سرمقاله
محمد عسلی
بگم بگم¬های تبلیغاتی و آثار مخرب آن
از آغاز نهضت اسلامی در ایران که نخست به قیام ۱۵ خرداد ۴۲ منجر شد تا پیروزی انقلاب اسلامی تا به اینک که ۳۸ سال از آن پیروزی می¬گذرد به جز در تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری که به فتنه ۸۸ مشهور شد بگم بگم¬های تبلیغاتی برای مرعوب کردن رقیب سابقه نداشته و متأسفانه میراث احمدی¬نژاد که به نوعی هتک حرمت و بداخلاقی انتخاباتی نام گرفت باز هم رخ نموده و به جای تحلیل وقایع گذشته و شیوه عملکردهای ناکارآمد و یا مثبت و مفید، تخریب سابقه و شخصیت رقبای انتخاباتی در دستور کار قرار گرفته که آثار مخرب آن به هر نام و نشانی که نام آزادی بیان هم بر آن گذاشته شود با روح فرهنگ ملی و دستورات و قوانین اسلامی همخوانی ندارد که هیچ با استناد به آیات قرآن و بعضی از اتهامات اثبات نشده جرم هم تلقی می¬شود.
و اما بعد:
شغل و منصب ریاست جمهوری آن هم برای کشوری که ادعای حاکمیت اسلامی دارد می¬باید از بار و پشتوانه قوی سیاسی و فرهنگی و دینی ویژه¬ای برخوردار باشد تا نمونه¬ای از یک شخصیت ایرانی ممتاز به جهانیان نشان دهد.
نامزدی که قصد دارد از مردم هوشمند و وطن¬دوست و انقلابی به نام مردم ایران رأی بگیرد می¬باید برای موفق شدن در این مسیر بهترین راه و روش انتخاباتی را انتخاب نماید زیرا هر سخنی که از جانب نامزدهای انتخاباتی از رسانه ملی و سایر رسانه¬ها پخش می¬شود بر ذهن و فکر و عمل و زبان مردم از کوچک و بزرگ تأثیر می¬گذارد.
این تأثیر می¬تواند در اعتلای فرهنگ عمومی و اصلاح و بازسازی ساختار فرهنگی و سیاسی و تعاملات اجتماعی تأثیر مثبت داشته باشد و می¬تواند تأثیرات منفی را القاء کند تا هر کس به خود اجازه دهد به رقیب یا دشمن خود انواع اتهامات را نثار نماید، زیرا به قول سعدی خدابیامرز:
«اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی
بر آورند غلامان او درخت از بیخ…» (ادامه…)