سرمقاله
محمد عسلی
فقدان مدیریت شهری، شیراز را از زیبایی محروم کرده است
ژان ژاک روسو در مقدمه کتاب «امیل در آموزش و پرورش» گفته است: طبیعت خود به تنهایی زیباست، بشر به نام زیبایی آن را تخریب میکند…»
حکایت شیراز قدیم و شیراز جدید مصداق همین جمله روسو است زیرا آوازه و شهرت شیراز قدیم که شاعرانش تحت تأثیر طبیعت زیبای آن از گل و بلبل و سرو و سمن یاد کردهاند و آب روان رکنآباد به علت طبیعت بکر و باغها و گلستانهای بدیع آن بوده است که متأسفانه امروز دیگر از آن حال و هوا و باغ و گلهای طبیعی خبری نیست و فقط از باغهای شیراز جز نامی باقی نمانده که آن هم با انقراض نسلهای پیشین همان نامها هم باید در کتابهای خاطره پیدا کرد.
و اما بعد:
ساخت و سازهای شهری ۸۰ ساله اخیر نه فقط درختان کهن و باغهای شیراز را مورد تهاجم و نابودی قرار داد بلکه بخشی از آثار باستانی بینظیر را از میان برداشت که نمونه بارز آن را میتوان در دوره رضاشاه برای اتصال خیابان زند به دروازه سعدی شاهد آورد، بازار تاریخی وکیل از میان به دو نیمه تقسیم شد و برای گشایش خیابان بخشی از آن به کلی از بین رفت و باغ نظر که مجموعهای از بناهای تاریخی کریمخانی بود در آن بناهای دیگری مانند ساختمان بانک ملی، دادگستری، پست، آموزش و پرورش و کتابخانه ملی بنا گردید و عمارتهای ارگ، بازار وکیل، موزه پارس، حمام وکیل و دیگر بناهای تاریخی به صورت متفرق از یکدیگر جدا شدند و مانند سرزمینی که تجزیه شده باشد هر کدام به گوشهای رها شدند تا جایی که عمارت زیبای ارگ به زندان تبدیل شد و تمامی آثار هنری آن از جمله نقاشیهای سقف و دیوارها از بین رفتند و برای اسکان بیشتر زندانیان طاق و رواقها را با تیرآهن نصف کرده روی بدنه دیوارهای نقاشی شده سقف دیگری زدند تا آنکه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با اختصاص بودجهای توسط یونسکو بخشی از خرابیها ترمیم شد و به صورت کنونی درآمد اما دیگر باغ نظر که قرار بود مجدداً به صورت اولیه درآید و ساختمانهای دوره پهلوی تخریب گردد به جز دبیرستان ابوذر «شاپور سابق» و ساختمان پست و آموزش و پرورش دیگر ساختمانها تخریب نشدند و راه عبور و مرور اتومبیلها هم به داخل تونلی که پل زند مینامندش باز شد که ای کاش برای گشایش راه در دوره رضاشاه ترکیب بازار وکیل دست نخورده باقی میماند و اتومبیلها با عبور از زیر پل ساماندهی میشدند که نشد هر چند زیرگذر کنونی هم به لحاظ فنی با اما و اگرهایی همراه است که بماند.
بافت قدیم شهر شیراز چنان تخریب و جراحی شده که به جزایر از هم جدا شده و رها شدهای ماننده است که توصیف وضعیت اسفبار آن چند جلد کتاب خواهد شد.
بازارچه ارامنه، بازارچه حاج زینل در سنگ سیاه، ساختمانهای اطراف حرم حضرت احمدابن موسی (ع) و بسیار تخریبهای دیگر بدون مطالعات کارشناسی صورت گرفت و مأمنی برای اقامت معتادان و خلافکاران شد.
وضعیت کنونی شهر هم به لحاظ تعریض و احداث خیابانها به بدن جراحی شدهای ماننده است که برجستگیها و فرورفتگیهای خیابانها حکایت از اقدامات ناشیانهای دارد که مسئولین شرکتهای آب، برق، گاز، تلفن و فاضلاب میباید پاسخگو باشند که متأسفانه نیستند و هر کدام خر خودشان را در این وانفسای شهری میرانند.
کافی است به وسط و کنارههای خیابانهای حفاری شده نگاه کنیم که پس از به اصطلاح ترمیم یا آنچنان گودند که به جوی آب مانندهاند و یا برآمدگیهای آن به اتومبیلهای کمپرسی هم تنه میزند چه رسد به اتومبیلهای سواری.
مسئولان شهرداری گناه را به گردن شرکتهای یاد شده میاندازند و مسئولان شرکتهای آب و برق و گاز و تلفن و فاضلاب گویی هیچ نظارتی بر حسن انجام کار مقاطعهکارانی که به اصطلاح در مناقصهها برنده شدهاند ندارند.
ساختمانهای بدقواره نامتناسب در حاشیه خیابانها و کوچهها که یک طبقه باقی مانده و در کنار آن ساختمانی ۹ طبقه آنچنان به نظراندازهای مسکونی آسیب وارد کرده که خانهسازی موریانهها هم چنین نامتناسب و ناموزون به نظر نمیآیند.
لولههای آبرسان زیرزمین که چونان شریانهای حیاتی از میانه و کنارههای خیابانها و کوچهها عبور داده شدهاند و در کنار آنها کابلهای برق تلفن، لولههای گاز و کانالهای فاضلاب ملغمهای از تراکم نامتجانس زیرزمینی ایجاد کردهاند که کافی است به علت پوسیدگی لولههای آب به بیش از ۱۵ درصد نشست و ریزش آب آنها اشاره کنیم در این سالهای خشکسالی که حکایت غمباری است.
و نکته مهمتر آنکه گذشته از تخریب باغها و احداث بناهای کوتاه و بلند، نوسازی خانههای قدیمی باعث شده حیاط خانهها اگر به جا مانده باشند از درختان زیبای مرکبات خالی و به پارکینگ تبدیل شوند و به طور کلی شهر چهره زیبای خود را از دست داده است که در برابر حوادث طبیعی مانند زلزله آسیبپذیر است.
و اما بعدتر:
بهداشت روانی مردم شهرنشین و استفاده از هوای پاک آنچنان اهمیتی دارد که اگر به افزایش بیمارستانها، درمانگاهها و مطب پزشکان که الی ماشاءالله رو به افزایشند نظری کارشناسانه بیاندازیم به این نتیجه میرسیم که پیشگیری قبل از درمان که یکی از آنها همانا داشتن محیطی سالم و شهری با سلامت است را فراموش کردهایم و باری به هر جهت فقط تابلوهای عریض و طویل مراکز کارشناسی شهری و ساختمانهای دفتری شهرداریها را افزایش دادهایم.
و حال تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل که اگر یک مدیریت واحد شهری میداشتیم حداقل پاسخ این سؤال را از زبانش میشنیدیم که چرا وضع چنین است؟
والسلام
- دوشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۵
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۹ آذر ۹۵