• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۴ آذر ۹۵

سرمقاله
محمد عسلی
به بهانه ورود عصر مردم به ۲۲ سالگی
به یاد ندارم که کسی برای رشد و بالندگی فرزندش تا ورود به ۲۲ سالگی شبانه‌روز با دغدغه و استرس تلاش کرده باشد.
به یاد ندارم که کسی عشق به نگارش و اطلاع‌رسانی را مقدم بر زندگی خانوادگی و خواسته‌های بحق زن و فرزند و تمایلات عقلایی و نفسانی خودش کرده باشد.
به یاد ندارم که کسی برای بقای هر آنچه به آن عشق می‌ورزد رنج‌های بی‌شماری تحمل نماید تا جایی که کارنامه و عملکرد ۲۴ ساعته خود را هر بامداد در معرض دید و قضاوت مردم گذارد.
آری روزنامه‌نگاری در این عالم وانفسا یعنی همین که اگر عاشقی و عشقت تمامی ندارد می‌مانی و اگر بریدی و تمام شدی عطایش را به لقایش می‌بخشی.
و اما بعد:
به هر سال برای فرزند و فرزندانی که از پس روزنامه عصر مردم متولد شدند چکامه‌ها و رنج‌نامه‌هایی قلمی کرده‌ام به بهانه تولدی دیگر و در آن نوشتارها از کسانی نام برده‌ام که همانند خودم همراه و همدل شدند و سر از پای نشناخته خود را به گرداب روزنامه‌نگاری انداختند هر چند بعضاً شناگر خوبی نبودند و با صبوری و گذشت شناگری را هم تجربه کردند.
دل‌خوش بودیم به اینکه از پس رنج‌های بسیار مخاطبین را به هر پگاه با واژه‌هایی گرم و نه چندان آتشین میزبان باشیم هر چند بر این باوریم که نتوانسته‌ایم و نه اینکه نخواسته‌ایم برای همه ذائقه‌ها مطلب داشته باشیم.
گفتیم و نوشتیم که در فضایی تنگ خاک کفش این و آن را تنفس کردیم و آلودگی‌های صوتی و تصویری و هوایی را هم تحمل نمودیم تا به شکفتن هر واژه در بهار چاپ خستگی را از تن بزداییم هر چند بعد از ساعاتی در تهاجم طوفان سؤالات و نقدها چونان درختی لرزان اما نیفتادنی رنج پاییز و زمستان را به جان خریدیم و شاهد بودیم که در شکوفایی بهار و وقتی درخت اندیشه‌ها به بار نشست و تنگ‌نظران سنگ‌پرانی‌های خود را آغاز کردند و ما فرصت و مجال فراغت نیافتیم چرا که برای هر قدم و قلمی می‌باید پاسخگو باشیم تا به قول یکی از همکاران بر دیوانگی خود مهر تأیید زنیم که چرا تا به این حد صبوری می‌کنیم و من بارها گفته‌ام که اگر به دنبال شهرت یا موقعیت‌های آنچنانی بودیم و هدف نهایی را کسب مال می‌دانستیم با همین وسیله و ابزار قلم سفارشات را پاسخ مثبت می‌دادیم و کوچک‌ترها را به جای بزرگترها قامت راست می‌کردیم و بر صندلی آرزوها می‌نشاندیم تا تفاخر کنند و تفرعن بفروشند و بندگی غیر خدا را رواج دهند.
اما چنین نکردیم تا روزنامه‌های چاپ شده در پایان به قول مرحوم پدر آتش جهنم‌مان را افزون نسازند.
و اما بعد:
روزنامه عصر مردم که اینک به خواست و لطف خدا به یک مؤسسه فعال مطبوعاتی تبدیل شده در طول ۲۱ سال فرزندان خود را به دنیا آورد و آنها را بعد از تولد بال پرواز داد تا به دورتر شهرستان‌های استان پرواز کنند و چونان کبوتران سبکبال از مناطق محروم هم خبر آورند و خبر ببرند شاید صدایی از ته چاه هم به گوش مسئولان برسد.
هفته‌نامه‌های عصر اوز و عصر نی‌ریز که هر دو بیش از ۱۵ سال ۱۵ بهار را به خود دیده‌اند از آن دسته نشریاتی هستند که توانستند روزنامه‌خوانی را در شهرستان نی‌ریز و اوز نهادینه کنند و مخاطبان مشتاق را به هر هفته در صف انتظار داشته باشند هر چند عصر نی‌ریز جای خود را به هفته‌نامه نی‌ریزان داد تا به پاس ۱۵ سال تلاش بی‌وقفه سردبیر تلاشگرش جناب غلامرضا شعبانپور مدیرمسئولی و صاحب امتیازی به ایشان برگردد بی آنکه توقعی در میان باشد زیرا هدف عصر جز این نیست که هر شهر و دیار و یا حتی روستایی را صاحب اندیشه و روزنامه کند.
از همان سال‌های آغازین انتشار عصر اوز هموطنان مقیم یا شاغل اوزی در امارات، بندرعباس و کویت و بعضی کشورهای دیگر روزنامه زادگاه خود را شناختند و با آن پیوند مهر بستند و این خود یکی از افتخارات عصر مردم است که بیشتر حاصل زحمات جناب احمد خضری و همکارانشان است.
از دیگر نشریات هفته‌نامه ادبی – هنری، عصر پنجشنبه بود که بعد از مدتی به ماهنامه تبدیل شد مرزهای جغرافیایی داخل و خارج را درنوردید، مقبول خواص شد و تا بدانجا پیش رفت که تاب تحملش برای بعضی سلیقه‌ها ممکن نشد و طومارش با یک نامه پیچیده شد که ذکر خیر و شر آن بماند تا بعد.
دیگر فرزند عصر مردم، هفته‌نامه عصر مرودشت است که دهمین سال تولد خود را تجربه می‌کند. این نشریه هم در مرودشت با فراز و نشیب‌هایی همراه شد و از گدارها و گردنه‌های بخل و حسادت و آزار عبور کرد و در حال انتشار است و عنقریب به صورت روزنامه روزانه پاسخگوی نیازهای مردم شریف و عشایر غیور مرودشت خواهد بود.
هفته‌نامه‌های عصر گراش و عصر استهبان که مدت ۱۵ سال به صورت ویژه‌نامه و لایی روزنامه منتشر می‌شدند اینک کم و بیش به صورت دو هفته‌نامه منتشر می‌شوند و به استقلال رسیده‌اند.
به دنبال تعطیلی غیرمنتظره عصر پنجشنبه ویژه‌نامه‌های ادبی – هنری با نام‌های هنگام و نویسا منتشر شدند که هنگام اینک به یک ماهنامه ادبی – هنری دوزبانه تبدیل شده و تاکنون ۱۸ شماره از آن به چاپ رسیده و شماره‌های بعدی در نوبت چاپ قرار گرفته‌اند.
فصلنامه تخصصی معماری دال نیز از اقمار روزنامه عصر مردم است که مدیرمسئول و صاحب امتیاز آن فرزند ارشدم دکتر امین عسلی است که پای جای پای پدر گذاشته و به این وادی وارد شده است.
و اما بعدتر:
مؤسسه مطبوعاتی عصر مردم از همان ابتدای شروع به کار روزنامه در این اندیشه بوده و بدان عمل کرده است که هر شهرستان، بخش و یا روستایی را صاحب روزنامه و حداقل یک هفته‌نامه کند. بدین منظور ماهانه چندین ویژه‌نامه هم برای شهرستان‌های فارس به صورت لایی روزنامه توسط جوانان دلسوز و علاقمند منتشر می‌کند بدان امید که همانند ویژه‌نامه‌های آغازین و با سابقه به هفته‌نامه‌های مستقل تبدیل شوند و راه خود را بیابند.
این گزارش کوتاه را تقدیم می‌کنم به خوانندگانی که ۲۱ سال تمام به هر روز چشم بر واژه‌هایی دوختند که رهاورد عصر مردم بود نه به آن ادعا که توانستیم پاسخگوی تمامی سلایق و علایق مخاطبان باشیم و برای همه ذائقه‌ها خوراک تهیه کنیم؛ بلکه پای ملخی است به نزد سلیمان که امروز هر خواننده علاقمند به مطالعه و روزنامه خود سلیمانی است محترم.
امید که مقبول خدا و خلق باشد و در سال‌های آتی پیش رو بتوانیم سایر ویژه‌نامه‌هایمان را با کسب مجوز از هیأت نظارت معاونت محترم مطبوعاتی مستقل از روزنامه انتشار دهیم.
در پایان از همه همراهان، همکاران و مخاطبان محترمی که در طول سال‌های درد و رنج با ما همراه بوده‌اند سپاسگزارم و لطف آنها را ارج می‌نهم.
زیاده زحمت است.
والسلام

Comments are closed.