سرمقاله
محمد عسلی
اختلاس باور
به برداشت غیرقانونی اموال دولتی یا غیردولتی که به دست کارمندان و کارکنان دولت یا وابسته به دولت صورت میگیرد اختلاس گویند. در فقه اسلامی اختلاس به معنی برداشتن مال غیر از راه خدعه ذکر شده.
و اما بعد:
چند سالی است شاهد اختلاسهای کلان بانکی هستیم که اخبار آن مدام از رسانهها و شبکههای مجازی پخش میشود و هر دم از نو غمی به مبارکبادمان میآید و با حسرت و افسوس میگذرد تا شاهد و یا خبردار اختلاسی دیگر باشیم.
در این آشفته بازار اقتصادی و فرهنگی که بیشتر نگاهها به عاقبت برجام دوخته شده کمتر کسی در اندیشه اختلاس باور و اعتقادات مردم است. اختلاسهایی که نه فقط ریشه اخلاق و دین و مذهب را میکند بلکه انسان را بیهویت میکند تا در یک خلأ عقیدتی و اخلاقی به موجودی بیپناه و ناآرام تبدیل شود.
امروز در فضاهای مجازی که الی ماشاءالله نقل و انتقال لاطائلات روز به روز گستردهتر و بیشتر میشوند با طرح سؤالهایی هدفمند تمام مقدسات را زیر سؤال میبرند و به احیای اندیشهها و تفکرات مردههای چند هزار سال پیش میپردازند تا جایی که اسلام را از آن اعراب میدانند و ایرانیان را پرهیز میدهند از دین و مذهب و آیین چند هزار سالهشان.
عدهای تبلیغ دین زرتشت میکنند آن هم نه از روی مطالعه و تحقیق و چه بسا دروغهایی به زرتشت پیغمبر ایرانی نسبت میدهند.
عدهای از بودا و بوداییان میگویند.
و عدهای هم بین ایرانیان و اعراب ایجاد تضاد و چندگانگی میکنند.
اینکه عربزدگی به همان نسبت خطرناک است که غربزدگی شکی نیست؛ اما فراموش نکنیم که تمامی ادبیات گذشته در دست ما از دین و مذهب اسلام الهام گرفته و به هر یک از شاعران نامی و بزرگان و نویسندگان تاریخی مینازیم آنها از چشمه پاک و زلال قرآن الهام گرفته و جرعههای شیرین و گوارایی نوشیدهاند.
تخریب باور مردمان حتی اگر به یک درخت مقدس باشد گرفتن یک نیروی بازدارنده از گناه و خلاف است که در نهاد انسانها ایجاد آرامش و بازدارندگی میکند.
دینی که امیدافزا، آرامش دهنده، بشارت دهنده به فردا و فرداهای بهتر است و تقویت کننده اعتماد و توکل و بر حذر دارنده بدی، پلشتی، جنایت، دزدی، عمل منافی عفت و بسیار موارد سوء دیگر خواه عربی باشد یا عجمی به قوه و قدرتی میماند که مسیر زندگی آدمی را به راه راست و درست هدایتگر است.
اینکه بعضیها در فضاهای مجازی استدلال میکنند که اسلام دینی عربی است و ما ایرانی هستیم و نباید به آن باور داشته باشیم نوعی جنون حاصل از بریدگی و تأثیرگیری از تهاجم فرهنگی غربیهاست.
و اینکه عدهای تخلفات و اختلاسهای کلان مالی و سوء مدیریتهای بعضی از مسئولان را دلیل بیاعتباری دین و مذهب میدانند نیز بیمنطق و بدون مطالعات دینی است. زیرا دین اسلام و یا هر دین و آیین دیگری قائم به شخص نیست که اگر میبود حتی با رحلت پیامبر اسلام (ص) حالا هیچ خبری و نقشی از آن دیده نمیشد.
ممکن است افرادی از روحانیان دینی را حجتالاسلام صدا کنیم اما عمل آنها دلیلی بر حجت اسلام نباشد این نشانها حجتی برای تخریب دین نیست. دین اسلام و مذهب شیعه مجموعهای از قوانین، مقررات، احکام و دستوراتی است که وظایف دینی هر مسلمانی را تعیین میکنند. حال اگر عدهای در باور دینی و اعمال مذهبی آنان شک و شبهه یا تخلفات و ناراستیهایی هست دلیل بر ناراستی دین نیست.
متأسفانه به جای ذکر شر و تخلفات کسانی که با فرصتطلبی توانستهاند افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهند و تردید و دودلی در آنها ایجاد نمایند به تخریب باورها و دین و مذهب و آیین مردم پرداختهاند.
اگر فرض کنیم موفق شوند که همه را بیدین کنند چه باور و یا قدرتی معنوی میتوانیم به جای آن گذاریم که هر فرد خود پلیس خود باشد.
آیا در جوامع غربی پیشرفته که علمگرایی و انسانگرایی ملاک عمل قرار گرفته همه در امن و امانند، پس این همه کلیساها، کنیساها و مساجد و معابد هندوها و بوداییها بیجهت بنا شدهاند؟
چرا رئیس جمهور آمریکا مراسم تحلیف به جا میآورد و به انجیل قسم میخورد اما اگر در ایران و یا هر کشور اسلامی دیگر نمایندگان و مسئولان به قرآن قسم یاد کنند مورد طعن و تردید بعضی از مغرضان قرار میگیرند؟
کسانی که قصد تفرقه در صفوف متحد مردم دارند و میخواهند امنیت را از ما بگیرند به همه چیز ما کار دارند حتی به باور و دین ما و آن را تخریب میکنند تا جوانان ما را از هویت بیاندازند.
و ما باید منطقی و هوشیار باشیم که به کجا می رویم؛ از چه کسانی با چه ایدههایی ممکن است ضربه بخوریم. متأسفانه گاهی از خودیها و دست پروردهها برای باجگیری و قدرتنمایی ضربه میخوریم؛ گاهی از اعتمادی که به ناکثان میکنیم ضربه میخوریم و گاهی خود بهانه به دست عدهای دشمن در لباس دوست میدهیم و خود را در موضع تهمت و افترا قرار میدهیم.
به نظر میرسد ما به یک خانهتکانی اخلاقی نیاز داریم و به یک خانهتکانی سازمانی تا بتوانیم هویت ملی و دینی خود را حفظ کنیم آنگاه ادعای انقلابی داشته باشیم آن هم از نوع اسلامی آن.
والسلام
- شنبه ۴ دی ۱۳۹۵
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۴ دی ۹۵