سرمقاله
محمد عسلی
شرط بلاغ
اگر روزنامه زنگ خطر را بموقع به صدا در نیاورد می¬شود وضعیت فعلی که مدام خبرهای بد و بدتر چاپ کند و به خورد خلق¬الله بدهد.
خبر اختلاس¬های کلان، خبر تصادفات لحظه¬ای، خبر سرقت¬ها و کلاهبرداری¬ها، خبر جرایم جنایی، قتل، جرح و ضرب، خبر طلاق و اعتیاد و بیکاری و ندانم¬کاری¬های بعضی مدیران که اجر و زحمت دیگر مدیران صالح و کارآمد را ضایع می¬کنند.
و اگر روزنامه شفاف¬سازی کند و چراغ راه گردد که باید چنین باشد با هزار اما و اگر روبرو می¬شود که جای بحث فراوان دارد.
از رئیس جمهور گرفته تا وزرا و استانداران و مدیران کل در ملاقات با اصحاب رسانه تقاضای نقد می¬کنند و رسالت خطیر خبرنگاری و روزنامه¬نگاری را یادآور می¬شوند. اما بعد از آن باز هم در به همان پاشنه می¬چرخد. یعنی اتفاق خاصی نمی¬افتد و فضاهای مجازی درست یا غلط میدانداری می¬کنند و مخاطبین را از رسانه¬های دیگر می¬ربایند.
علت فقط در محدودیت¬های قانونی نیست، بلکه در ناتوانی خودمان است.
روزنامه¬نگاری پرهزینه امروز شیران را روبه مزاج کرده است.
و همه چشم به چند آگهی این اداره و آن وزارتخانه دارند و ترسی که اگر بگوییم چه باید بشود و چه نباید، مسیر آگهی¬ها تغییر کند و سهمی برای ما نماند.
دو دیگر آنکه چشم به یارانه¬ای است که اسمش هست و خودش نیست و اینک به آسمان بخیل ابری عقیم می¬ماند که سایه می¬اندازد و دل خوش می¬کند اما نمی¬بارد حتی نمی. (ادامه…)
- سه شنبه ۴ آبان ۱۳۹۵
- سرمقاله
