سرمقاله
محمد عسلی
نماز و روزه هدف یا وسیله؟
از لحظه¬ای که ذات ذیجود اراده را بر آن خواست استوار کرد که پرتویی از وجود را به دمی نثار موجود کند و انسان برترین موجودات خلقت گردد پیوسته سؤالاتی چند فلسفه وجودی یافت و آن اینکه: من کیستم؟ از کجا آمده¬ام؟ برای چه خلق شده¬ام؟ به کجا می-روم؟
همین سؤالات اول راه خداشناسی را هموار کرد تا بدانجا که انسان در پی این فهم برآمد که از خاک و گل و سنگ و ستاره¬پرستی به یکتاپرستی برسد و برای ابراز محبت خود نسبت به خدا به ستایش او پردازد.
این ستایش همزمان با فهم و عقل درونی و بیرونی تکامل یافت تا بدانجا که پیام پیامبران و رهبران دینی را کلاس به کلاس و مقطع به مقطع پشت سر گذاشت و به سطح غایی دانشگاه خداشناسی رسید.
هر چند اسلام به عنوان دین آخرین و برترین، انتخابی آسان را برای مؤمنین رقم زد اما پذیرش آن برای ادیان یهود و نصاری که صاحب کتاب و آیین و سنت خود بودند سخت کرد تا بدانجا که امروز شاهدیم و تفاوت¬ها را در پذیرش این یا آن دین درک می¬کنیم.
نماز و روزه که در اسلام فروع دین نام گرفته¬اند وسیله¬ای برای تقرب به خدا، خودسازی و آماده¬سازی تن و روان به حساب می¬آیند تا هدف اولیه خلقت که همانا خداشناسی، خدامحوری و خداجویی است بدین وسیله تحقق یابد. زیرا نماز نیازی است روحی برای تکیه بر خالقی که وصف آن از عهده بشر خارج است و پی بردن به چرایی وجود او با دانش، فلسفه و حکمت و اندیشه میسر نیست و به قول سعدی علیه¬الرحمه:
«ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم
وز هر چه گفته¬اند و شنیدیم و خوانده¬ایم
مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر
ما همچنان در اول وصف تو مانده¬ایم…»
و اما بعد: (ادامه…)
- دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶
- سرمقاله

