سرمقاله
محمد عسلی
پایان سال ۲۰۱۶ میلادی با کدام دستاورد انسانی؟
امروز جهان در شرایطی آغاز سال ۲۰۱۷ میلادی را شاهد است که بیشترین دلواپسی امنیتی در آمریکا و سراسر اروپا بر ذهن و زبان مردمان سیاه و سفید و زرد و سرخ حاکم است و هزاران پلیس در کوچه و بازار و خیابان و برزن چشم بر هر حرکت مشکوک دوختهاند و این شدت ترس و ناامنی در حدی است که پیرزن ناشنوایی که صدای ایست پلیس را نشنیده در فلسطین اشغالی به گلوله بسته میشود…
هر چند زنگ کلیساها به صدا درآمده و دستهایی به دعا برای سالی بهتر بلند است اما دولتمردان شرایطی به وجود آوردهاند که هیچ امیدی به صلح متصور نیست. گویی دولتها و ملتها جزیرهای عمل میکنند و هر کس ساز خود را کوک میکند.
دولت انگلیس در رقابتی تنگ به دنبال فروش اسلحه بیشتری به کشورهای نفتخیز حاشیه خلیج فارس است و رئیس جمهور جدید آمریکا تهدید کرده اگر عربستان، ژاپن و سایر کشورهای تحتالحمایه آمریکا میخواهند امنیت داشته باشند میباید بهای آن را به آمریکا بپردازند. این باجخواهی شفاف بار دیگر نوعی ترس و ناامنی را نوید میدهد.
گویی جهان امروز بدون جنگ و خونریزی و غارت و چپاول و کشتار امن نیست. از اخبار لحظه به لحظه جهان چنین مفهومی به ذهن متبادر میشود که امنیت از لوله تفنگ شلیک میشود و این ابزارهای پیشرفته جنگی هستند که ضامن امنیت و صلحند.
متأسفانه سال ۲۰۱۷ نطفههایی در رحم دارد که اگر آنها را سقط نکند شاهد ناامنیهای بدتر نسبت به سالهای گذشته خواهیم بود.
عملیات کینهتوزانه انتحاری داعش و طالبان و سایر جاهلان و متعصبان به اصطلاح دینی که غیرنظامیان را هدف قرار میدهند، هدفی جز ایجاد ناامنی و سهمخواهی و باجگیری ندارند این موضوع را همگان میدانند اما اینکه چرا داعش به وجود آمده و کدام دولتهای آمریکایی و اروپایی و عربی در تأسیس و تدارک نظامی آن با چه هدفی دخیل بودهاند جای سؤال دارد؟
مثل تأسیس طالبان، القاعده و دیگر گروههای تروریستی.
و جالبتر اینکه بعضی دولتهای غربی از جمله آمریکا خود میکشد و خود عزا میدارد. برای رد گم کردن و داستان کی بود کی بود من نبودم یکی از شگردها و شیوههای ماهی گرفتن از آب گلآلود اسلامهراسی است.
آری سال ۲۰۱۷ آبستن حوادث بسیاری است؛ هم در آسیا، هم در اروپا و هم آمریکا و دیگر قارهها از جمله آفریقا.
خشکسالی ناشی از گرم شدن هوا، خرابی مزارع و کشتزارها و خانهها به علت طوفانهای مهیب و سیلهای ویرانگر.
آوارگی و پناهجویی سیل خانه به دوشان کشورهای زیر بمباران و جنگ.
و مهمتر از همه بریدگی عاطفی، بیمهری انسانها نسبت به یکدیگر و شعارهای توخالی و عوامفریبانه حقوق بشری که همه تکرار وقایع سالهای پیش و پیشینند.
و اگر طبیعت خداوندی از پس هر زمستان سرد، بهاری زیبا و گرم پدید نمیآورد و اگر به هر بامداد خورشید چشم بر ما نمیگشود و نسیمی روحنواز عرق جبین زحمتکشان را نوازش نمیداد و اگر صدای زمزمه جوی روانی یادآور عطر پونههای وحشی نمیبود و بانگ خروسی در پگاه ندای خیزشی از خواب سنگین را به گوش نمیرساند، ما چه میکردیم در دل آشوب ناامنیها، فقر و بدبختیها و جنگ و خانه به دوشیها.
امید که سال ۲۰۱۷ به معجزهای شبیه باشد که بعید مینماید اینکه امپریالیسم غارتگر و استعمارگران نو به نو سر عقل آیند. درب زرادخانهها را ببندند همه به صلح بیاندیشند به سرنوشت انسان و حیوان و گیاه که همه به سرنوشت زمین گره خوردهاند.
حقوق بشر را به لقمه نانی در سفره بینوایان تعبیر کنند تا شکمهای خالی راه آزادی را گم نکنند و تبعیض و دوگانگی مسیر ترور و وحشت و انارشیسم را باز نکند، قطعه زمینی سهم هر کس باشد که از نگاه متجاوزان دور بماند و اگر خدایی طلب میشود و دعایی به خواستهای راه آسمانها میپیماید بازگشتی به زمین داشته باشد.
و این نباشد که ترامپ بگوید: این بمبهای اتمی را برای چه انبار کردهایم و یا پوتین دستور دهد که در تقویت زرادخانههای هستهای میکوشیم و یا انگلیس سفارش زیردریاییهای اتمی بیشتری بدهد و این رقابت شرمآور و شوم در آینده به جنگی خانمانسوز تبدیل شوند که خودکرده را تدبیر نباشد.
ای کاش چونان گذشته اسبی بود و شمشیری و جنگی تن به تن که آن هم از سر لشکر زیاد است.
ای کاش در کاسه سر شعرا و نویسندگان زمزمه آبی، رایحه بهاری، صدای پرنده آوازخوانی و شکفتن غنچهای نوید سال نو میبود.
ای کاش.
- یکشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۵
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۱۲ دی ۹۵