• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۵ فروردین ۱۳۹۶

سرمقاله
محمد عسلی
جمهوری اسلامی و اما و اگرها
وقتی در ایران انقلاب شد سه عامل عمده را تحلیلگران سیاسی در پیروزی انقلاب اسلامی و لغو رژیم شاهنشاهی تعیین کننده دانستند.
ملت، اسلام و رهبری
علت آن را می¬توان به صورت ریشه¬ای در قیام پانزده خرداد ۴۲ دانست که آیت¬الله خمینی در آن زمان با برنامه¬های ۶گانه شاه که آن را انقلاب سفید خواند به دلایل مختلف صراحتاً مخالفت کرد که عمده آن نفوذ و جولاندهی آمریکاییان در ایران بود. هر چند آن قیام با ورود نیروهای امنیتی به صحنه تظاهرات با شکست مواجه شد و بسیاری از طلبه¬ها و مردم مبارز کشته شدند و نهایتاً امام هم به ترکیه و سپس عراق تبعید شدند.
اما بی¬توجهی به خواست ملت، فساد دربار و وابستگی شدید شاه به غرب و به ویژه به آمریکا موجب شد که مبارزه امام خمینی و اطلاعیه¬های صریح و بی¬پرده ایشان مردم را به قیامی دیگر راغب کند در شرایطی که زندان¬ها از سیاسیون و مبارزین پر شده بود و گروه¬های مسلحی هم دست به مبارزه سیاسی زده بودند.
ملت ایران از انقلاب مشروطه تا وقایع ۲۸ مرداد ۳۲ که همه برای کسب آزادی و تغییر رژیم ناکام شده بودند و نهایتاً منجر به روی کار آمدن بعضی روشنفکران وابسته و غیرمتعهد شده بود این تجربه را داشتند که بدون وحدت تمام عیار نمی¬توانند در برابر رژیمی که تا دندان مسلح و از سازمان اطلاعاتی قوی «ساواک» بیرحم برخوردار بود کاری کارستان و اساسی کنند.
لذا چون رهبری انقلاب به شیوه اسلامی و با شعارهای مذهبی از همان ابتدا در میدان مبارزه بود و حرفش را صریح و رک می¬زد و مخالفت را با شاه شروع کرده بود حتی گروه¬ها، دسته¬جات و احزاب چپ و لیبرال هم به رهبری او امید بستند و نهایتاً با پافشاری ایشان و حضور وحدت¬بخش مردم و تأسی به شعارهای اسلامی، شاه مجبور به فرار شد و آمریکا هم که بعد از فرار شاه امید به نیروهای نفوذی داشت کاری از پیش نبرد لذا انقلاب به پیروزی رسید و برای جایگزینی رژیم شاهنشاهی پهلوی چند گزینه مطرح بود.
احزاب و گروه¬های لیبرال جمهوری دموکراتیک یا فدرال را مطرح کردند.
احزاب چپ و کمونیست¬ها به دنبال جمهوری سوسیالیستی از نوع جمهوری¬های سوسیالیستی شوروی، چین و کوبا بودند.
اما امام که رأی اکثریت مردم مسلمان و ستمدیده ایران را داشت گفت: جمهوری اسلامی نه یک کلمه زیاد نه یک کلمه کم زیرا طرفداران آیت¬الله شریعتمداری که حزبی به نام حزب خلق مسلمان تأسیس کرده بودند و عوامل ذی¬نفوذ غربی¬ها بدان امید بسته بودند عنوان دیگری را مطرح کرده بودند.
نهایتاً در ۱۲ فروردین¬ماه ۱۳۵۸ تغییر نظام شاهنشاهی به جمهوری اسلامی به فرمان امام خمینی به رأی گذاشته شد و مردم قهرمان ایران با حضور بی¬نظیر به جمهوری اسلامی رأی دادند و «۲/۹۸ درصد آراء) به جمهوری اسلامی تعلق گرفت و به تصویب ملت رسید.
همین سه عامل که در پیروزی انقلاب اسلامی تعیین کننده بودند در تغییر رژیم و رأی به جمهوری اسلامی هم تعیین کننده شد. ملت، اسلام و رهبری.
بعضی¬ها عنوان کرده و می¬کنند که مردم از محتوای جمهوری اسلامی آگاهی نداشتند و اگر می¬دانستند که نتیجه آن این نظام فعلی می¬شود به آن رأی نمی¬دادند.
در پاسخ به این سؤال باید به شرایط پیش و پس از انقلاب اسلامی توجه کنیم که مردم ما با اعتمادی که به امام خمینی به عنوان تنها رهبر پیروز انقلاب داشتند و علت پیروزی را هم تبعیت از اسلام و شعارهای مذهبی می¬دانستند به نظام جمهوری اسلامی رأی دادند مضافاً اینکه در سخنرانی¬ها و خطبه¬های نماز جمعه و کتاب معروف ولایت فقیه مرحوم امام بخش¬هایی از هدف¬ها و نیات حکومت اسلامی برای مردم شرح داده شده بود لیکن باید پذیرفت که همه آحاد مردم از جزئیات و محتوای جمهوری اسلامی و یا حکومت اسلامی اطلاع نداشتند همانگونه که قطعاً و کلاً از محتوای جمهوری¬های دیگر مطرح شده مانند جمهوری فدرال، جمهوری لیبرال، جمهوری دموکراتیک یا جمهوری سوسیالیستی هم بی¬خبر بودند اما با اسلام و قوانین اسلامی و مطالب فقهی تا حدودی آشنایی داشتند.
از آن گذشته مردم ما زخم خورده تحصیلکرده¬های فرنگ، پیروان فرهنگ غرب و احزاب وابسته و دلبسته¬ای مانند حزب توده هم بودند.
به هر تقدیر آنچه امروز شاهد آنیم که به نظام جمهوری اسلامی از خوب و بد نسبت داده می¬شود نه صد درصد مقبول است و نه مردود.
بلکه خساراتی که در چند ساله اخیر به اقتصاد مملکت وارد شده و سوء استفاده¬های مدیریتی را که شاهد بوده¬ایم و ندانم¬کاری¬های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و معضلات اجتماعی فعلی نه خواست جمهوری اسلامی بوده و نه هیچکدام با قانون اساسی و سایر قوانین مصوبه بعد از آن تطابق دارد.
متأسفانه از همان ابتدای انقلاب اسلامی که هنوز هیچ چیز معلوم نبود حکومت¬های غربی از جمله آمریکا که منافع استعماری و استثماری خود را در ایران از دست داده بودند با انقلاب اسلامی ایران سر به مخالفت برداشتند و همانند میکرب¬ها و ویروس¬های خطرناک به انقلاب اسلامی حمله¬ور شدند، اما این نوزاد نوپا که از خون و گوشت و پوست و استخوان ملت تغذیه می¬کرد چنان مصونیت و امنیتی پیدا کرد که روز به روز قوی¬تر به میدان مبارزه آمد تا آنجا که هم نظام جمهوری اسلامی را تثبیت کرد و هم در جا نزد و شعاع¬های آن تا دورتر مرزها تأثیرگذار شد و به جنبش¬های انقلابی مردم مسلمان دیگر کشورها هم انگیزه و نیروی حرکت داد.
حال اگر همین نظام جمهوری اسلامی بتواند در رفع مشکلات اقتصادی و معضلات اجتماعی با برنامه¬ریزی کارشناسانه و انتخاب مدیران کاردان و صادق اهداف اصولی و اصلاحاتی خود را پیش برد حربه¬های مخالفان و دشمنان خود را از دستشان خواهد گرفت و نهادهای انقلابی خود را کارآمدتر خواهد کرد.
ناگفته پیداست که این انقلاب و نظام در شرایط عادی و بدون مزاحمت نبوده که بتواند تمامی خواسته¬های مردم را جامه تحقق بپوشد.
آنچه امروز آثار زیانبار آن را شاهدیم بیشتر ناشی از جنگ تحمیلی ۸ ساله است و حمایت-هایی که بناچار برای حفظ امنیت خودمان از نفوذ داعش به کشورهای دیگری مانند عراق، سوریه، لبنان و امثالهم کرده و می¬کنیم.
نظام جمهوری اسلامی که هدف اولیه¬اش استقلال و آزادی بوده در کمند تهدید، تحریم، جنگ نظامی و رسانه¬ای و تلاش دشمنان برای براندازی بوده است.
اگر دربست در اختیار غرب و اهداف آمریکا قرار می¬گرفتیم امروز وضعیتی داشتیم مانند ترکیه، عربستان، قطر و امارات.
آیا آنان در امنیت و رفاه هستند؟
یا آغاز فروپاشی حکومتی و اقتصادی¬شان شروع شده است؟
هدف آمریکا در نهایت تضعیف و وابستگی کلیه کشورهای اسلامی به ویژه کشورهای دارای نفت و معادن کافی قابل توجه است.
بهای استقلال مقابله و مبارزه تمام عیار با دشمنانی است که تاکنون آتش¬بس نداده¬اند. مگر شاه، ایران را جزیره آرامش نمی¬خواند؟ پس چه شد که این جزیره آرامش به جنبش و قیام منجر شد.
بپذیریم که همه چیز در حال تغییر است و کسانی و نظام¬هایی پایدار می¬مانند که از حرکت و تغییر باز نایستند ما نیاز به تغییر داریم نه تغییر در اصول و پایه¬های محکم، بلکه تغییر در روبنا و اصلاحات ساختاری در مدیریت¬ها و تغییر در اعمال سیاست¬هایی که معضلات اجتماعی را برایمان رقم زده است.
والسلام

Comments are closed.