سرمقاله
محمد عسلی
کلوخ انداز را پاداش سنگ است
انعکاس خبر شلیک موشک¬های میان¬برد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به مقر فرماندهان داعش در دیرالزور سوریه در شبکه¬های رسانه¬ای جهان آنچنان غافلگیرکننده بود که حدس هر نوع حمله¬ای جز این برای تحلیلگران مسایل نظامی و سیاسی منطقه می¬رفت. از این رو علیرغم حدس و گمان¬های ناشی از تبعات اقدام نظامی ایران که سرفصل اخبار و تیتر رسانه¬ها شد همه در تحلیل¬های خود یک وجه مشترک داشتند و آن اینکه صبر مسئولان کشور ایران سر آمد و پس از ۳۰ سال که از پایان جنگ تحمیلی ایران و عراق می¬گذرد ایران به سرکردگان گروه تروریستی داعش، حامیان آنها و کشورهای حامی تروریست¬ها از جمله آمریکا و عربستان بدینوسیله پیام فرستاد که با دم شیر بازی نکنند.
و به قول سعدی:
«نمی¬ترسی ای گرگ ناقص خرد
که روزی پلنگیت بر هم درد؟»
پیام شجاعانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نه فقط درسی آنچنانی به داعش زخم خورده داد بلکه به دوستان و دشمنان منطقه هم تفهیم کرد که:
«چو با سفله گویی به لطف و خوشی
فزون گرددش کبر و گردن¬کشی
چو دست از همه حیلتی درگسست
حلال است بردن به شمشیر دست…»(۱)
و اما بعد:
همه می¬دانیم و به تجربه برایمان ثابت شده که جنگ تحمیلی ۸ ساله علیرغم خسارت¬های مالی و جانی بسیار و تبعات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن که ملت صبور و قهرمان ایران هنوزاهنوز بهای آن را می¬پردازند، برایمان فواید و آثار مصونیت¬بخش بسیاری داشت.
از جمله اینکه باید خود را در برابر تهاجمات دشمن آماده کنیم. این آمادگی صرفاً تجهیز ارتش و سپاه و نیروهای انتظامی به پیشرفته¬ترین جنگ¬افزارهای جنگی نبود بلکه حفظ باورهای انقلابی و اسلامی است که فداییان میهن، انقلاب و اسلام را برانگیخت.
و اینکه درس مقاومت را باید از کلاس اول تا دانشگاه و از مسجد و حسینیه تا بازار و از کوچه و خیابان تا گلزار شهدا دنبال کنیم و روحیه مردم انقلابی ایران را قوت بخشیم تا اگر بار دیگر دشمن یا دشمنانی قصد تجاوز یا حرکات ایذایی نظامی به خاک وطن و یا امنیت فردی و جمعی ما داشته باشند بدانند که به قول فردوسی:
«اگر سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم…»
متأسفانه دشمنان ما هنوز هم نمی¬دانند که این سرزمین به جای مانده از جنگ و گریزهای چند هزار ساله و شکست و پیروزی¬های تاریخی که نامش ایران است از فرهنگ، سنت، عرف و تمدنی برخوردار است که حفظ هویت ملی و خاک زرخیز آن تا چه میزان برای ملت غیورش پربهاست که برای شهادت در راه دفاع و حفظ آن همگان در صف می¬ایستند و بزرگمردان کوچک آن برای اعزام به جبهه¬های نبرد در شناسنامه¬هایشان دست می¬برند.
این روحیه را در کمتر ملتی سراغ داریم و رمز بقای خود را همین باورها و ارزش¬های دینی و ملی می¬دانیم.
یادمان نرفته که وقتی اولین موشک صدام به دو کشور عربی همسایه اصابت کرد همه فرار را بر قرار ترجیح دادند چون اکثراً مهاجر بودند و اجیر و هویت ملی نداشتند.
یادمان نرفته که وقتی صدام حسین معدوم با ده¬ها فروند هواپیمای جنگی در شرایط پاکسازی ارتش به فرودگاه مهرآباد تهران حمله کرد و چند فروند هواپیما را نابود نمود امام خمینی (ره) رهبر شجاع و کبیر انقلاب اسلامی با خونسردی خطاب به ملت ایران فرمودند: «دیوانه¬ای سنگی انداخته و فرار کرده، چنان سیلی به صدام بزنم که از جای خودش بلند نشود…»
در آن روزگار این سخن به خیلی از مسئولان نظام نوپای ایران گران آمد اما دیدیم که چگونه بعد از ۸ سال جنگ و میلیاردها دلار هزینه بر سر صدام و نیروهای بعث عراق چه آمد و عاقبت کار چه شد که ما به روزی رسیدیم که دشمن دیروز به عنوان همسایه دوست امروز بدون حمایت نظامی و سیاسی ما نمی¬تواند از پس داعش و اختلافات داخلی و ترفندهای خارجی برآید.
امروز هم پس از حمله تروریستی داعش به مجلس شورای اسلامی و مرقد امام رهبر انقلاب با همان خونسردی و توکل به خدا خطاب به ملت ایران و دشمنان خارجی فرمودند: «این کارها ترقه¬بازی بیش نیست و ما به آنها سیلی خواهیم زد…»
این سیلی اولیه هنوز داعش و حامیان آنها را گیج کرده، موقعیت و اطراف خود را ورانداز می¬کنند که چه شد؟
آمریکا هنوز نتوانسته ماترک القاعده را جمع کند، از پس طالبان در افغانستان برنمی-آید داعش را ماری در آستین دارد که عنقریب بیش از پیش نیش خود را در شاهرگش فرو خواهد کرد. حال با اشتلم بازی حالت پهلوان پنبه¬ای دارد که در تله کره شمالی گرفتار است و برای جبران کسری بودجه سالانه خود دست به دامن عربستان، قطر و دیگر کشورهای عربی شده و به باج¬گیری روی آورده است و برای آنکه در دل دولتمردان ما به اصطلاح خودش هراسی ایجاد کند تا از ایران هم باجی دریافت کند ادعای تغییر قدرت به صورت نرم کرده است به قول رهبر معظم انقلاب کی نخواسته چنین کاری کند! اگر می-توانست که سال¬ها قبل بدین آرزو می¬رسید.
به قول سعدی:
«تو ما را همی چاه کندی به راه
به سر لاجرم در فتادی به چاه…»
چاهی که آمریکا و انگلیس برای ایران کندند حالا خود در آن افتاده¬اند.
حکایت همان مار در آستین که:
«یکی بچه گرگ می¬پرورید
چو پرورده شد خواجه را بر درید…»
و باز هم از سعدی وام می¬گیرم که نیک سخن گفت آن ادیب و معلم مانای تاریخ که:
«نه سگ دامن کاروانی درید
که دهقان نادان که سگ پرورید…»
و اما بعدتر:
وقتی قلم در دست دشمن باشد ما را کوچک می¬نمایاند هر چند قدرت و اقتدار ما را می¬داند، اما چونان کودکی ترسو در تاریکی شب از ترس آواز می¬خواند. و بداند:
«که ای تیره بخت این نه شکل من است
ولیکن قلم در کف دشمن است»
والسلام
—————————-
منبع: اشعار از دیوان سعدی انتخاب شده و نقل تحلیل¬ها از سایت¬های خبرگزاری داخلی و خارجی
- چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۳۱ خرداد ۱۳۹۶