یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
تنها یک آه
چند سالی است که می بینیم و می شنویم برخی به دنبال ثبت رکوردهایی هستند که دستیابی به آنها یک اتفاق مهم محسوب نمی شود و ساماندهی آن نیز از پیچیدگی زیادی برخوردار نیست به گونه ای که نیازمند پشتوانه غنی علمی و برنامه ریزی مبتنی بر ساز و کارهای آنچنانی باشد. چنین تلاش هایی عمدتاً تحت تأثیر ثبت رکوردهای گینسی صورت می گیرد که در ردیف دلمشغولی های عوام پسند رایج در غرب است و پژوهشگران حوزه های اجتماعی که رویدادهای کیفی و زیر بنایی را رصد می کنند از شنیدن چنین اخباری به وجد نمی آیند. هر چند برخی از این رویدادها که با هدف اطعام نیازمندان و هم افزایی نذورات صورت می گیرد اگر اشکالات آن برطرف شود، تداوم آن می تواند از جهاتی مفید هم باشد. اما نباید از آسیب های حاشیه ای آن نیز غافل شد و در سایه ی چنین حرکت هایی این گونه وانمود کرد که پیشرفت و توسعه ی فرهنگی در خور توجهی اتفاق افتاده است. تصور کنید نام فردی در انگلیس با خوردن ۱۱ ساندویچ و ۸ نوشابه در کتاب رکوردهای گینس ثبت می شود یا این که مردی در اسپانیا رکورد بازی چند ساعته با توپ را می شکند یا فردی ۳ ساعت در حوضچه یخی شنا می کند، نمونه های دیگر آن دوختن پرچم چند صد متری، طبخ چند تن آش و پختن کیک ۲۰ طبقه و گستردن سفره ی ۵ کیلومتری یا رویدادهایی که متکی به آمارهای کمی هستند اگر پیش زمینه فرهنگی نداشته باشند و دورنمایی مبتنی بر دگرگونی های زنجیره ای برای آنها ترسیم نشده باشد راه به جایی نمی برند و چنین رخدادهایی به باز شدن گره های اجتماعی و اخلاقی و اقتصادی نمی انجامند. من با چشم خود دیده ام که فرضاً در جایی چندین تن آش درست می کنند و از ساعت بخصوصی نیز توزیع می شود و تمامی اعضای برخی خانواده های نیازمند ساکن حاشیه شهر ظرف به دست می گیرند و از راه های دور به آنجا می آیند و چندین ساعت خواب را از چشم خود دور می کنند و صفی طولانی تشکیل می دهند تا ساعت مقرر برسد و آش بگیرند و از دریچه ی چشم بعضی ها به اصطلاح یک رویداد را رقم بزنند. حساب کنید خانواده ای ۶ نفره که هر کدام یک قابلمه آش گرفته اند ناگزیر این غذا را ظرف نزدیک به یک هفته مصرف خواهند کرد که اگر در نگهداری آن رعایت نکات بهداشتی صورت نگیرد ممکن است پیامدهای ناخوشایندی هم به دنبال داشته باشد. در حالی که همین کار را می توان در چندین نقطه شهر آنهم جاهایی که نیاز بیشتری احساس می شود انجام داد. از لحاظ کمی هم می توان گفت که در شهر شیراز این میزان آش طبخ گردیده و توزیع شده است. یا این که همه آش ها در یک مکان طبخ گردد و در چندین مکان توزیع شود تا در این میان هدف را گم نکنیم و تشکیل صف طویل را بر توزیع حساب شده و مؤثر ترجیح ندهیم. گاهی مشابه چنین اتفاقی در عرصه ی فرهنگی هم می افتد و عده ای با کتاب سازی و یا چاپ کتاب هایی که نه حرکت دهنده هستند و نه دگرگون کننده، آمار و ارقامی را سامان می دهند که هر کس نداند تصور می کند چه اتفاق بزرگی افتاده است ولی ته ماجرا را که می بینی بیشترین فروش مربوط به کتاب های کمک آموزشی و کنکور است. در برخی مناسبت ها نیز مسئول اداره یا نهادی می آید و از اجرای چند صد برنامه با حضور هزاران نفر در سطح کشور و استان خبر می دهد در حالی که در اغلب این برنامه ها اتفاق خاصی نمی افتد و خروجی و کیفیت آن نیز در حد و اندازه های شلوغی و خبرسازی اش نیست. کمیت نباید ما را به دام بیاندازد و کیفیت را از ما بگیرد. سخن ارزنده ای از علی (ع) نقل گردیده که می فرمایند در پیمودن راه حق از کمی روندگانش بیمناک نباشید. چنین سخنی ناظر بر کیفیت است نه کمیت. محمد (ص) زمانی در غار حرا تنها بود ولی در سایه ی تلاشی که معطوف به کیفیت بود اکنون نام او در تمامی کشورهای جهان روزی پنج بار از فراز ماذنه ها و مناره ها طنین انداز می شود. بی گمان حرکت وقتی حساب شده و مبتنی بر تأثیرگذاری کیفی باشد موج ایجاد می کند.
گاهی برای این که بگوییم خبری هست، تلاشی صورت گرفته، قبول مسئولیت ها تأثیرگذار بوده و اتفاقی افتاده که توجیه کننده ی این همه تشریفات و هزینه ها و تبلیغات و سخنرانی هاست در دام آمارسازی و ایجاد رکورد می افتیم. گاهی شاهد پر شدن ورزشگاه یکصدهزار نفری آزادی هستیم و ایران در آسیا رکورددار استقبال تماشاچی از مسابقات آسیایی است اما کوچکترین بی نظمی و رفتار خارج از شئونات تماشاچیان اثر وجودی چنین جمعیتی را کاهش می دهد و محرومیتی را برای تیم های پرطرفدار ایرانی به دنبال دارد که نتیجه ی عکس می دهد و مربی آرزو می کند که ای کاش حتی یک نفر هم به ورزشگاه نیامده بود! آنچه به کمیت اعتبار می بخشد کیفیت است. تردیدی نیست که دموکراسی چیز خوبی است اما اجرای دقیق همین دموکراسی در کشورهایی که سطح سواد پایین باشد و بتوان آرای مردم را خرید یا به نحوی آنها را فریب داد که اکثریت به سمت خاصی متمایل شوند گاه نتایج وحشتناکی را رقم می زند که خواص را ناگزیر می سازد کله ی خود را به دیوار بکوبند! چرا؟ برای این که در چنین شرایطی کمیت، کیفیت را می بلعد. می گویند اهل دلی از مسجد بیرون می آمد، در آن حال مردی را دید که شتابان به مسجد نزدیک می شود. مرد در حالی که نفس می زد و امیدوار بود به نماز جماعت برسد وقتی به در مسجد رسید از او پرسید نماز تمام شد، پاسخ شنید آری. آن مرد با اندوهی از ته دل گفت: آه، مرد اهل دل که حال او را درک کرده بود به او گفت: آهت را به من بده و تمامی نمازهای جماعتی را که با پریشانی خوانده ام بستان!
آری، گاهی تنها یک آه می تواند ما را به سرمنزل مقصود برساند، تنها یک آه با کیفیت!
- دوشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۵
- سرمقاله

یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۲ آذر ۹۵