سرمقاله
محمد عسلی
چگونه خرمشهر آزاد شد؟
روح دینی، عرق ملی، حب وطن و انگیزه انقلابی ماندن گرمی تابه¬ای بود که حریصانه شهید علی علمداری در روستای ۷ خانوار علمدار نان گرم مادرپخت را از روی آن برداشت و با یک خداحافظی عجولانه راهی جبهه خرمشهر شد و بعد از آزادی خرمشهر تنها یادگار او پرچم سه¬رنگی است که بر فراز قله دانایی آن روستا در اهتزاز است و هویت آن جایگاه از آن اوست.
باور مسلمانی، عشق به امام حسین (ع) شجاعت کارآمد و ایثار و ازخودگذشتگی مادر بمانعلی بود که ۴ فرزند خود را یکی پس از دیگری عازم جبهه¬های نبرد کرد تا جای خالی یکی را در جبهه با دیگری پر کند و در پایان به هر ۴ شهید خود افتخار نماید و دست از دل بشوید که جهاد در راه خدا واجب است چنانکه پیامبر اکرم (ص) فرموده: «حب ¬الوطن من الایمان»
پیروی از فرمان رهبری که سالیان دراز در تبعید برای پیروزی انقلابی عظیم صبورانه دست از مجاهدت و تلاش نکشید تا به مقصود رسید بی آنکه دستی پر از سلاح و دلار داشته باشد و کاری که شبیه به معجزه بود در روزگار آهن و فولاد باعث شد تا تنها فرزند پسر حاج حبیب باغبان که نان¬آور خانواده بود در برابر غرش تانک¬های کور صدام سینه سپر کند و آنها را با انفجاری عظیم تکه¬پاره نماید و خود در لابلای چرخ¬ها قطعه قطعه شود اما اجازه ندهد چرخ یک تانک دشمن از مرز بگذرد تا خرمشهر آزاد شود.
«حس میهن¬دوستی، باور حسینی و عشق به هموطنان، پسران ۱۲ ساله ایرانی را بر آن داشت تا در شناسنامه خود دست برند و سن خود را افزایش دهند که رخصت یابند پای در رکاب ماشین جهاد گذارند و چه فاتحانه شربت شهادت نوشیدند تا خرمشهر آزاد شود.
آری آنچه خرمشهر را آزاد کرد، صرفاً سلاح و مهمات نبود، بلکه دلاوران شجاع با اراده¬های آهنین بودند و شجاعانی که دست از جان شسته به دیدار معبود می¬شتافتند تا خود را فدایی وطن، انقلاب و مردم بی¬پناهی کنند که مظلومانه در نیمه¬های شب زیر انفجار راکت¬های کور دشمن قطعه قطعه می¬شدند. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی
عریضه¬ای غیررسمی
جامعه ی پزشکی از دیرباز ارجمندی ویژه ای در منظر افکار عمومی داشته و از آنجایی که این قشر خدوم تضمین کننده ی یکی از نعمات سه گانه یعنی تندرستی روح و روان مردم هستند و چنین قابلیتی را در سایه ی هوش و ذکاوت و اراده ای خستگی ناپذیر در راستای حصول به درجات بالای علمی به دست می آورند و از سویی دیگر به دلیل نوع دغدغه ای که دارند تدریجاً به درک معضلات اجتماعی و فرهنگی مردم نیز وقوف می یابند و واکنش هایی دارند که آنها را در فهرست طیف های فهیم و روشنفکر جامعه جای می دهد لذا همواره به عنوان مرجعی هدایتگر برای مردم مطرح هستند‏، به طوری که نمی توان از نقش تعیین کننده ی جامعه ی پزشکی در سرعت بخشی به توسعه ی فرهنگی و علمی جامعه ی در حال گذار ایران غافل شد‏. این طیف خدوم به موازات نقش آفرینی در ارتقای وضعیت بهداشتی و سلامتی مردم با درخشش در عرصه ی جهانی و عضویت در کانون های علمی و پژوهشکده های دانشگاهی‏، جایگاه ایران را در عرصه های علمی و پژوهشی نیز بهبود می بخشند‏.
خوشبختانه شهر شیراز ظرف نیم قرن گذشته به عنوان یکی از کانون های مطرح تربیت نیروی انسانی در حوزه ی بهداشت و درمان مطرح بوده و شخصیت های بی بدیل و منحصر به فردی را به جامعه ی پزشکی کشور و حتی جهان معرفی نموده و با وجود این که ظرف دهه های گذشته شاهد مهاجرت ها و جابجایی نخبگان پزشکی ایران به اروپا‏، آمریکا و سایر نقاط جهان بوده ایم‏، باز هم تراز بالای نخبگان پزشکی شاغل در درمانگاه ها و بیمارستان ها و مراکز آموزشی شیراز این کلان شهر را به یکی از قطب های مهم پزشکی در ایران و منطقه ی خاورمیانه تبدیل کرده است‏.
اقدامات صورت گرفته به منظور احداث بیمارستان ها و درمانگاه های تخصصی خصوصاً در زمینه هایی که مراجعات مردم بیشتر است گواه عینی وجود ظرفیت های بالا در شیراز برای توسعه فعالیت در این حوزه است‏. بی گمان بازخورد تداوم چنین سیاستی در آینده ای نه چندان دور به درخشش بیش از پیش شیراز به عنوان قطب پزشکی شیراز خواهد انجامید‏. ناگفته پیداست که رسیدگی به وضعیت معیشتی فعالان عرصه ی پیراپزشکی و تلاش برای بهبود سطح رفاه کارمندان و کارگران و نیروهای خدماتی بیمارستان ها و درمانگاه ها و مراکز بهداشتی‏، تأثیر معناداری بر کیفیت ارائه ی خدمات به مراجعین داشته و از استرس حاکم بر فضای کاری خواهد کاست‏. (ادامه…)