سرمقاله
محمد عسلی
بسیج رسانه و اما و اگرها
از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تا به امروز، ایران در دو جنگ تمام عیار در موضع دفاع بوده است؛ جنگ نظامی و گرم و جنگ رسانه¬ای و نرم.
برای جنگ نظامی نیروی انسانی کارآمد و فنی تربیت شده همراه با پیشرفته¬ترین تجهیزات داخلی و خارجی و حمایت¬های مردمی و پشتوانه¬های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به کار گرفته می¬شود.
اما برای جنگ رسانه¬ای که یکی از پیچیده¬ترین و تخصصی¬ترین کارها و هنرهاست چندان حمایتی که نشده هیچ برنامه¬ریزی هدفمندی هم انجام نگرفته و می¬توان گفت به نسبت جنگ نظامی هزینه مالی مناسبی در بودجه کشور دیده نشده است.
یارانه¬های کاغذ هم که طبق معمول سنواتی از محل بودجه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به صورت قطره¬چکانی و با توجه به رتبه¬بندی¬های اخیر در سال ۹۵ بعد از ۶ ماه کم و بیش پرداخت شده است؛ نامی و رتبه¬ای برای جنگ رسانه¬ای منظور نشده و گاه دیده می¬شود درصد بالایی از یارانه¬ها به روزنامه¬های خنثی تعلق گرفته است.
با این وصف اگر هدف از تشکیل سازمانی به نام بسیج رسانه، تشویق و ترغیب و آماده¬سازی روزنامه¬نگارانی است که باید همانند یک سرباز بسیجی در این جنگ شرکت کنند و از دستاوردهای انقلاب و ارزش¬های اسلامی و اخلاقی دفاع نمایند می¬باید از پشتوانه¬های مالی، سیاسی و اجتماعی لازم برخوردار شوند. هر چند امروز وظیفه و رسالت هر روزنامه¬نگاری دفاع از وحدت، منافع ملی، خواسته¬های مردم و نهایتاً ارزش¬های انقلاب و اسلام است و هیچ نشریه¬ای نمی¬تواند مقابل خواسته¬های بحق مردم ما بایستد و خود را از این جنگی که دشمنان بر علیه ما سال¬هاست تدارک دیده و ورود کرده¬اند برکنار بداند که اگر چنین کند حرفی برای گفتن ندارد جز آنکه با دشمنان این مردم و کشور همراه و هم قسم شود. این سخن بدان معنی نیست که در نقد و نقادی بسته شود. بلکه برعکس نقد عملکرد بی¬غرضانه مدیران است که جلوی جوسازی¬ها را می¬گیرد.
و اما بعد:
روز گذشته به مناسبت سالگرد تأسیس بسیج رسانه همایشی دو روزه در تهران با حضور روزنامه¬نگاران بسیجی تشکیل شد که در پایان آن ریاست بسیج مستضعفین هم در آن حضور یافت و در جمع¬بندی سخنان، موضع خود را برای شرکت¬کنندگان روشن کرد.
در جلسات اولیه سخنرانان و تحلیلگران بنامی سخنان به حقی ابراز کردند و نمایندگانی چند از سایر استان¬ها هم دیدگاه¬های خود را در جهت تقویت و سرعت بخشیدن به موضع¬گیری¬های انقلابی و نحوه ورود به دفاع در جنگ رسانه¬ای عنوان نمودند.
اما سؤالی که بی¬پاسخ ماند این بود که بعد از اتمام این جلسات با کدام دستمایه¬های حمایتی می¬توان در این میدان پیروز شد؟
روزنامه¬نگاران جان برکف به فرض آماده بودن نیازمند انتشار مستمر نشریات مکتوب خود هستند که قادر به تأمین هزینه¬های سرسام¬آور آن نیستند. نتیجه آنکه برای عدم توقف برای تأمین هزینه¬های تدارکاتی خود را به آب و آتش می¬زنند و به صورت جزیره¬ای هر کس به دنبال آگهی و درآمد است. با چنین دغدغه¬هایی که تمامی ندارد کدام تفکر خلاق و نوشته¬ها و تحلیل-های تأثیرگذار از این دیرمجالی¬ها می¬تراود؟
وقتی تمامی روزنامه¬ها درصد بالایی از اخبارشان شبیه به هم و نوعی رونویسی است و تفاوت چندانی نمی¬توانیم در آنها مشاهده کنیم چگونه می¬توان ایجاد رقابت کرد بدون آنکه دوغ و دوشاب فرقی بینشان باشد.
رسانه¬های غربی و مخالفان ما سیاست¬های داخلی و خارجی نظام را به راحتی زیر سؤال می¬برند و در اذهان مردم ما تردید و تشکیک ایجاد می¬کنند. دایه دلسوزتر از مادر می¬شوند. هدف تمامی آنها در نهایت مدیریت افکار عمومی مردم ماست تا به جایی برسند که مردم رمز پیروزی خود را که اسلام، وحدت و رهبری واحد بوده از دل¬ها برکنند آنگاه در جدال تفرقه و جنگ داخلی، امنیت، وحدت و انسجام نظام را خدشه¬دار کنند و از آب گل¬آلود ماهی¬های درشت بگیرند چنانکه در طول تاریخ معاصر بارها به چنین اهدافی دست یازیده¬اند.
سؤال اینجاست کدام یک از روزنامه¬ها و نشریات ما به صورت کارشناسانه و آماری و حرفه¬ای به این ترک¬تازی¬های رسانه¬های خارجی پاسخ داده¬اند؟
کدام یک از ما توانسته¬ایم با طرح سؤال¬ها و تحلیل¬های بحق یا ناحق آنها پاسخ تردیدهای در ذهن نشسته را بدهیم؟
معضلات اجتماعی کنونی مانند اختلاس¬های کلان، خیانت¬های بعضی از مدیران و رانت-خواران، افزایش طلاق و کاهش ازدواج، افزایش بی¬رویه معتادان و قاچاق مواد مخدر، فسادهای اداری و اخلاقی و شکاف¬های عمیق طبقاتی دلایل خاص خود را دارند که متأسفانه در تحلیل-های رسانه¬¬های بیگانه همه را به انقلاب اسلامی نسبت می¬دهند و با شمشیر تیز کلمات و تحلیل¬های مغرضانه و جانبدارانه راست و دروغ را سر هم می¬کنند و به خورد مخاطبان می¬دهند.
با این وصف آیا راهی باقی می¬ماند جز آنکه همانند جنگ تحمیلی که همه مردم ایران برای دفاع متحد شدند و حمایت¬های مالی و تدارکاتی و حیثیتی و حمیتی را به سمت و سوی جبهه¬ها سرازیر کردند حداقل امکانات و هزینه¬هایی هم برای این جنگ طولانی رسانه¬ای در نظر بگیرند تا روزنامه¬های ارزشی که در شرف تعطیلی قرار گرفته¬اند کمر راست کنند؟ بعد از سی و دو سال کار مستمر شبانه¬روزی در حرفه روزنامه¬نگاری به اینجا رسیده¬ام که بگویم بی¬مایه فطیر است و ما داریم از رسالت و هدف خود دور می¬شویم.
والسلام
- پنج شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۵
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۷ بهمن ۹۵