سرمقاله
اسماعیل عسلی
خلاصه ی کلام
رصد روزنامه ها و تشکل های وابسته به ستادهای تبلیغاتی نامزدهای ریاست جمهوری پیرامون رویدادها و حوادث غیرمترقبه و مناسبت ها به منظور بهره برداری از آنها در جهت به زاویه کشانیدن رقبا و تخطئه ی عملکرد نامزدها نشان می دهد که نامزدها از پیروزی خود در انتخابات نه تنها مطمئن نیستند بلکه احساس عقب افتادگی عجیبی به آنها دست داده است. تمرکز شعارها روی مسایل اقتصادی اگرچه از یک منظر می تواند نشان دهنده ی واقع بینی نامزدها باشد اما از منظری دیگر گونه ای موج سواری و به منزله ی تیری در تاریکی است و افق روشنی را به تصویر نمی کشد.
چنین رفتاری با مردمی که نزدیک به ۱۴ قرن منتظر منجی وعده داده شده هستند گونه ای الگو برداری از رفتارهای تکرار شده در بازه های گوناگون تاریخی است تا عده ای از این رهگذر به نوایی برسند!
جالب اینجاست که در فضایی متفاوت با فضای انتخابات اگر کسی همین حرف هایی را که نامزدهای ریاست جمهوری در مناظره مطرح می کردند بر زبان می آورد، سیاه نمایی تلقی می شد اما چون قرار است عده ای نقش منجی را برای مردم ایفا کنند و از آنها رای بگیرند ظاهراً منعی برای مطرح کردن چنین سخنانی وجود ندارد. کسی که مناظره های اخیر را با دقت دنبال کرده باشد از زبان کسانی که از فیلتر شورای نگهبان عبور کرده اند و سال ها پیشینه ی فعالیت انقلابی و اجرایی داشته اند می شنود که اقتصاد کشور در تنگنای خرد کننده ای قرار گرفته و تقریباً تعطیل است، آزادی بیان وجود ندارد، عده ای عزیز کرده و متصل به جریان ده هزار فامیل یا همان ۴ درصد قدرت های قانونی را به حاشیه رانده اند، حقوق اقلیت ها رعایت نمی شود، توانایی زنان در عرصه های سیاسی و اجتماعی باور نشده و مورد اعتنای جدی نیستند. بانک ها به مرز ورشکستگی رسیده اند، ارتباط مالی ایران کماکان با جهان خصوصاً کشورهای توسعه یافته دنیا قطع شده، عده ای به دنبال انحصارطلبی و بلوکه کردن قدرت هستند و از همه گونه حمایت های قابل تصور برخوردارند، رانت و بهره گیری از پشتیبان های متصل به بازیگران فعال در دایره ی قدرت منجر به ایجاد فاصله و شکاف طبقاتی گردیده و به نارضایتی توده های میلیونی انجامیده است. از اسلام و ارزش های اسلامی که هزاران شهید به خاطر آن داده شده خبری نیست، آبشخور جریان های مافیایی فعال در عرصه ی قاچاق کالا و ملتهب ساختن بازار ارز را باید در برخی از نهادهای انقلابی، وزارتخانه ها و کانون های موج آفرین سیاسی جستجو کرد. اقلیتی که خون مردم را در شیشه کرده و تعزیه گردان مصیبت های اقتصادی بوده و بحران های اجتماعی را دامن می زنند در واقع همان کسانی هستند که قدرت را در دست دارند. عده ای تندرو که احساس می کنند ارتباط فراگیر ایران با جهان از طریق دیپلماسی به نفع آنها نیست به انحای گوناگون و با تحریک طرف های خارجی و اقدامات ایذایی تلاش می کنند کماکان دولت را در انزوا نگه دارند.
اراده ای جدی برای مقابله با قاچاق کالا وجود ندارد و ایران در حال عقبگرد علمی و اقتصادی و سیاسی است و… خلاصه ی کلام این که مملکت روی آب است!
اگر یک نفر به آقایانی که وضعیت کشور را اینگونه تشریح می کنند بگوید اگر واقعاً شرایط آن گونه باشد که شما می گویید، کسانی جز شما و امثال شما مقصر نیستند چرا که قریب ۴ دهه حکومت نموده و آن را دست به دست کرده اید و اگر دایره ای ترسیم شود که بخواهیم نقش آفرینان اداره کشور را در آن جای دهیم این دایره چندان وسیع و گسترده نخواهد بود، بنابراین شما که خود باعث و بانی تمامی این مشکلات بوده اید چگونه می خواهید آن را اصلاح کنید! از طرفی دیگر اگر واقعاً نسبت هایی که این نامزدها به یکدیگر می دهند واقعی و قابل اثبات باشد همه ی آنها باید پاسخگوی اعمال خود باشند. حال اگر چنین نیست بنابراین کسی که می خواهد رئیس جمهور یک کشور شود چرا کارش را با دروغ و تهمت آغاز می کند. جالب اینجاست که کمتر کسی در این مناظره ها از آمار دقیق بهره می گیرد که دو دلیل بیشتر نمی تواند داشته باشد یکی این که آمار رسمی را قبول ندارد و دیگر این که دیمی و فله ای حرف می زند.
نکته ی دیگری که در جریان مناظره ها قابل کشف و تشخیص است این که کمتر نامزدی حاضر می شود برنامه های اقتصادی خود را برای عده ای افراد متخصص و استاد دانشگاه و اقتصاددان به صورت رو در رو تشریح کند زیرا اولاً از اقتصاد چیزی نمی داند، دوم این که کسی که سرش به تنش بیارزد حرف های او را باور نخواهد کرد. دنیای اقتصاد، دنیای آمار و ارقام و نسبت و تناسب و ظرفیت و زیرساخت و سرمایه و نیروی انسانی و مواد اولیه و تکنولوژی و ذخایر ارزی و… مسایلی از این قبیل است که همه با هم در ارتباطی تنگاتنگ هستند و اقتصاد به اندازه ای در زندگی انسان ها اهمیت دارد که هم اکنون به عنوان برنده ترین سلاح مورد استفاده قرار می گیرد و هیچ قدرتی بالاتر از آن وجود ندارد. کما این که در جریان هسته ای دشمنان درجه یک ما نیازی نبود که بخواهند به ما حمله ی نظامی کنند زیرا از راه اقتصادی می توانستند کشور را فلج کنند و کردند و اگر تداوم پیدا کرده بود کشور را نمی شد اداره کرد. هر چند اقتصاد از دید برخی از همین آقایان تاکنون مورد انکار بوده و اهمیت چندانی نداشته است و زیر بنا چیز دیگری بوده، چه خوب بود در چنین مناظره ای چند جامعه شناس، اقتصاددان، روزنامه نگار برجسته بی طرف حضور داشتند تا آنها نیز در طرح پرسش بر اساس ادعاهای نامزدها ایفای نقش میکردند. در باره ی آمارهای واقعی از آنها می پرسیدند تا ببینند شخصی که این همه طرح و برنامه دارد از کجا به این برنامه رسیده و کدام واقعیت های منطبق با آمار و ارقام او را به این نتیجه رسانیده که باید برای نجات مردم کفش و کلاه کند و خود را نامزد نماید و اساساً روی چه مبنایی خود را رجل می داند. حقیقتاً اگر کسانی خارج از این کشور بخواهند صرفاً بر مبنای اظهارات برخی از نامزدها که رجل سیاسی تلقی شده اند در باره مردم ایران و جایگاه و فرهنگ آنها داوری کنند چه خواهند گفت؟! آیا چنین مناظره ای پیش از آن که بخواهد متقاعد کننده ی مردم و پاسخی به پرسش های آنها باشد موجب نمی شود که نه تنها برای مردم ایران بلکه برای جهانیان این پرسش مطرح شود که در ایران چه خبر است و چه کسانی قرار است سکان این کشور را در دست بگیرند. برای این که باور کنیم مناظره ها با مردم و دنیا چه کرده اند بهتر است یک بار دیگر جزء به جزء آن را مرور کنیم؛ فقط یک بار دیگر
- دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۶