سرمقاله
محمد عسلی
انتخابات ریاست جمهوری و ناگفته¬هایی که دستمایه تبلیغات شده است
سه نامزد از ۶ نامزد ریاست جمهوری در جدال برای کسب آرای بیشتر هر چه به ذهنشان می¬رسد برای تحریک احساسات و جلب قلوب مردم بر زبان می¬آورند؛ که تقریباً بسیاری از گفته¬ها با واقعیت¬ها همخوانی ندارند، اما اینکه چگونه و با چه نیروی انسانی و توان مالی می¬توان در رفع معضلات و مشکلات مطرح شده که همگی قول آن را به مردم می¬دهند اقدام کرد و به موفقیت رسید جای تردید و بحث فراوان دارد.
هم¬اینک همه ۶ نامزد ریاست جمهوری انگشت بر روی فقر و مسایل مالی گذاشته¬اند که یک واقعیت غیرقابل انکار است. و هر کدام وعده وعیدهایی می¬دهند و نمایشی از فقر و نداری بیچارگان و مساکین را در شبکه¬های رادیو تلویزیونی و فضاهای مجازی راه انداخته¬اند.
یکی عنوان می¬کند که یارانه¬ها را تا سقف ۵ برابر افزایش می¬دهد و همزمان تورم را مهار کرده و کاهش می¬دهد که در واقع دو عمل متضاد است و همان رئیس جمهوری که بنای یارانه را گذاشت مملکت را گرفتار تورم و افزایش قیمت¬ها از جمله بهای فرآورده¬های نفتی کرد که برای جبران کمبود نقدینگی با ۴ برابر کردن نرخ دلار در برابر پول ملی به فروش دلارهای نفتی روی آورد و همه¬ی کالاها و اجناس را تا سقف ۴ یا ۵ برابر افزایش داد که شرح آن در حوصله این نوشتار نیست.
دیگری حرف از سازندگی و ایجاد اشتغال تا سقف پنج میلیون می¬زند بدون آنکه بگوید این اقدام با چه میزان سرمایه در چه زمانی؛ با چه کسانی و چگونه تحقق می¬یابد.
دیگری از کارهای انجام شده و فعالیت¬هایی سخن به میان می¬آورد که با واقعیت¬ها چندان همخوانی ندارد هر چند بسیاری از آنها نیازهای کشور بوده اما در رونق بازار و کسب و کار تأثیر که نداشته به جای خود، رکود و توقف هم ایجاد کرده است.
سه نامزد دیگر هم کم و بیش بیشتر به تحلیل و تفسیر وقایع و پاسخ به گفته¬ها و ناگفته¬ها پرداخته¬اند.
و اما بعد:
آنچه مسلم است اینکه مردم درد دلی دارند جدای از آنچه بیان می¬شود زیرا از حرف تا عمل فاصله¬های بسیار است و به قول یکی از شاعران:
«گر آنها که می¬گفتمی کردمی
نکوسیرت و پارسا بودمی…»
هر چند همه می¬دانیم که تبلیغات ریاست جمهوری و اساساً این چنین تبلیغاتی پشتوانه عملی ندارد و بسیاری از قول¬ها و وعده¬های رؤسای جمهور قبلی هم عملی نشده و یا به بوته فراموشی سپرده شده اما طرح مسایل و مشکلات مردم در شبکه¬های تلویزیون و رادیوی ملی و دیگر رسانه¬های داخلی را به فال نیک می¬گیریم و به قول قدیمی¬ها که می-گفتند زبان بادبزن جگر است، امید می¬رود این آزادی بیان در سالیان بعد هم جاری و ساری باشد و پایدار بماند تا صرفاً محدود به دوران برگزاری انتخابات نباشد.
و اما بعدتر:
آنچه مسلم است هر آنچه امروز به عنوان مشکلات اقتصادی، اجتماعی و یا فرهنگی مطرح می¬شوند و برای رفع آنها راهکارهایی ارائه می¬شود نخست نیاز به برنامه¬ریزی علمی و واقع¬بینانه دارد که متأسفانه تاکنون شاهد آن نبوده¬ایم.
و مسلماً برای عملی کردن و تحقق برنامه¬ها نیاز به سازماندهی نیروهایی داریم که به هر دلیلی آنها را کنار گذاشته¬ایم و با سلیقه ما همخوانی ندارند.
وقتی وزیر یا مدیرکلی با توصیه این و آن و یا به صرف اینکه او را می¬شناسیم آدم خوبی است انتخاب می¬کنیم بدون آنکه کارنامه قبولی چندانی در گذشته کاری¬اش داشته باشد درمی¬ماند که چه کند و او کارها را به کارمندانی می¬ سپارد که مدام در آزمون و خطایند و گویی از وزیر و مدیر و کارمند گرفته تا دیگر به اصطلاح خدمتگزاران همه در حال کارآموزی و تمرین هستند و فرصت زورآزمایی پیدا نمی¬کنند.
بدتر آنکه پیوسته شاهد ندانم¬کاری و اشتباه¬¬کاری¬هایی بوده¬ایم که اگر از همان ابتدا ناظرین مسئولیت¬پذیری را ناظر بر اعمال مدیران می¬کردیم و به گزارش¬های آنها توجه می¬کردیم می¬توانستیم جلوی بسیاری از سوء استفاده¬ها، فرصت¬طلبی¬ها و اختلاس¬ها و دزدی¬ها را بگیریم که همیشه گفته¬اند و خودمان هم بارها گفته¬ایم پیشگیری بهتر از درمان است.
چنین پیداست که بیشتر دولت¬های ما همیشه در حال مقابله بوده¬اند و کمتر به پیشگیری پرداخته¬اند. تا فرصت تحقیق و پژوهش پیدا کنند و پول¬ها را هدر ندهند.
نکته قابل ذکر دیگر اینکه ۹۹ درصد تحقیقات و پژوهش¬های دانشگاهی و اداری پس از تأیید و پرداخت هزینه¬های آنها بر اساس اظهارات پژوهشگران به بایگانی و فراموشی سپرده شده و کسی فرصت نیافته از آنها در برنامه¬ریزی¬ها و کارگروه¬ها استفاده کند.
تصمیمات جناحی و محفلی و خط¬کشی¬های محدود کننده به افراد خبره و صاحب نظر اجازه ورود نداده و اینکه کار خودمان را خودمان انجام می¬دهیم فرصت استفاده از نخبگان را از دست داده¬ایم و با فرصت¬سوزی مدام بر طبل تهدید و ترس از دشمنان فرضی کوبیده¬ایم در صورتی که دشمنان واقعی دوستان نادانند و فرصت¬طلبانی که با رانت و توصیه و چانه¬زنی توانسته¬اند در مقدرات کشور تأثیرگذار و تصمیم¬گیرنده باشند بدون آنکه پاسخگو و مسئولیت¬شناس باشند.
به هر تقدیر انتخاب اصلح بین بد و برتر یک اندیشه باطل است و باید بین خوب و خوب¬تر باشد.
اینکه شاهدیم جهان امروز و کشورهای اروپایی هم مواجه با انتخاب کوتوله¬های سیاسی¬اند نباید انتظار داشته باشیم در آینده جهانی امن¬تر و آرام¬تر داشته باشیم.
بلکه متأسفانه روز به روز شاهد چالش¬ها و جنگ و گریزها و نفوذ کشورهای جنگ-طلب و امپریالیستی در کشورهای در حال توسعه خواهیم بود زیرا بیکاری، فقر و گرسنگی و بیشترخواهی بر گرده محرومان فشار بیشتری خواهد آورد و ما باید در اندیشه فردایی باشیم که در به یک پاشنه نمی¬چرخد که سرنوشت بشریت در جهان پرآشوب فعلی چندان امیدوارکننده نیست.
مهم¬ترین اساس و پایه امنیت و استقلال ما حفظ وحدت است که نباید از آن غافل ماند مطلبی که کمتر از زبان نامزدهای محترم ریاست جمهوری شنیده می¬شود و روند به گونه¬ای پیش می¬رود که جامعه دوقطبی شود که صورت خوشی در آینده نخواهد داشت. امید که چنین نشود و برای ورود به مقام و منصب ریاست جمهوری نامزدها به هر شیوه¬ای تن ندهند.
والسلام
- سه شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی ” ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۶