• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱ تیر ۱۳۹۶

سرمقاله
اسماعیل عسلی
راه قدس
شرایط فعلی ساکنان فلسطین زاییده ی مسایل درهم پیچیده ای است که طی چند صد سال منازعات تاریخی فراهم آمده است. به گواهی تاریخ تا پیش از شکل گیری کشور اسرائیل، اروپایی ها هرگز نتوانستند همزیستی مسالمت آمیزی با یهودیان داشته باشند به گونه ای که علیرغم برخی مشترکات دینی که با این قوم داشتند، سلوک مسلمانان با اقلیت یهود به مراتب بهتر از رفتار مسیحیان با آنها بوده است. اصولاً یهودی ها چه قبل از بر پایی پادشاهی داوود و سلیمان و چه پس از فروپاشی آن، تاریخی آمیخته به سرگردانی داشته اند که با حال و هوای کوچ نشینی و دامپروری که فرزندان یعقوب یا همان بنی اسرائیل بدان مشغول بودند پیوند داشته است. ضمن این که خودداری مسیحیان و مسلمانان از واگذاری برخی مشاغل به یهودیان آنها را به کارهایی متمایل کرد که تدریجاً در آن به تبحر رسیدند و اغلب به سراغ پیشه هایی رفتند که سرگردانی و جابجایی به آن لطمه وارد نمی آورد. مشاغلی نظیر طبابت، حسابرسی، خرید و فروش کالاهای دست دوم، تجارت طلا و جواهر و همچنین بهره گیری از قدرت پول در شرایط خاص.
آنها تا پیش از شکل گیری کشور اسرائیل به دلیل عدم اطمینان از ثبات محل سکونت بیشتر ترجیح می دادند اموال منقول در اختیار داشته باشند و داشتن زمین و کشور برای آنها آرزویی بوده که به سادگی تحقق نمی یافته است. میل به ماجراجویی این قوم نیز بی ارتباط با موضوع بی سرزمینی و عدم تعلق خاطر به زاد و بومی خاص نبوده است هر چند این مسأله در مورد یهودیان ساکن در همه ی کشورها از جمله ایران صادق نیست. ضمن این که یهودیان تا پیش از شکل گیری اسرائیل به دلیل عدم تعلق خاطر به سرزمینی خاص به دلیل کم نگری هایی که نسبت به آنها صورت می گرفت همواره با محافظه کاری شدید، آماده ی تغییر موقعیت در صورت بروز بحران بوده اند. رفتارهایی از این دست در چند مقطع تاریخی به واکنش های خشونت بار انجامیده که تحت تعقیب قرار گرفتن یهودی ها در جنگ جهانی اول و خصوصاً دوم و ناگزیری آنها به مهاجرت و ناسازگاری با اعراب از نمونه های بارز آن به شمار می آید.
تمایز نوع رفتار اقتصادی و سبک زندگی یهودی ها که هماهنگ شده و هدفمند است به اندازه ای برای افراد غیر یهود شناخته شده است که برخی حتی برای آن ریشه ی دینی و تاریخی قائل هستند و می گویند قوم بنی اسرائیل زمانی که قصد داشتند سرزمین مصر را ترک کنند و از نیل بگذرند، مقدار زیادی طلا و ظروف ارزشمند از همسایگان غیر یهودی خود به عاریت گرفتند و در مقام توجیه اخلاقی چنین رفتاری آن را مابه ازای خانه ها و زمین هایی که رها کردند به حساب آوردند و این مسأله حتی در کتاب های مقدس یهود نیز بازتاب داشته است.
نباید از نظر دور داشت که عصبیت و پیوستگی قومی یهود و نوع رفتار و سبک زندگی آنها که با سنت و تاریخ در هم آمیخته پیوند معناداری با در اقلیت بودن آنها دارد. از لحاظ روانی وقتی یک جمعیت باورمند به دین و مذهبی خاص در اقلیت قرار می گیرند چند ویژگی پیدا می کنند که یکی از آنها خودمراقبتی و محافظه کاری و پیوستگی و میل به هواداری نسبت به هم کیش است. در اقلیت ماندن یهود علیرغم این که جزو کهن ترین ادیان ابراهیمی محسوب می شوند نیز به این دلیل است که آنها خود را تافته ی جدابافته می دانند و اجازه نمی دهند کسی از نژادی غیر یهودی به آیین یهود بپیوندد. البته اگر مدعی شویم که چنین باوری با اعتقاد قلبی آنان به زندگی در سرزمین موعود ارتباط دارد، سخن بی ربطی نگفته ایم. زیرا اگر آنها همه ی جهانیان را به دین خود می خواندند، سکونت دادن همه ی انسان ها در سرزمینی محدود که به آنها وعده داده شده بود (صرف نظر از این که چنین باوری تا چه اندازه منطقی باشد) عاقلانه به نظر نمی رسید!
هر چند ظرف یک قرن گذشته صدور مجوز گرایش به صهیونیزم برای افراد غیر یهودی خلأ ناشی از در اقلیت ابدی ماندن را برای این قوم تا حدودی کاهش داده و امکان سربازگیری از غیر یهود را در منازعات اقتصادی و نظامی فراهم نموده اما ناگفته نماند که همین در اقلیت بودن به مانایی ویژگی هایی انجامیده که به قوم یهود از لحاظ اقتصادی و اجتماعی مصونیت بخشیده است. ناگفته نماند که در اقلیت بودن این قوم هرگز به عنوان مانعی در برابر ایفای نقش تاریخی در عرصه های سیاسی، فرهنگی و علمی مطرح نبوده بلکه آنها خصوصاً ظرف یک قرن گذشته بیش از هر زمان دیگری در مهره چینی های سیاسی، گفتمان سازی های ماجراجویانه و همچنین تأسیس تراست ها و کارتل های بزرگ و فعال سازی کمپانی های تأثیرگذار و سهیم شدن در شرکت های چند ملیتی و تولید و خرید و فروش تکنولوژی و ابداع شیوه های درآمدزا برای کشاورزی و دامپروری ایفای نقش کرده اند. به طوری که اگر بخواهیم از افراد ثروتمند، شخصیت هایی که دنیا را تغییر داده و جایزه نوبل گرفته اند یا به عنوان مشاورین سیاسی در تصمیم گیری های بزرگ نقش آفرینی کرده اند فهرستی تهیه کنیم، یهودی ها به نسبت جمعیت کمی که داشته اند در رتبه ی اول این فهرست قرار می گیرند به طوری که اگر زمانی پراکندگی یهود در سرتاسر جهان برای آنها یک نقطه ضعف تلقی می شد اکنون این ویژگی به آنها کمک می کند که با بهره گیری از پیوستگی و عصبیت قومی با محوریت نیل به آرمان های قومی و نژادی از دارایی ها و دانش و نفوذ خود در راستای خط دهی به جریان های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی در جای جای جهان کمک بگیرند. به طوری که هم اکنون جریان مدافع صهیونیزم در قدرتمندترین اقتصاد جهان یعنی آمریکا، در کانون های فرهنگ ساز نظیر هالیوود، در میان رسانه های پر مخاطب نظیر واشنگتن پست، در جمع کارتل های نفتی و شرکت های چند ملیتی، شرکت های رایانه ای نظیر گوگل، کمپانی های تولید کننده تسهیلات نظامی، ادوات کشاورزی، ارتباطات و تجارت طلا، بهره گیری از مغزهای متفکر سراسر جهان برای در انحصار گرفتن تکنولوژی های نوین و همچنین معامله ی کالاهای نفیس و عتیقه و اشیاء و اسناد تاریخی مرتبط با هویت ملت ها و بانکداری تقریبا حرف اول را می زنند.
چنین شرایطی، روند یهودی ستیزی در غرب را به سمت مماشات با آنها سوق داده و پراکندگی این قدرت در سرتاسر جهان، مکانیزم مبارزه با آن را بسیار پیچیده می نمایاند به طوری که شیوه هایی نظیر آنچه در اروپای قرن نوزده تجربه شد نمی تواند جوابگو باشد. از همه ی این ها گذشته بسیاری از کشورها منجمله ایران به درستی جریان صهیونیسم را از عامه ی یهودیان متمایز می دانند و به رسمیت نشناختن اسرائیل را یهودی ستیزی آنچنان که در اروپا تبلیغ می شود نمی دانند.
شاید تا پیش از سال ۱۹۴۸ غربی ها و خصوصاً انگلیسی ها تنها به دنبال حل مشکل یهودی ستیزی در اروپا و مقابله با این چالش تاریخی بودند اما پس از شکل گیری کشور اسرائیل و منازعات و درگیری هایی که بین اعراب به عنوان دارندگان منابع سرشار نفت با اسرائیل رخ داد احساس کردند که اسرائیل با موقعیتی که پیدا کرده معدن طلاست. با ورود آمریکا به این بازی که البته رهبران شوروی نیز از همراهی با آنها ابایی نداشتند، منازعه ی اعراب و اسرائیل به نان دانی غربی ها و حتی کمونیست ها تبدیل شد. عضویت اسرائیل در سازمان ملل متحد، محمل های قانونی برای عقد پیمان با این کشور و دفاع از موجودیت آن را فراهم کرد و از آن تاریخ تاکنون اعراب هزینه ی این توافق حساب شده را می پردازند غربی ها اکنون نه تنها با اسرائیل به عنوان کشوری یهودی نشین مشکلی ندارند بلکه ظرف سه دهه ی گذشته کشورهایی نظیر مصر، مراکش، اردن، امارات، قطر، عربستان و حتی برخی از طیف های فلسطینی را وادار به سازش با اسرائیل کرده اند و به موازات آن هزینه ی مبارزه با صهیونیسم را افزایش داده اند. تداوم تحریم های آمریکا علیه ایران پیش از آن که به فعالیت های هسته ای مربوط باشد به موضع ایران در باره ی عدم مشروعیت اسرائیل بر می گردد و جالب این که سازش های زیرپوستی برخی از کشورهای عربی با اسرائیل نشان می دهد که آنها نمی خواهند چنین هزینه هایی بپردازند. در حالی که همین کشورها سالانه چند میلیارد دلار به آوارگان فلسطینی کمک می کنند و حتی در بازسازی غزه که توسط رژیم صهیونیستی ویران شد نیز مشارکت دارند اما حاضر به مبارزه با کشوری که غزه را ویران کرده نیستند.
به جرأت می توان گفت که روز قدس روز به نمایش گذاشتن جریان های مدافع فلسطین است و تظاهرات روز قدس در هر کشوری که با گستردگی و حمایت های رسمی دولت ها برگزار شود برای مبارزان فلسطینی روحیه بخش است هر چند راه حل نهایی مشکل فلسطین همگرایی کشورهای اسلامی است. این همگرایی تنها به بعد نظامی محدود نمی گردد بلکه وحدت رویه اقتصادی، همبستگی سیاسی نیز لازمه آن است که البته زمان بر و نیازمند برنامه ریزی و انتخاب راه حل های بینابینی است.

Comments are closed.