سرمقاله
محمد عسلی
روز ایمنی حمل و نقل و آرزوهای محال
تعداد مرگ و میرهای ناشی از سواری گرفتن از چهارپایانی چون اسب، استر، الاغ، شتر و امثالهم در ایران صد سال پیش به نسبت جمعیت قابل توجه نیست.
گاه عبور چهارپایان از کوچه¬های تنگ منجر به کشته یا مصدوم شدن بچه¬ها می¬شد؛ بعضی مواقع هم سقوط از اسب حادثه¬آفرین بود.
اما امروز که اتومبیل برای جابه¬جایی کالا و انسان یکی از وسایل ضروری است آمار تصادفات خیابانی و جاده¬ای سال به سال رو به افزایش است و علیرغم سختگیری¬های اداره راهنمایی و رانندگی و قوانین نو به نو برای جریمه¬های سنگین باز هم شاهد تصادفات وحشتناک و کشتار و صدمه دیدن سرنشینان انواع اتومبیل¬ها بویژه اتومبیل¬های سواری هستیم.
«بر اساس اظهارات دکتر مهدوی آمار کشته شدگان تصادفات رانندگی در شش ماهه نخست سال ۹۵ هشت هزار و هفتصد و هشتاد و نه نفر است که در مقایسه با مدت مشابه در سال ۹۴ که ۹ هزار مورد بوده ۳/۲ درصد کاهش داشته است…»
متأسفانه بیشترین کشته¬شدگان تصادفات رانندگی مربوط به استان فارس است و بعد از آن استان¬های خراسان رضوی، تهران و اصفهان در رتبه¬های بعدی قرار دارند.
و اما بعد:
بررسی و آسیب¬شناسی تلفات خیابانی و جاده¬ای نشان داده است که عوامل زیر در تصادفات مؤثر بوده¬اند.
تخلفات رانندگان مانند سرعت غیرمجاز، انحراف به چپ، بدون رعایت موارد قانونی و ایمنی، سبقت غیرمجاز، عدم توجه به تابلوهای راهنمایی و رانندگی، عدم مهارت رانندگان در کنترل اتومبیل¬ها، خواب¬آلودگی راننده، نقص فنی اتومبیل و نهایتاً ایمن نبودن جاده¬ها…
نکات مهم دیگری هم می¬توان به این عوامل اضافه کرد که مهم¬ترین آنها عدم تجربه کافی در کنترل اتومبیل در جاده¬هاست به ویژه توسط کسانی که مدت زمان کوتاهی از دریافت گواهینامه آنها می¬گذرد.
متأسفانه نه به شیوه سنتی و نه به شیوه مدرن ما فرهنگ¬سازی برای رعایت قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی نکرده¬ایم.
در دروس مدارس اروپایی و کشورهای پیشرفته از همان ابتدای ورود دانش¬آموزان با تصاویر روشن و بدون ابهام و تذکرات شفاهی و نوشتاری بچه¬ها را به اهمیت رعایت مقررات ملزم و آشنا می¬کنند.
بزرگترها هم با رعایت مقررات عملاً به بچه¬ها می¬آموزند که نظم و مقید بودن به دانستنی-هایشان را در سرلوحه کار خود داشته باشند. مواردی که ما یا به آن اهمیت چندانی نداده¬ایم و یا هر آنچه گفته و نوشته¬ایم خود ملزم به رعایت آنها نبوده¬ایم.
به عنوان مثال استفاده رانندگان از گوشی تلفن همراه در جاده و خیابان به صورت عادت درآمده و به ندرت عدم استفاده از آن رعایت می¬شود.
بعد از سال¬ها تذکر و توصیه اخیراً مشاهده می¬شود که تقریباً ۸۰ درصد رانندگان از کمربند ایمنی استفاده می¬کنند.
تعریض و اصلاح جاده¬ها و استفاده از دوربین برای ثبت تخلفات در کاهش تصادفات رانندگی تأثیرگذارند اما راه¬های فرار هم از جانب بعضی رانندگان خاطی دیده شده است.
به نظر می¬رسد علیرغم افزایش معلومات و سواد به نسبت گذشته بیشتر شاهد تخلفات در موارد مختلف از جمله رانندگی هستیم. شاید به این دلیل که دانش و آگاهی برای بعضی¬ها کاربرد عملی ندارد.
در گذشته¬هایی که هنوز اتومبیل وارد زندگی ما نشده بود مردم به صورت سنتی حقوق یکدیگر را بیشتر رعایت می¬کردند. به عنوان مثال اگر مکاری¬ها متوجه می¬شدند که الاغ آنها برای رسیدن به مقصد در کوچه¬ها و خیابان¬های تنگ سرعت گرفته و احتمال تصادف با عابران می¬رود خود پیشتاز می¬شدند و اعلام خبردار می¬کردند تا عابران برای عبور چهارپایان جا باز کنند و بی¬توجه نباشند؛ اما امروز برای گذر از چهارراه¬ها گاهی مشاهده می¬شود در حالت چراغ سبز عابران پیاده و رانندگان برای عبور با یکدیگر مسابقه می¬دهند. گویی هیچکدام حاضر به رعایت حقوق دیگری نیستند.
این وضعیت حکایت ضعف فرهنگ¬سازی برای زندگی و تعاملات اجتماعی در شرایطی دارد که ما می¬خواهیم صنعتی شویم بدون آنکه فرهنگ آن را پذیرا باشیم. ایمنی در حمل و نقل زمانی میسر است و نتیجه خواهد داد که همه عوامل منفی خنثی شوند که مهم¬ترین آنها رانندگان بی¬احتیاط و لجباز هستند.
خشونت ناشی از فشارهای عصبی در شرایط فعلی که هر کس برای سیر کردن شکم خود و افراد خانواده¬اش می¬خواهد از دیگری سبقت بگیرد و عدم رضایت از وضعیتی که تحمل آن دشوار است خود عامل دیگری است در عدم رعایت مقرراتی که بعضی¬ها تصور می¬کنند قانون برای افراد فقیر است و هر کس زور و زر بیشتری دارد خود را مبری از رعایت آن می¬داند.
اگر فرهنگ¬سازی شود و برای جا انداختن آن برنامه¬های کارشناسانه داشته باشیم و پول هزینه کنیم می¬توانیم صدها برابر هزینه¬هایی که در این راه صرف کرده¬ایم را صرفه¬جویی کنیم.
تصور کنیم بر اثر تصادفات هر فرد نان¬آور خانواده¬ای که از میان می¬رود چه تبعاتی برای خانواده، فامیل و اجتماعی دارد و چه هزینه¬هایی صرف شده تا یک انسان به سن ۲۵-۳۰ تا ۴۰ سال برسد و این چنین به سادگی از دست برود!
ارزش جانی و مالی بسیاری از انسان¬های تأثیرگذار قابل تقویم و برآورد مادی نیست چه رسد به برآورد خسارات معنوی.
اگر همه بدانند که اتومبیل در اختیار راننده ناوارد و بی¬تجربه و یا متخلف حکم آلت قتاله را دارد هیچوقت حاضر نمی¬شوند سوار چنین اتومبیل¬¬هایی شوند که رانندگان آنها رعایت نکات ایمنی نمی¬کنند.
در همین شیراز گل و بلبلی خودمان بسیاری از اتومبیل¬های سواری و تاکسی¬های مسافربر ایمن نیستند و معاینه فنی نشده¬اند.
در کشورهای اروپایی که بهترین سازندگان اتومبیل¬ها هستند هر کس بیش از ۳ تخلف داشته باشد تا وقتی پزشکان روانشناس وضعیت روحی او را تأیید نکنند اجازه رانندگی ندارد.
متأسفانه ما اتومبیل¬ها را وارد می¬کنیم و یا خود می¬سازیم اما فرهنگ استفاده از آن را پذیرا نیستیم. فرهنگ چانه¬زنی با پلیس و نیروهای انتظامی به صورت عادت درآمده و ربطی به کم-سوادی یا بیشتردانی هم ندارد. مدیران و دانشگاهیان هم چانه¬زنی می¬کنند!
آیا راهی جز ملزم کردن رانندگان و عابران به رعایت مقررات داریم؟
آیا نباید اتومبیلی تولید یا وارد کنیم که به لحاظ ساختاری و فنی ایمن باشد؟
آیا نباید جاده¬ها و خیابان¬های ما قدرت کشش این همه اتومبیل را داشته باشد؟
آیا نباید اصلاح و بازسازی و تعریض جاده¬ها و خیابان¬ها را اولویت اول بدانیم؟
آیا نباید در صدور گواهینامه¬های رانندگی وضعیت جسمی، سنی، روانی و توانایی فنی متقاضیان را در نظر بگیریم؟
چرا اجازه می¬دهیم بیشتر رانندگان تاکسی سرویس¬ها، افراد مسن و بازنشسته¬ای باشند که بعضاً خط وسط خیابان¬ها را تشخیص نمی¬دهند و اگر عینکشان را بردارند مقابلشان را نمی¬بینند؟
متأسفانه گاه به جای مبارزه با علت، مبارزه با معلول می¬کنیم. یعنی اجازه می¬دهیم اتفاقی نیتفد تا فردی تنبیه، جریمه و یا زندانی شود.
گویی دانش پیشگیری در حمل و نقل جاده¬ای و خیابانی جایگاهی ندارد.
نتیجه آنکه برگردیم به راه مقصود. اگر می¬خواهیم مقلد باشیم حداقل مقلد خوبی باشیم.
تقلید از اروپاییان فقط وارد کردن اتومبیل یا مواد آرایشی نیست. قانونمندی هم بیاموزیم و به آن مقید و ملزم باشیم تا همه چیز و همه کس در جای خود قرار گیرند و بدینوسیله از خسارت¬ها و تصادفات بکاهیم که به صواب نزدیک¬تر است.
والسلام
- چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۶ اردیبهشت ۱۳۹۶