سرمقاله
محمد عسلی
یک دین، یک پیامبر، یک کتاب
سالگرد بعثت «برانگیخته شدن» پیامبر اسلام(ص) مثل همیشه فرصتی است برای تحلیل و ارزیابی چگونگی وضعیت مسلمانان جهان و هر آنچه به نام اسلام امروز شاهد آنیم.
و اما بعد: درست یا غلط نمیدانم از قول خانم مرکل نخست وزیر «صدراعظم» آلمان در فضاهای مجازی نقل شده است که: «هند و چین نزدیک به ۵/۲ میلیارد نفر جمعیت دارند. ۱۵۰ خدا و ۸۰۰ عقیده متفاوت دارند و در صلح زندگی میکنند…! مسلمانها یک خدا و یک پیامبر، یک دین و یک کتاب دارند ولی خیابانهایشان سرخ شده به خون یکدیگر است. قاتلش میگوید: الله اکبر مقتول هم میگوید: الله اکبر و کشتههای دو طرف شهید نامیده میشوند، این درد است که متوجه نشدیم دین چیست….
این گفته از هر کس باشد مطالب مهمی نهفته و آشکار است.
یکم اینکه دین یک باور قلبی به «خداست» که نیاز فطری بشر است که قرآن هم به آن اشارت صریح دارد.۱
این باور گاه اصالت خود را از دست میدهد و به اصطلاح سنتی یا تشریفاتی میشود و کاربرد عملی ندارد. به این معنی که نیروی محرکهای برای تغییر یا نو ماندن در آن مشاهده نمیشود. گاه جنبههای عبادی آن بر سایر جنبههایش میچربد و گاه جنبههای اقتصادی آن برای تأمین معاش و لذتجویی از دنیا ارزش پیدا میکند.
به تعبیر مرحوم دکتر علی شریعتی: دین گاهی این جهانی است. گاهی آن جهانی و گاهی هم این جهانی است و هم آن جهانی. که او مثالهایش را به ترتیب دین یهود، دین مسیح و دین اسلام آورده است.
اگر ادیان مطرح و پرطرفدار امروز جهان را با دین اسلام مقایسه کنیم، هر یک از ادیان برای انسانها به فراخور ظرفیت آنها آیات و نشانههایی آوردهاند که در بین آنها دین اسلام اصالتاً به روزتر، کاملتر و تعقلیتر است اسلام به گونهای با انسان برخورد کرده است که او را در هویت و شأنیت بالاتر میداند و آدمی را برگزیدهی خدا برمیشمرد تا آنجا که خدا میفرماید:
«و نفخت فیه من روحی…»۲ [از روح خودم در او دمیدم…]
پس از دیدگاه اسلام انسان گرایش خدایی دارد اما خدا نیست و اصالت از آن خداست. خدای اسلام نه سنگ و چوب و مجسمه است و نه فرشته و انسان و …
تفاوت آن ۵/۲ میلیارد نفری که به قول خانم مرکل در صلح زندگی میکنند و این یک میلیارد و چند مسلمانی که در جنگند هم در برداشت نادرست بعضی گروههای به اصطلاح مسلمان است و هم در زنده و پویایی بودن اسلام است.
اسلام به مسلمانها توصیه میکند: صادق و راستکردار باشید، زیرا بار ظلم نروید. سرنوشت خود را خود تعیین کنید. با کفر، نفاق و شرک مبارزه کنید. بدانچه عمل نمیکنید به دیگران توصیه نکنید، از خودتان دفاع کنید. از ذهنتان دفاع کنید، دانش بجویید حتی اگر در چین باشد. با یکدیگر برادر باشید. با هم دعوا نکنید فقط خدا را عبادت کنید و بس. هیچ عبد و بندهای را ستایش نکنید هر چیزی را از روی عقل و تدبیر بپذیرید… و بسیار مطالب دیگر که جای بحث آن در این کوتاه نوشتار نمیگنجد.
و اما بعدتر:
آنچه مسلمانهای جوامع مختلف را امروز به جان هم انداخته از روح و قوانین اسلام مایه نمیگیرد.
بلکه متأثر از عوامل تاریخی، جغرافیایی و خارجی است.
تاریخ اسلام پر است از تفرقه و جدایی، و جنگهای داخلی به عنوان مثال بعد از رحلت پیامبر اسلام بر سر خلافت بین مسلمانها اختلاف افتاد. بعدها این اختلافات رنگ و بوی فقهی و مذهبی به خود گرفت و دین وسیله و ابزار شد برای قدرت و مذاهب مختلفی سر برون کردند و به نام اسلام علم برافراشتند این اختلافها ریشهدار شد و مسلمانها در اعمال روشهای دینی به مذاهب مختلف گرویدند این وضع ناشی از پویایی و اختلاف در فهم آیات و قوانین اسلام هم هست.
در مسیحیت هم شکاف مذهبی را شاهدیم که نمونههای آن کاتولیکها، ارتدوکسها و پروتستانها هستند.
آنچه در این میان مهم است روح سازشناپذیری اسلام با جهل، خرافه، ظلم، استکبار، کفر و نفاق است.
مسلمانها اجازه ندارند دست در دست شیطان به عنوان سمبل دروغ و فساد گذارند.
این روح بالندگی اسلام موجب شده تا با تحریک خارجی بعضی از گروههایی که ادعای اسلامیت چنین و چنان دارند، مانند داعش، طالبان، القاعده و گروههای تکفیری با برداشت غلط از اسلام دست به کشتار یکدیگر بزنند و هر گروه و دسته فقط خود را مسلمان اصیل بداند. غافل از آنکه هیچ دینی مانند اسلام صلحطلب، باگذشت و متعالی نیست اگر پیامبر اسلام(ص) دوباره حیاتی مادی مییافت و به امت خود میپیوست با این حرکتهای ناصواب که هیچ ربطی به اسلام ندارند مقابله و مبارزه میکرد.
متأسفانه امروز آنقدر حاشیه و پیرایه به دین اسلام چسباندهاند که اسلام آنها از متن اصلی خارج شده و به اسلامهراسی تبدیل شده است. همانکه آمریکا و انگلیس خواهان آنند و برایش پول خرج میکنند. زیرا عمده کشورهای اسلامی در آسیا و آفریقا بر روی معادنی از نفت و دیگر گنجها نشستهاند. برای غارت این معادن غنی و باارزش برای استعمارگران راهی جز تفرقهبیانداز و حکومتکن نمانده است که هم اینک این کار را میکنند و متأسفانه بسیاری از مسلمانها هم غافلند و فریب این روباههای مکار را میخورند. بعضی از سران و امیران آنها هم فقط منافع خود را میبینند و دست در دست شیطان گذاشته و از الله دور شدهاند و تعجبآور اینکه خود را مسلمان دوآتشه هم میدانند.
آنچه خانم مرکر پیرامون مسلمانها بیان کرده یا از قول او گفتهاند هر چند ظاهراً واقعیت دارد اما با اسلام و مسلمانهای واقعی ارتباط ندارد. زیرا شهادت در اسلام دارای ارزشی در حد همیشه زنده بودن است که شهید در جهاد با جهل و خرافه، کفر و نفاق و تجاوز و جهانخوارگی و استکبار و استثمار مقابله میکند که همه ارزشند، نه فقط برای مسلمانها که در وجدان و نهاد بیدار هر انسانی این چنین جهادی زیبنده انسان و حیات مادی و معنوی اوست.
درود خدا و بندگانش بر محمد(ص) پیامبر راستین اسلام که عالمی و آدمی را از جهل و خرافه و کفر پرهیز داد و آنها را غنای روحی بخشید.
والسلام
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- فطرهالله التی فطرالناس علیها
۲- و نفخت فیه من روحی
- دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۴ اردیبهشت ۱۳۹۶