سرمقاله
محمد عسلی
عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد
عملیات تروریستی اخیر در تهران اگر چه خسارات جانی قابل تأملی را به جای گذاشت و برای مدت کوتاهی امنیت روانی مردم ما را تحت تأثیر قرار داد و سؤالاتی را در اذهان عمومی مطرح کرد اما فوایدی هم داشت که کمتر به آن پرداخته شد و به قول معروف عدو سبب خیر شد و مردم فهیم و قهرمان ما را متحدتر کرد. اول این که انسجام ملی را پس از انتخابات ریاست جمهوری قوت بخشید و ارزش¬های برقرارکنندگان امنیت را یادآور شد.
دو دیگر آنکه هر چند تروریست¬ها به ترفندهای مختلف توانستند وارد حریم مجلس شورای اسلامی و محوطه مرقد امام راحل شوند اما قبل از آنکه به نیت پلید خود برسند از پای درآمدند و نیروهای امنیتی توانستند با کمترین خسارت آنها را در تحقق اهداف ضد انسانی خود ناکام گذارند و سرنخ¬هایی از گروه¬های تروریستی برای پیشگیری از اینگونه وقایع به دست آورند.
سه دیگر آنکه مردم و دولت¬های کشورهای دوست و دشمن فهمیدند تروریسم مرز نمی¬شناسد و مانند عقرب از ره کینه نیش می¬زند و ترحم¬پذیر نیست؛ مضافاً اینکه ایران متهم به حمایت از تروریسم خود قربانی تروریسم است و این اتهام غیرمنصفانه، دروغ محض و غیرقابل باور است زیرا در طول ۳۸ سال گذشته ایران انقلابی بارها و بارها زهر تلخ عملیات تروریستی را چشیده و بسیاری از فرزندان عزیز و شجاع و جان¬نثار خود را در این راه از دست داده است.
چهارم: مردم انقلابی و شریف ایران دوباره به این باور رسیدند که برای حفظ امنیت کشور و باورهای دینی و مذهبی خود نسبت به نفوذ و ورود ترویست¬ها به کشورشان هوشیارتر باشند و مسئولانه عمل کنند تا جایی که هر ایرانی خود به مثابه یک مراقب هوشیار باشد.
و نهایتاً اینکه نیروهای امنیتی، انتظامی و بسیج و سپاه پاسداران که همگی حافظ ثبات نظام و امنیت جای جای کشورند، با دقت و هوشیاری بیشتری نسبت به پیشگیری از اینگونه وقایع تلخ عمل نمایند.
و اما بعد:
اتحاد، انسجام ملی و مذهبی و تقویت اندیشه فراجناحی به منظور گریز از دوقطبی شدن جامعه سیاسی و پرهیز از قضاوت¬های عجولانه و غیرمنطقی تنها راه نجات از اینگونه حوادث است تا هر کس به زعم خود از این آب گل¬آلود ماهی نگیرد و دشمن فرصت ایجاد شکاف در صفوف متحد ملت نیابد و این امر میسر نمی¬شود جز آنکه همگان به این واقعیت برسند. یک کشور و یک ملت هستیم و یک رهبر داریم و رمز ثبات ما و اقتدار و استقلال-مان بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همین باور بوده است.
و اما بعدتر:
عملیات تروریستی اخیر که ناباورانه اتفاق افتاد در سرزمینی که امنیت و آرامش آن حاصل خون هزاران شهید و ایثار و مجاهدت میلیون¬ها ایرانی است به ما درسی بزرگ داد و آن اینکه قدرشناس سربازان گمنام و نیروهای امنیتی، نظامی و انتظامی کشور خود باشیم که تا پای جان برای حفظ و ثبات امنیت ما ایستاده¬اند و نمونه¬های غیرقابل شمارشی را در طول این مدت از آنها به یاد داریم.
و فراموش نکنیم که آمریکا و انگلیس و چند کشور استعمارگر دیگر به هر بهایی از همان ابتدای انقلاب تاکنون سعی بر نفوذ و حفظ منافع خود در کشور ما داشته¬اند و برای رسیدن به اهداف شوم خود از هیچ کوششی دریغ نمی¬ورزند.
دولتمردان آمریکا و انگلیس می¬دانند اگر ایران با مردم¬سالاری و حاکمیت دموکراتیک اداره شود و استبدادی بر آنها تحمیل نشود جای پایی برای آنان باقی نمی¬ماند.
تجربه تاریخی نشان داده است کشورهایی تحت ستم، قیمومیت و استعمار قرار گرفته¬ اند که یا نتوانسته¬اند از حقوق و آزادی خود دفاع کنند و یا حکومت وابسته¬ای داشته¬اند که با روش استبدادی و زور و قلدری بر مردم حکومت کرده است.
وقتی امیر، پادشاه یا رئیس حکومتی از پشتوانه مردمی محروم باشد برای حفظ اقتدار و حکومت خود به نیروی خارجی متصل می¬شود و در چنین شرایطی است که استعمار و استثمار جای پای خود را در کشور بیگانه محکم می¬کند.
نظام جمهوری اسلامی که حاصل خون هزاران شهید است و با پشتیبانی اکثریت مردم انقلابی ایران به ثبات رسیده بیدی نیست که از این بادها بلرزد. وقتی کشوری مقتدر که خود را قدرت اول دنیا در امور نظامی و تسلیحاتی و مادی و ارضی می¬داند با تمام قوا با ما دشمنی می¬کند و برای ابراز این دشمنی از اصول و قانون اساسی کشورش هم عدول می¬کند و روسیاهی را هم در شکست¬های پی¬درپی می¬پذیرد؛ نشانه¬ای از قوت و قدرت و اعتماد ملی و مردمی ماست که ملت تا پای جان و با تمام وجود برای حفظ استقلال و آزادی خود تاکنون ایستادگی کرده و باز هم ایستادگی خواهند کرد. تروریسم به میکروبی می¬ماند که اگر بتواند وارد بدن شود، بدنی که مصونیت دارد آن را از پای در می¬آورد.
سال¬هاست که در برابر این بیماری هولناک مردم ما مصونیت پیدا کرده¬اند و تجربه تلخ آن را بارها از سر گذرانده¬اند.
تروریست¬ها خودشان هم به این حقیقت رسیده¬اند و بار دیگر به این واقعیت پی بردند که آزموده را آزمودن خطاست.
والسلام
- شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۰ خرداد ۱۳۹۶