• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۱ اسفند ۹۵

سرمقاله
محمد عسلی
فاطمه، الگویی برای جمیع باورها
زمین را زایشی است در بهار به شکوفایی گل غنچه¬هایی که رنگ در رنگ رایحه دل-انگیزی را به هوا هدیه می¬دهند و مشام فضا را به عطر حیاتی نو تازه می¬کنند و خلایق از محصول و ثمره آن در تابستان استفاده می¬برند. پاییز را نیز که پایانی بر سبزی و سبزینگی است خبر از خواب زمستان می¬دهد تا انسان و دیگر جانداران در چهارفصلی متغیر به دگرگونی روندی منظم از پس هم بگذرند به عمری چند تا فردایی دیگر.
در این میان آدمیان را باورهایی همراهند به هدایتی که اگر نباشند به قول حافظ: گذر از ظلمات بی¬همرهی خضر گمراهی است و باید ترسید از این اراده آزاد که گر چه رحمت است گاه زحمت افزاید اگر مسیر هموار نباشد و ما مسلمانان چونان چهارفصل در حال و هوایی متغیر بهار را به تابستان و تابستان را به پاییز و پاییز را به بهار انتظار می¬کشیم با باورهایمان که امام را هادی و هدایتگر و پیامبر را رسول و پیغام¬آور و خود را مکلف و مسئول به تبعیت از آنها می¬دانیم تا میدانگاه وحدت قدرتی باشد برای همراهی و همدلی و دفاع از آنچه مقدسش می¬داریم در برابر تهاجماتی که گاه و بیگاه بر ما رفته و زندگی و مرگمان را رقم زده است.
مردان ما در این میدانگاه به زیور ایمان آراسته¬اند و زنانمان به زیور عفت و پاکدامنی آراسته¬اند.
هر یک از ما ستون¬های باوری برای خود داریم که به آنها تکیه داریم، ۱۴ ستون که عمد خیمه آن الله است و به ۱۴ معصوم باورشان داریم.
۱۲ امام که از پس هم آمده¬اند به یک هدف و یک ستون دیگر که بنیه و بنیان ۱۲ ستون دیگر است، زنی برای تمامی فصل¬ها.
همین باورهاست که ما را تا بدینجا زنده، مستقل و مدافع و شجاع نگه داشته و عشق به زندگی را به بهای اعتقاداتمان شیرین کرده است.
حضرت فاطمه زهرا (س) اسوه حسنه زنان ماست بدان جهت که دختر پیامبر اسلام است و همسر امام راستین و شجاعمان و مادر فرزندانی که ستون امامت را با جان و خون خود و یارانشان حفظ کردند و به هر چه بدی و ناپاکی و پلشتی و ستمگری بود نه گفتند.
زهرا نه فقط نام زنان و دخترانمان را به نشانه باورشان به راستی و درستی معرف است، بلکه چراغ راه است و تسلی¬بخش رنجدیدگان و خستگانی که با یاد و صدای او آرام می¬گیرند مثل بهار که سکون و آرامشی جانفزا دارد و از پس زمستان، در تمامی فصل¬ها شکوفاست و برای تمامی نسل¬ها گویاست.
ما را اسوه حسنه و سرمشق نیکو، زنی است که در طول حیات خود و عمری کوتاه توانست از فراز و نشیب¬های تاریخ خونبار اختلافات طایفه¬ای و چندگانگی¬ها و دشمنی¬های کینه¬توزانه به سلامت و پاکی عبور کند و نقش بی¬بدیل خود را در تبعیت از خدا و رسول و حمایت تا پای جان را از امام و رهبرش به ارث گذارد چنان که ما را موظف به پاسداری آن کند.
و چنین است که شاهدیم در هر کوی و برزن و خانه¬ای از خانه¬های ما در کشور اسلامی ایران نام او و یاد او درخت همیشه سبز در چهارفصل رویش باور و آرامش است به گونه¬ای که هیچ زنی در طول تاریخ نتوانسته تا به این حد در خلق و خوی اسلامی ما تأثیرگذار باشد تا به آنجا که عهدها و قسم¬ها و پاکی و صداقت¬ها به نام او گره می¬خورد و باوری بیش از پیش را پذیرای حقیقت می¬کند.
و اما بعد:
سالیان دراز و در طول قرن¬ها صلح و جنگ که خواسته و ناخواسته بر ما تحمیل شده است مادران زهرا باورمان بوده¬اند که فرزندان رشید و با اعتقادشان را در دامن پرمهرشان پروردند و روانه مرزهای گسترده کردند تا شرافت و عصمت زنان ما محفوظ بماند و خانه¬هایی امن داشته باشیم و عبادتگاه¬هایی که به شکرانه فتح صف در صف همبستگی ملی و اسلامی¬مان را به تماشای جهانیان می¬گذارند.
زهرا، صدیقه، طاهره، فاطمه، مرضیه همه نام¬های مقدسی هستند با محتوایی از جنس شکوفه و سپیدی، راستی و پاکی و رضایت و مهربانی که گر چه ریشه عربی دارند اما در فرهنگ ما فارسی شده¬اند. ایرانی¬اند و در رفتار و گفتار و کردارمان متجلی¬اند به مهر و خوبی و پاکی و پاکدامنی.
از این رو است که برگزاری هر مراسمی بدین نام و نشان که حکایت از زادروز کند یا شهادت و مرگ، یادآوری حکمت وجود چنین زنانی است برای بهتر زیستن که اگر نبودند به کدام اوصاف از زنان دیگر اقتدا می¬کردیم؟
دختری باشی که پیامبرت تو را ستوده باشد به احسن کمال و اخلاق و همسری باشی که امامت افتخار همسری او را گردن¬آویز باور دارد و مادری که فرزند شهیدی چون امام حسین (ع) دارد چه کم دارد از بزرگی و باورمندی، پس ستودنی است به هر نام و در هر دیار نه به جهت احساس و شیفتگی بل عقلانی، چرا که قداست چنین کسان چونان آب که مایه حیات است سرمایه زندگی با افتخار است و همین ما را بس که باورش داریم امید که باورمان کرده باشد او که زنی است برای تمامی فصل¬ها.
والسلام

Comments are closed.