• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۳ آذر ۹۵

سرمقاله
محمد عسلی
چرایی تمدید تحریم‌های ده ساله آمریکا
هر چند اوباما رئیس جمهور فعلی آمریکا به زعم خود با هدف عدم دسترسی ایران به سلاح اتمی توانست با شروطی کشورهای ۱+۵ و نمایندگان ایران در مذاکرات هسته‌ای را با خود همراه نماید و برجام را امضاء کند اما بارها در سخنرانی‌ها و کنفرانس‌های مطبوعاتی اعلام کرده که توافق وی با اما و اگرهایی همراه است و هیچ گزینه‌ای را از روی میز برنداشته است.
توافقنامه برجام به گونه‌ای تنظیم شده که بعضاً دست آمریکا را به بهانه‌های مختلف باز می‌گذارد. از جمله اینکه اگر ایران از شروط تعیین شده تخطی نماید و یا اینکه تشخیص داده شود که از میزان موافقت شده تولید آب سنگین عدول کرده، «۱+۵» موافقت خود را پس می‌گیرد و مجدداً تحریم‌ها برقرار می‌شود.
آنچه کلینتون مدام در تبلیغات انتخاباتی‌اش به آن اشاره می‌کرد این بود که ما توانستیم ایران را از دسترسی به سلاح هسته‌ای بازداریم و با این توافق در آینده جهانی امن‌تر خواهیم داشت.
هر چند با هزاران کلاهک هسته‌ای که در اختیار چند کشور آمریکایی، اروپایی و آسیایی است و این همه فروش اسلحه و جنگ‌های قومی و مذهبی که محرک و عامل اکثر آنها همین کشورها هستند بعد از جنگ جهانی دوم تاکنون جهان امنی نداشته‌ایم و جهان امن هیچگاه مطلوب فروشندگان اسلحه نبوده است اما درد آمریکا و دولتمردان آن خواه از حزب دموکرات آمده باشند و یا حزب جمهوریخواه اصالتاً پیروزی انقلاب ایران و از دست رفتن منافع آمریکا در ایران است که شعاع این انقلاب به دیگر کشورهای اسلامی هم کم و بیش کشیده شده و دیگر مهار شدنی نیست.
و اما بعد:
با پیروزی غیرمنتظره ترامپ رئیس جمهور آینده آمریکا که اندیشه مالی و تجاری وی بر اندیشه‌های سیاسی‌اش می‌چربد و اینکه اعضای هر دو مجلس کنگره و سنا از حزب جمهوریخواه هستند و سران این حزب با توافقنامه برجام مخالف بودند چنین پیداست که قصد دارند بر ایران و اعضای ۱+۵ فشار بیشتری وارد آورند تا خواسته‌های سیاسی و اقتصادی خود را عملی نمایند. اما آنچه محتمل است اینکه سران اروپایی که از روی کار آمدن ترامپ خوشبین نیستند تمایلی به بر هم زدن توافق هسته‌ای با ایران ندارند زیرا منافع سیاسی و اقتصادی خود را در آن نمی‌بینند.
آمریکا که در قضیه حمله دانشجویان خط امام به سفارتخانه آمریکا در تهران و دستگیری و زندانی شدن آنها به مدت ۴۴۴ روز زخمی ناسور شده بر پیکر خود می‌بیند و تصور می‌کرد با جنگ تحمیلی ۸ ساله کار ایران و انقلابش تمام است اینک شاهد است ایران با قدرتی بسیار افزون‌تر از سال‌های قبل از جنگ حرف اول را در عراق، سوریه، یمن، افغانستان، لبنان و… می‌زند و بارها به حیاط خلوت آمریکا در کشورهای آمریکای جنوبی سرک کشیده و در استقلال‌طلبی محرک آنها بوده است و تحریم‌ها هم نتوانسته کمر انقلاب ایران را بشکند و برنمی‌تابد که شاهد این همه اقتدار باشد. لذا سه راه در پیش رو دارد.
اگر ترامپ آنگونه که در تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری گفته، توافقنامه برجام را پاره کند بعید است بتواند بقیه اعضای ۱+۵ و کشورهای اروپایی را با خود همراه نماید. لذا بیشتر به یک انزوای سیاسی حداقل در خصوص برجام کشیده خواهد شد.
دو دیگر آنکه اگر بخواهد به هر بهانه‌ای ایران را مجبور کند در سیاست خارجی‌اش تجدیدنظر کند و رابطه‌اش را با آمریکا برقرار نماید، ایران به این خواسته تن نخواهد داد. زیرا با معیارهای ایدئولوژی انقلاب اسلامی همخوانی ندارد. مگر آنکه آمریکا دست ایران را در منطقه چنان باز گذارد که ایران مجبور نباشد از مواضع انقلابی‌اش عقب‌نشینی کند که بعید می‌نماید.
سه دیگر آنکه عربستان و ترکیه که از هم‌پیمانان و همراهان آمریکا در منطقه خاورمیانه هستند هر دو گرفتار شرایط سخت جنگ و تسویه‌های داخلی شده‌اند که ثبات حکومتی آنان قابل پیش‌بینی نیست. یکی در جنگ یمن با هزینه‌های نظامی و آبرویی بسیار به نتیجه‌ای نرسیده و دیگری علاوه بر زخم‌هایی که از داعش خورده پس از شکست کودتا و دستگیری هزاران نفر از رده‌های بالا و پایین مسئولین نظامی و اداری گرفتار ناراضی‌های زیادی در بین مردم ترکیه است و در حمایت از مخالفان رئیس جمهور سوریه هم ناکام مانده و عنقریب دستش کاملاً خالی و بازنده خواهد شد.
مضافاً اینکه با رو شدن اسناد خیانت شاهزادگان سعودی در حمایت از حمله کنندگان به برج‌های دوقلو در نیویورک، ترامپ چندان اعتمادی به این دوستان دیرین آمریکا ندارد.
مشکلات نظامی آمریکا در عراق و افغانستان هم زخم ناسور شده دیگری است که آمریکا هنوز از پس بهبودی آن برنیامده.
در چنین شرایطی بسیار بعید است ترامپ و یا هر رجل ذی‌نفوذ دولت جدید آمریکا بتواند و یا بخواهد گزینه نظامی روی میز را بر علیه ایران عملی نماید. مضافاً اینکه ایران در مسایل سوریه با طرف روسی منافع مشترک دارد و از حمایت روسیه هم برخوردار است.
اقتدار حزب‌الله در لبنان و فلسطین هم خاری به چشم اسراییل است که در صورت درگیری نظامی ایران با آمریکا اسراییل از آن سو صدمه مهلکی خواهد خورد.
با این وضع به صلاح و مصلحت آمریکاست حداقل در قضیه برجام با ایران کنار بیاید؛ زیرا اگر مسأله برجام به هم بخورد و یا لاینحل بماند ایران علیرغم میل باطنی‌اش برای دفاع خود را ملزم می‌بیند به سلاح هسته‌ای دسترسی پیدا کند زیرا دانش و تکنولوژی آن را در اختیار دارد که آن را نمی‌توان پلمب کرد و یا از بین برد.
و در پایان بعد از موفقیت عراق و سوریه در آزادسازی شهرهای موصل و حلب از دیدگاه افکار عمومی جهان عرب ایران برای بازی سیاسی با آمریکا برگ‌های برنده‌ای در اختیار دارد که دست آمریکا را می‌بندد.
ناگفته پیداست که مردم شریف ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی آنچنان اعتماد به نفسی پیدا کرده‌اند که بتوانند برای حفظ استقلال و کشور تا پایان بایستند و از میدان خارج نشوند.
والسلام

Comments are closed.