی که فرزندان خود را نیز در جریان جنگی خانمانسوز از دست داده سئوال می کنند که برای انتقام گرفتن از آمریکا چه خواهی کرد می گوید به مزرعه می روم و بیش از پیش کار می کنم و برنج می کارم.
هندی ها نیز با نهادینه سازی ریاضت اقتصادی راه خود را برای غلبه بر ترفندهای استعماری انگلیس هموار کردند.
بهره گیری از ایدئولوژی های سرشار از بن مایه های انقلابی برای مقابله با استعمار و استکبار در ایران و عراق ظرف سده ی گذشته چندین بار تجربه شده هر چند افت و خیزهای ناشی از اختلافات قومی و قبیله ای و عدم دستیابی به ساز و کاری مطمئن برای تداوم بخشی به روند رو به رشد استکبارستیزی در بعد اقتصادی با تلاش های صورت گرفته در ابعاد فرهنگی و عقیدتی سازگاری چندانی نداشته و بحران هایی را به این دو کشور تحمیل کرده که در برخی از مقاطع زمانی ناگزیر به حاکمیت افرادی نظیر صدام و پهلوی ها تن داده و از مقصود خود فاصله گرفته اند و در مسیر مبارزه با استکبار به دام چنین دیکتاتورهایی افتاده اند.
تفاوتی ندارد که شما استکبارستیزی را معادل با چه کلمه ای قرار دهید. کلمات دشمن، رقیب، چپاولگر، کافر، بیگانه و هر کلمه ای که با نفرت همنشین باشد می تواند معادلی برای استکبار تلقی شود. آنچه در این میان بیش از هر چیز حائز اهمیت است این که ما در جریان مبارزه از شرایطی که منجر به تفوق اقتصادی و فرهنگی و سیاسی کشورهای توسعه یافته می شود فاصله بگیریم و معادلات مبتنی بر نگاه شمال و جنوب و فقیر و غنی را به هم بزنیم. فراموش نکنیم که دام های زیادی در این مسیر گسترده شده و رهایی از چاه، تضمین کننده افتادن به چاله نیست. زیرا اگر چه ممکن است کشورهایی نظیر آمریکا و انگلیس به عنوان شاخص ترین نمادهای غارتگری مطرح باشند اما نباید از هیولاهایی نظیر چین، روسیه، فرانسه و آلمان که آنها نیز آماده بهره برداری از خلأ به وجود آمده در غیاب آمریکا و انگلیس هستند، غافل شد. برخی از کشورهای آمریکای لاتین چوب چنین رویکردی را خورده اند.
کارکرد شعار در بحث استکبارستیزی در کوتاه مدت قابل توجه است چرا که از قدرت برانگیزانندگی بالایی برخوردار است و در آن می توان از دلبستگی های ملی و مذهبی استفاده کرد اما در دراز مدت اگر با برنامه و رفتاری همسو و قابل توجیه همراهی نشود تدریجاً کارآیی خود را از دست می دهد.
این که در ایران، بحث اقتصاد مقاومتی سه دهه پس از نهضت استکبارستیزی آن هم در جریان اوج گیری تحریم های همه جانبه به صورت جدی مطرح می شود و مجلس و دولت در زمینه ی تصویب قوانین و برنامه ریزی هدفمند در راستای چنین رویکردی ورود پیدا می کنند نشان می دهد که ما ظرف این سه دهه در خواب نفتی بوده ایم. قاعدتاً ما باید پس از افشای اسناد محرمانه موجود در سفارت آمریکا به این نتیجه می رسیدیم که باید در مسیر تحکیم بنیان های اقتصاد گام برداریم.
در بحث استکبارستیزی باید به هزینه های آن نیز توجه داشت و برنامه ریزی ها باید به گونه ای باشد که با کمترین هزینه ی جانی و مالی به بهترین نتایج قابل تصور برسیم. استکبارستیزی به فتح یک ارتفاع استراتژیک شباهت دارد که رسیدن به آن برای تفوق بر دشمن و رصد کردن جابجایی نیروهایش لازم است و فتح چنین قله ای اگر با کمترین تلفات انسانی همراه باشد ایده آل است. تدبیر سیاسی نیز اقتضا می کند که ما با تحمیل هزینه بر دشمن نه بر خود به اهداف مورد نظر برسیم، همان کاری که غرب هم اکنون با مسلمانان می کند.
روند استکبارستیزی باید رو به رشد و امیدبخش باشد یعنی این که ما در هر بازه ی زمانی به نتایجی دست یابیم که رسیدن به نتایج مهم تر در آینده را باورپذیر جلوه دهد.
آفتی که مقوله ی استکبار ستیزی را تهدید می کند نگاه صرفاً شکلی به آن است. اصولاً شیوه های متفاوتی برای تحقیر دشمن وجود دارد که انقلابیون باید با در نظر گرفتن هزینه های آن به انتخاب بپردازند و روی شکل خاصی متوقف نشوند.
زمانی کارخانه ی کاتر پیلار آمریکا در ژاپن شعبه ای باز می کند تا از هزینه های تولید و حمل و نقل آن بکاهد و به بازار مصرف یعنی ژاپن نیز نزدیک باشد. طبیعتاً برای این که ژاپنی ها به اسرار و رموز تولید این محصول پی نبرند از ورود تکنسین ها و مهندسین ژاپنی جلوگیری می کنند. اینجاست که ژاپنی ها حیله ای به کار می برند و زمینه ی ورود چند تن از مهندسین نخبه و خبره خود را به عنوان خدمتکار و کارگر تنظیف به این کارخانه فراهم می کنند و این مهندسین و تکنسین ها ظرف مدت چند سال موفق به کشف و انتقال تمامی اسرار تولید این محصول می شوند و موفق به ایجاد کارخانه ای می شوند که چنین محصولی را با برند کوماتسو تولید می کند. بنابر این آمریکا را اینگونه نیز می توان تحقیر کرد.
نکته مهم در بحث استکبار ستیزی ایجاد تعادل بین شعار و عمل است. اسرائیل بدون این که مدعی نابودی کشورهای اسلامی باشد و زمینه ی طرح پرسش هایی را در محافل بین المللی پیرامون مواضع رسمی خود پیرامون کشورهای عضو سازمان ملل متحد فراهم کند عملاً مشغول نسل کشی در کشورهای اسلامی است که عمق و گستردگی آن با افشای اسناد شکل گیری داعش ظرف سال های آینده آشکار خواهد شد. ما اغلب دیپلمات ها را در جریان دیدارها، مناظره ها و مصاحبه ها و اعلام مواضع خندان می بینیم اما پشت این خنده ها هزاران نقشه و توطئه خوابیده است. در عرصه ی دیپلماسی آنچه اهمیت دارد برآیند تلاش ها و نتایجی است که عینیت یافته است. ما اگر بتوانیم ارزش پول ملی خود را در برابر سایر ارزهای خارجی خصوصاً دلار بالا ببریم، در مسیر تحقیر رقبای اقتصادی خود گام برداشته ایم و استکبارستیزی را در این زمینه تحقق بخشیده ایم بدون این که ناگزیر به پرداخت هزینه ای باشیم.
زمانی ما می توانیم مدعی نهادینه شدن استکبارستیزی در کشور خود باشیم که حتی زنان خانه دار هم احساس کنند با صرفه جویی، مشارکت در تولید ناخالص ملی و خرید کالاهای ساخت داخل می توانند کشورهای سلطه جو را تحقیر کنند و کارگران نیز با انگیزه ای مشابه اهتمام ویژه ای برای تولید کالاهای باکیفیت داشته باشند. لذا نباید استکبارستیزی به عرصه ی خیابانها محدود کنیم که البته جای خود را دارد بلکه باید شرایطی را به وجود آوریم که دشمنان احساس کنند عملکرد هر ایرانی در ابعاد گوناگون زندگی ارزشی معادل یک موشک دوربرد را دارد.
- پنج شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۵
- سرمقاله

یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۳ آبان ۹۵