سرمقاله
اسماعیل عسلی
تأثیر سبک زندگی بر چگونگی اجرای آیین های ملی
آیین های ملی مانند نوروز با هویت ملت ایران گره خورده¬ اند به طوری با کنکاش در زوایا و لایه های گوناگون آن می توان به شاخصه هایی که قابل ثبت در شناسنامه مردم ایران باشد پی برد. مهرورزی، پیوند با طبیعت، شادی محوری در زندگی، تحکیم مناسبات اجتماعی، نشاط آفرینی توأم با کار و تلاش، بزرگداشت صاحبان تجربه و سالمندان و نوعدوستی در تمامی آیین های ملی خصوصاً نوروز که بزرگترین جشن ملی به حساب می آید تبلور و تجلی منحصر به فردی دارد. ناگفته پیداست که به موازات تحولات علمی و صنعتی و دگرگونی ابزارها، شاهد تغییر در سبک زندگی هستیم؛ بی گمان چنین تغییراتی بر چگونگی اجرای آیین های ملی تأثیرگذار است به طوری که اگر نگهبانان مرزهای فرهنگی که وظیفه ی آنها رصد کردن زاویه های ایجاد شده بین شکل اجرای آیین های سنتی در مقایسه با گذشته است در مقاطع زمانی حساس زنگ هشدار را به صدا درنیاورند چه بسا با استحاله ی فرهنگی مواجه شویم کما این که اعتبار چهارشنبه سوری تحت تأثیر رواج بهره گیری از مواد آتش زا و مخاطره آمیز در معرض تهدید قرار گرفته و زمینه ی بهره برداری برخی از مخالفان آیین های ملی را فراهم نموده که البته با هوشیاری مردم در حال تعدیل و ترمیم است. چندان دور از انتظار نیست که تغییرات شکلی آیین های ملی روی محتوا و انگیزه هایی که به منزله ی پشتوانه های معنوی چنین آیین هایی ایفای نقش می کنند، تأثیر منفی بگذارد!
در شرایط کنونی تغییرات شکلی در پیوند با آیین های نوروزی تحت تأثیر سبک زندگی به دید و بازدیدها، چینش سفره ی هفت سین، سمنو پزی، تهیه سبزه، خانه تکانی، خرید و همچنین مسافرت تأثیر گذاشته است! البته در مواردی می توان گفت که تغییرات ایجاد شده هوشمندانه و هدفمند بوده به طوری که برخی از خانواده ها با درک اهمیت زیان های ناشی از اتلاف مقدار معتنابهی گندم برای تهیه سبزه نوروز مبادرت به تهیه سبزه با استفاده از تخم مرکبات نظیر پرتقال و نارنج و سایر بذرهای کم اهمیت تر می کنند و یا این که سبزه ها را در روز طبیعت به ایستگاه هایی که در دروازه های خروجی شهر ایجاد گردیده تحویل می دهند! این گونه تغییرات شکلی هیچ گونه آسیبی به محتوای آیین نوروز وارد نمی کند. از یک منظر دیگر خانواده هایی که آپارتمان نشین هستند نمی توانند با همان شیوه های رایج در گذشته فرش و ملحفه های بزرگ را در خانه بشویند چرا که هم با مدیریت مصرف آب در شرایط خشکسالی همخوانی ندارد و هم برای همسایگان ایجاد دردسر می کند! امکان سمنو پزی نیز به جز در موارد استثنایی مطابق ساز و کارهای متداول در گذشته درون خانه های بزرگ و با حضور تمامی اعضای خانواده امکان پذیر نیست و اغلب مردم سمنوی مورد نیاز خود برای سفره هفت سین را از بازار تهیه می کنند. بزرگی کلانشهرها و دوری خانه ها از یکدیگر از یک سو و گرانی میوه و آجیل و شیرینی از سوی دیگر موجب گردیده که دید و بازدیدها نیز تغییراتی جزیی داشته باشد. به این نحو که اکثر خانواده های خویشاوند در اولین روز عید که معمولاً به خانه ی یکی از بزرگترها می روند، ضمن هماهنگی با سایرین، تاریخ حضور خود در خانه را به دیگران اعلام می کنند و به جای این که در هر روز و هر ساعت ناگزیر به پذیرایی از مهمان باشند در یک یا نهایتاً دو روز مشخص خود را برای میزبانی آماده می کنند تا هم از وقت خود بیشتر استفاده کنند و معطل این و آن نباشند و هم متحمل هزینه ی چندین بار میزبانی نشوند! اینگونه تغییرات که بعضاً سر در آبشخور ابتکارات جالب دارد هرگز به مخدوش شدن هویت نوروز باستانی منجر نخواهد شد.
خوشبختانه در سایه ی نوروز مردم به تمایلات عاطفی خود که آنها را به نوعدوستی ترغیب می کند نیز پاسخ مثبت می دهند و با ایجاد ارتباط با مراکز و نهادهایی نظیر بهزیستی، کمیته ی امداد، هیأت امنای مساجد و ستادهای تهیه ی جهیزیه و در مجموع مراکزی که به آنها اعتماد دارند زمینه ی خوشحالی سایر هموطنان را نیز در این روزهای فرخنده فراهم می سازند تا در همه جا بساط جشن و سرور پهن باشد.
در گذشته های نه چندان دور پیش از این که تلوزیون، ماهواره ها و فضای مجازی میدانی برای جولان داشته باشند، طرب آفرینان محلی و بومی در قالب برنامه های نمایشی نظیر ترانه خوانی، خنیاگری، پایکوبی و دست افشانی و شیرین کاری و حرکات نمایشی نشاط آور و برگزاری بازی ها و مسابقات گوناگون حال و هوای مردم را خوش می کردند و همه ی مردم با ذهنی سرشار از خاطرات خوش نوروز هر سال را به امید درک و تجربه ی نوروزی دیگر پشت سر می گذاشتند. اما اکنون برنامه ها و ابزار زیادی برای سرگرمی فراهم است که متأسفانه روی فرهنگ بهره گیری از آنها کار چندانی صورت نگرفته است. از آنجایی که برای مدتی عده ای از همه جا بی خبر و غیر متخصص در شناخت جامعه و انسان، با قاطعیتی آمیخته به لجاجت همه ی برنامه های شاد و مفرح را به یک چوب می راندند و با آن مخالفت می کردند، فرصتی برای نهادینه سازی فرهنگ بهره گیری از تولیدات فرهنگی ایجاد نشد و شد آنچه نباید بشود به طوری که اکنون مصونیت بخشی به ذهن و روح جوانان به یک معظل و پرسش بی پاسخ تبدیل گردیده و کسانی که زمانی با تندروی موجد و موجب ایجاد چنین فضایی شدند هر چقدر هم که اکنون عقب نشینی می کنند و به بازنگری و تجدید نظر و حتی اظهار پشیمانی تن می دهند باز هم افاقه نمی کند چرا که کارخانه ی تولیدات فرهنگی برای ایرانیان در غرب به اندازه ای سرعت پیدا کرده که حتی می تواند از محل آگهی و سرکیسه کردن مردم نیز هزینه های خود را تأمین کند. در حالی که اگر ظرف چند دهه ی گذشته تمامی برنامه های شادی آفرین به یک چوب رانده نمی شدند، مرغ همسایه غاز نمی شد. ما وقتی از خواربار فروشی شیر یا ماست و انواع خوردنی ها و آشامیدنی ها را می خریم به تاریخ تولید و انقضای آن و رنگ و بو و طعم آن و حتی طبیعت و ذائقه ی خود توجه می کنیم چرا که معتقدیم در برابر پولی که می پردازیم باید جنس خوب بخریم اما چنین حساسیتی در برابر وقتی که برای دیدن برنامه های فرهنگی صرف می کنیم به خرج نمی دهیم. من نمی گویم صدا و سیما تمامی برنامه هایش راضی کننده است ولی انصافاً سالم است و به نظر می رسد که اگر کمی چاشنی شادی آن بیشتر شود و درصد واقع بینی برنامه های آن بچربد و کاملاً زبان مردم باشد نه توجیه کننده ی وضع موجود، بر کانال های ماهواره ای ترجیح دارد.
- چهارشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۵
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲۵ اسفند ۹۵