سرمقاله
اسماعیل عسلی
رابطه ی اقتصاد مقاومتی و سیاست خارجی با شعارهای انتخاباتی
اگر اقتصاد مقاومتی از مرحله ی شعار بگذرد و ساز و کاری پیدا کند که رنگ و بوی عملیاتی بگیرد، ایران جدی ترین گام را در جهت تثبیت موقعیت خود در جهان و منطقه برخواهد داشت به طوری که بعدها از آن به عنوان یک انقلاب واقعی و کم¬هزینه یاد خواهند کرد! نوع واکنش های جهانی و منطقه ای به این حرکت نشان دهنده ی تأثیرگذار بودن آن در پیشبرد آرمان های بزرگ و دفاع از منافع ملی است. تجربه ی چند دهه ای ایران در عرصه ی منازعات فرهنگی و ایدئولوژیکی و نظامی و اثبات آسیب پذیری تمامی آنها به دلیل عدم برخورداری از پشتوانه ی اقتصادی لازم نشان می دهد که معطوف کردن عزم کارگزاران به اقتصاد مقاومتی با نگاهی واقع بینانه صورت گرفته و کاهش هزینه های ناشی از رودررویی های یک جانبه تنها یکی از دستاوردهای ارزشمند چنین حرکتی است.
بسیاری از اقدامات پرهزینه صورت گرفته پس از انقلاب صرفاً به این دلیل به نتایج دلخواه منجر نگردید که ایران ناگزیر بود در برابر فشارهای اقتصادی امتیاز بدهد و با تعدیل سیاست های خود به مواضعی رجعت نماید که پیش از آن برای عبور از آنها هزینه های زیادی صرف کرده بود.
در همین راستا الگوهای مبارزاتی ارائه شده از سوی ایران که می توانست برای کشورهای منطقه به ویژه همسایگان الهام بخش باشد، به دلیل فقدان برخورداری از عقبه ی اقتصادی به طور کامل قابل تأسی نبوده و تاکنون هیچ یک از همسایگان آنچنان که باید در این مسیر گام برنداشته اند. البته در پیوند با این موضوع نمی توان نقش ترکیب جمعیتی را نادیده گرفت. هرچند با همه ی موانع موجود در بحث مبارزات عقیده محور، شاهد تحرکاتی در بخش هایی از فلسطین اشغالی، لبنان، عراق و حتی افغانستان بوده ایم اما نباید فراموش کرد که غربی ها با درک خطرات ناشی از تسری چنین دیدگاهی به کل خاورمیانه که بی تردید نافی سلطه ی سیاسی و اقتصادی آنها بود با به راه انداختن جریان های افراطی که اغلب به عملیات کور انتحاری روی خوش نشان داده اند، برخی از ارزش های برآمده از جنگ تحمیلی نظیر شهادت طلبی را به چالش کشید.
تا پیش از ظهور داعش، نگاه تحسین آمیزی به موضوع شهادت طلبی وجود داشت به طوری که تأثیر آن در تغییر معادلات نظامی منطقه ای و تقویت خط مقاومت انکارناپذیر بود، اما تصویری که داعشی ها زیر پرچم جهاد از مقابله های جنون آمیز به نمایش گذاشتند و در جریان آن غیرنظامیان و زنان و کودکان را به خاک و خون کشیدند و با ویران کردن آثار تاریخی و باستانی و عبادتگاه های ادیان و مذاهب مختلف، اصل همزیستی مسالمت آمیز را در مخاطره قرار دادند، آسیب های فراوانی به حرکت های ضد استعماری در منطقه وارد شد و رسانه های هماهنگ شده ی غربی نیز همه ی آنچه تحت عنوان اسلام خواهی در جریان بود را به یک چوب راندند و هم اکنون اینگونه وانمود می کنند که تمامی جریان های مبارز اسلامی تروریست هستند به طوری که حتی کسانی که با داعش مبارزه می کنند نیز به عنوان تروریست تلقی می شوند. البته ناگفته نماند که برخی تندروی ها و واکنش های نابهنگام و حساب نشده به رویدادهای بین المللی و منطقه ای نیز روی تقویت چنین ذهنیت هایی بی تأثیر نبوده است.
خوشبختانه دولت تدبیر و امید با اتخاذ مواضع تعدیل شده در راستای اصلاح و ترمیم چنین ذهنیتی گام برداشت و وارد تعاملی فراگیر با کشورهای منطقه و جهان شد. هر چند جریان های اسلام ستیز که ترجیح می دهند ایران همچنان از منظر افکار عمومی جهانیان به عنوان کشوری منطق گریز و مخالف با مناسبات مبتنی بر قوانین بین المللی مطرح باشد تلاش می کنند با تحریک عصبیت ها و میدان گشایی برای شخصیت های تندرو، بستری برای مقابله ی شیعه و سنی فراهم کنند و اینگونه وانمود نمایند که مشکل خاورمیانه درونی است و ریشه در برخی منازعات تاریخی دارد.
با معطوف شدن عمده ی توجه کارگزاران جمهوری اسلامی به اقتصاد مقاومتی که پرهیز از برخی ماجراجویی ها نیز از اقتضائات آن است، حربه ی غربی ها برای کشیدن پای ایران به بحران های منطقه ای کند خواهد شد. ناگفته پیداست که جلب و جذب سرمایه گذاری خارجی و انعقاد قراردادهای منطقه ای به موازات ایفای نقش مؤثر در عرصه ی اقتصاد جهانی، چهره ای متفاوت از ایران ترسیم می کند و تداوم چنین روندی ظرف کمتر از ۳۰ سال مردم ایران را به دروازه های اقتصاد مقاومتی نزدیک خواهد کرد.
شاید اعتقاد به درون زایی مقاومت برای تعیین تکلیف آوارگان فلسطینی و اتخاذ موضعی شبیه موضع ایران در برابر رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی مقابل اسرائیل و انداختن توپ تعیین تکلیف فلسطین در زمین اتحادیه عرب که اکثریت فلسطینی ها نیز با آنها احساس سنخیت می کنند به موازات تأکید بر برگزاری انتخابات آزاد در فلسطین با مشارکت آوارگان ساکن اردن و سوریه و برخی کشورهای عربی بتواند گزینه ی قابل تاملی در راستای ایجاد حاشیه ی امن در منطقه ی بحران زده ی خاورمیانه برای ایران باشد. در وضعیت کنونی اسرائیل روی وضعیت نابسامان سوریه و عراق و انعطاف مصر و اردن و همچنین چالش های بالقوه در لبنان و منازعات عربی – ایرانی حساب باز کرده و هرگز تا این اندازه احساس امنیت نداشته است. چنین شرایطی محصول سیاست ایران هراسی است که با باز شدن زخم های کهنه تاریخی همراه گردیده و تهدیدی جدی برای همگرایی اسلامی است به طوری که تداوم آن افق روشنی را ترسیم نمی کند.
پیداست که ایران برای تحقق بخشیدن به اقتصاد مقاومتی نیازمند آرامش و تعامل با منطقه و جهان است از این رو نامزدهای ریاست جمهوری باید موضع خود را در این باره روشن و شفاف بیان کنند.
مطابق یک روال معمولی نامزدهای ریاست جمهوری بیشتر به طرح شعارهایی روی خوش نشان داده اند که به مسایل داخلی مربوط بوده در حالی که مشکلات داخلی و خصوصاً اقتصادی ایران بیشتر سر در آبشخور مناسبات ما با منطقه و جهان دارد. به طوری که تیره شدن روابط ایران و عربستان به تنهایی فعالیت اغلب آژانس ها و کاروان های زیارتی را بعضاً تا حد صفر تقلیل داد، روند دریافت خمس را کند کرد و به بیکاری ها دامن زد و برخی حوزه های علمیه را با کمبود بودجه مواجه ساخت و از همه مهمتر قیمت نفت را پایین آورد و نهایتاً همه چیز به نفع کشورهای وارد کننده نفت شد! یا مسایل دیگری که نشان می دهد سیاست خارجی با اهداف اقتصادی و فرهنگی هماهنگ نیست.
به طور خلاصه باید گفت: رئیس جمهور آینده در شرایطی که راهی جز حرکت در مسیر اقتصاد مقاومتی ندارد باید بگوید که چه برنامه ای برای کاهش آثار سوء سیاست خارجی بر رشد اقتصادی دارد!؟
- چهارشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۳۰ فروردین ۱۳۹۶