سرمقاله
محمد عسلی
خود می¬کشی، خود مرثیه می¬داری…
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی روزنامه کیهان در یکی از شماره¬های خود خبری نقل کرد با این عنوان: «۴۰۰۰ بمب شیمیایی مانده از جنگ جهانی دوم روی دست غرب مانده است…».
در جنگ تحمیلی بین ایران و عراق تعدادی بمب شیمیایی به صدام فروخته شد و او در جزیره فاو بر علیه رزمندگان ما و در حلبچه بر علیه کردهای کشورش استفاده کرد اما چندان رسانه¬ای نشد.
اسراییل در جنگ غزه بر علیه فلسطینی¬ها از بمب¬های خوشه¬ای و فسفری استفاده کرد.
اخیراً در جنگ یمن، عربستان سعودی از بمب¬های خوشه¬ای و فسفری بر علیه غیرنظامیان یمن استفاده کرده و می¬کند.
در جنگ خلیج فارس هم سربازان آمریکایی با سلاح¬های غیرمتعارف از جمله بمب¬های خوشه¬ای و فسفری استفاده کردند.
در جنگ¬های پراکنده¬ای که سالیانی است در افغانستان توسط آمریکایی¬ها بر علیه طالبان و سایر مخالفین حکومت مرکزی انجام می¬شود از بمب¬ها و سلاح¬های غیرمتعارف و بعضاً ممنوعه استفاده می¬شود.
و مهم¬تر از همه اول تولیدکننده بمب¬های شیمیایی و اتمی آمریکایی¬ها و آلمان¬ها بوده¬اند که در اواخر جنگ جهانی دوم آمریکایی¬ها به دستور آیزنهاور ریاست جمهور اسبق دو بمب اتمی بر روی دو شهر بزرگ ژاپن «هیروشیما و ناکازاکی» انداختند که هزاران کشته، مصدوم و زخمی به جای گذاشت و امروز هم این آمریکاست که قصد دارد باز هم از سلاح¬های کشتارجمعی استفاده کند و اخیراً ترامپ، دست به تهدید زده است.
و اما بعد:
اصولاً استفاده از سلاح¬های کشتارجمعی بویژه سلاح مخرب شیمیایی و اتمی نه فقط جنایت جنگی است بلکه آثار و تبعات این¬گونه انفجارات محیط زیست و زندگی بسیاری از مردم زمین را به خطر می¬اندازد.
تعجب¬آور نیست که آمریکا هر وقت صلاح بداند و منافع ملی خود و هم¬پیمانانش اقتضا کند استفاده از اینگونه سلاح¬ها را محکوم می¬کند و بهانه¬ای برای حمله به کشورهای دیگر پیدا می-کند.
اساساً از دیدگاه آمریکا و کشورهای غربی، جنگ برای رشد اقتصادی آنها یک اصل است تا هم کارخانجات اسلحه¬سازی¬شان متوقف نشوند و به سود سرشاری برسند و هم نیازهای کشورهای در حال جنگ افزایش یابد و هم زمینه سلطه و استعمار و استثمار بیشتری برای آنها در این کشورها فراهم شود و هم دولت¬های دست نشانده¬ای را بر سر کار بیاورند که اجیر و جیره¬خوار آنها باشند.
زمانی بود که بریتانیای کبیر با حملات نظامی دست به تجاوز و تسخیر کشورها می¬زد تا آنها را تحت¬الحمایه خود کند که آثار این تجاوزات را می¬توانیم در کشورهای هند، مصر، ایران، عربستان، عراق و… مطالعه کنیم.
اما وقتی این کشورها توانستند از زیر یوغ استعمار نظامی بیرون آیند انگلستان به گونه¬ی دیگری استعمار خود را ادامه داد که حسن صدر در کتاب استعمار نو و جلال احمد در غرب¬زدگی از دو دید مختلف به شرح و بسط آن پرداخته¬اند.
تئوری تجاوز، قتل، کشتار، برادرکشی، اختلاف¬افکنی، مذهب علیه مذهب و تحریم¬های اقتصادی از صندوقچه ذهن سیاستمداران انگلیسی بیرون می¬آید، آمریکا آنها را اجرایی می¬کند و دولت انگلیس کارگردانی.
روسیه هم به نحوی گاه و بی¬گاه از این آب گل¬آلود ماهی می¬گیرد و بی¬مناسبت نبود که امام خمینی (ره) در اوایل انقلاب در یکی از فرازهای سخنان خود گفتند: «انگلیس از آمریکا بدتر، آمریکا از انگلیس بدتر و روسیه از هر دو بدتر است…» «نقل به مضمون»
این بدی برمی¬گردد به سوابق دخالت این سه کشور در ایران هر چند امروز بنا به اقتضائات سیاسی و نظامی روسیه هم¬پیمان ما در جنگ سوریه است.
آنچه امروز بر افکار عمومی و مدیریت آن بسیار تأثیرگذار است، نحوه اطلاع¬رسانی و یا انتشار اخبار سیاسی و نظامی است.
آمریکا بزرگ¬ترین سانسورچی خبری است اما مدام از دموکراسی و آزادی دم می¬زند. آمریکا فعالیت بسیاری از احزاب از نوع کمونیستی، سوسیالیستی، مذهبی و امثالهم را در کشور ممنوع کرده است. اما مستمراً از عدم آزادی احزاب در کشور ما و سایر کشورهای اسلامی انتقاد می¬کند.
آمریکا بزرگ¬ترین جنایتکار تاریخ است و هیچکس کشوری در پانصد ساله اخیر بیش از آمریکا و دخالت¬هایش مستقیم و غیرمستقیم آدم نکشته است و دستش به جنایت¬های بی¬شمار آلوده نبوده.
به قول ژان ژاک روسو در قراردادهای اجتماعی: «قدرت هر اندازه بیشتر و قوی¬تر باشد فساد آن بیشتر است…»
قدرت مالی، قدرت رسانه¬ای و قدرت نظامی در آمریکا مثلث شوم راه-اندازی جنگ، نفاق و تجاوزند.
در جنگ تحمیلی ۸ ساله علیرغم اینکه ایران هم می¬توانست سلاح شیمیایی بخرد و یا خود تولید کند اما به این کار دست نزد و رزمندگان ما با شجاعت و باورمندی عقیدتی برای دفاع از خاک و انقلاب اسلامی با خون و پوست و استخوانشان به جنگ توپ، تانک و گلوله رفتند و پیروز هم شدند.
پیروزی شرافتی نه پیروزی دست¬اندازی به خاک دشمن و دیدیم که بر سر صدام و حزب بعث چه آمد و عاقبت کار نابخردان چه شد!
به هر تقدیر بالاخره روزی، روزگاری دست تقدیر، انتقام بی¬گناهان را از جنگ¬افروزان خواهد گرفت و آتش جنگ دامن آنها را هم می¬گیرد. کافی است به آمار سربازان و افسران آمریکایی در عراق و افغانستان توجه کنیم.
پیوسته این چنین بوده است که آمریکا خود کشته و خود مرثیه راه انداخته و این سیاست کی بود کی بود من نبودم بهترین راهکار برای گریز از مهلکه و تبرئه آمریکا و انگلیس است و تا زمانی که زورشان می¬چرخد همین آش و همین کاسه است حتی اگر مریخ را هم فتح کنند و در مدارج علمی سرآمد شوند اخلاق انسانی را فراموش کرده و دیگران را نیز مجبور به فراموشی می¬کنند زیرا برای آنان هدف وسیله را توجیه می¬کند. مثال آن حملات مکرر هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا به مردم بی¬گناه افغانستان، عراق و سایر کشورهای مورد نظر است. متأسفانه سازندگان بمب¬های شیمیایی و سلاح¬های کشتارجمعی بیش از دیگران کوس حقوق بشر به صدا در می¬آورند و یا بر طبل انساندوستی می¬زنند.
چه توان کرد جز آنکه بهانه به دستشان ندهیم و فریب دلسوزی¬های مکارانه¬شان را نخوریم و خود را در برابر آنها قوی کنیم.
قدرت ما در وحدت و باور ماست، سلاحی که در دست آنها نیست. بمب مردمی از بمب اتمی کارآمدتر است.
والسلام
- یکشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۰ فروردین ۱۳۹۶