• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۴ تیر ۱۳۹۶

سرمقاله

اسماعیل عسلی

در جستجوی عید

در آموزه های اسلامی تمامی تعاریف ارزش مدارانه است‏،‏ بر این مبنا عید نیز در همین چارچوب هویت پیدا می کند بدین معنا که مومنین زمانی که به توفیقات معنوی در راستای تحکیم و گسترش فضائل انسانی نائل می آیند به مرتبه ای از خرسندی و خوشایندی می رسند که شادی و سرور برای آنها مفهوم و عینیت پیدا می کند‏.‏ از این رو عید به انسان ها بستگی دارد نه به زمان یعنی برای رسیدن به آن باید طی طریق کرد‏.‏ توفیق حاجیان در به جا آوردن مناسک حج به عید قربان منتهی می شود و پیروزی یک مسلمان در مبارزه با غرایز نفسانی که با خودداری از خوردن و آشامیدن و پرهیز از گناه و اشتغال مستمر به ذکر خداوند محقق می شود نیز به عید فطر ختم می گردد‏.‏ بنابراین در جهان بینی اسلامی انسان زمانی در قله ی شادی قرار می گیرد که در قله ی معنویت باشد‏.‏

ویژگی بارز آموزه های اسلامی وجود پیوند ناگسستنی بین مولفه هایی است که ملحوظ نظر قرار دادن آنها به یک مسلمان هویت می بخشد‏.‏ در این چارچوب نگاه جزیره ای به هیچ یک از تکالیف‏،‏ احکام و مناسک پذیرفتنی نیست‏،‏ به این معنا نه تنها هیچ رفتار توصیه شده ای در اسلام با رفتارهای توصیه شده ی دیگر منافات ندارد بلکه مکمل و موید هم هستند و فراتر از آن گاه قبول یکی منوط به تحقق دیگری است‏.‏ در همین راستا اگر چه روزه تعریف و نشانه های خاص خود را دارد اما به کمال رسیدن و اوج مقبولیت و تاثیر گذاری آن در گرو پایبندی شخص روزه دار به رفع حوائج سایر مسلمین در صورت برخورداری از استطاعت است‏.‏ اینجاست که فطریه تعریف و جایگاه ویژه ای می یابد و به عنوان بخشی از دستاوردهای خودداری یک ماهه از خوردن و آشامیدن نمود پیدا می کند و به درجات معنوی شخص روزه دار می افزاید‏.‏ نخوردن و نیاشامیدن و بزرگداشت شعائر الهی خود به خود به عنوان رفتاری ارزشمند شخص روزه دار را چندین پله بالا می برد اما مرتبه ای که شخص روزه دار در عید فطر به دنبال بخشش و دهش پیدا می کند قابل قیاس با مراتب قبلی نیست‏.‏ اتفاقی که در عید فطر می افتد این است که تلاش فردی یک ماهه برای خودسازی به تلاش برای ساخت جامعه تبدیل می شود‏.‏ درست مانند این که قطره ها به دریا بپیوندند‏.‏ قطره هر چند پاک و عاری از آلودگی باشد اما همواره در معرض تهدید و فساد است و آنچه این قطره  را مصونیت می بخشد پیوستن به دریاست‏.‏ فاصله ی دعاهای شب قدر تا اجابت در روز عید فطر به اندازه ی چندین برابر کمتر می شود چرا که قطره نمی تواند موج ایجاد کند اما دریا خود به خود موج آفرین است‏.‏ هر دعایی نیازمند آمین است. آمین دعاهای شب قدر توسط کسانی بر لب جاری می شود که توسط روزه داران در عید فطر مورد تفقد قرار گرفته اند و از آنها دلجویی شده است.

در نماز عید فطر نیز می گوییم «للمسلمین عیدا» یعنی عید برای جمع است نه برای فرد‏،‏ بنابراین تا همگرایی و پیوستگی جمعی محقق نشود عید معنا پیدا نمی کند‏.‏ کلام بلند «یدالله مع الجماعه» نیز ناظر بر همین معنی است‏.‏ مسلما این یکپارچگی با جمع شدن مسلمانان در یک مکان و زمان خاص عینیت پیدا نمی کند بلکه نوع احساس و مناسباتی که بین مسلمانان رد و بدل و برقرار می شود برای تحقق یکپارچگی شرط اصلی است‏.‏ همچنان که گردهمایی مسلمانان در مکه برای آنها عید را به ارمغان نمی آورد بلکه عید قربان زمانی است که آنها توانسته باشند ضمن پاسداشت شعائر الهی،  توبه و تزکیه درونی جایگاهی معنوی پیدا کنند و آماده ی کمک به یکدیگر باشند.

اصولاً در آموزه های اسلامی مسلمانی با دیرنشینی و رهبانیت و در خود فرو رفتن و بر خود تنیدن سازگاری ندارد‏،‏ بلکه اثبات چنین باوری تنها با چرخش بر محور جمع امکان پذیر است‏.‏ به طوری که پیامبر(ص) فرموده اند کسی که صبح را به شب برساند و در این مدت به فکر مسلمانان دیگر نباشد مسلمان نیست‏.‏

عید بودن روز فطر ربطی به تمام شدن ماه رمضان ندارد چون ماه رمضان فرصت بوده نه تهدید بلکه روز فطر از این نظر عید است که فرصتی بالاتر از فرصت رمضان ایجاد شده و آن متصل شدن قطره ها به دریاست‏.‏ روز عید فطر روز تعدیل توانایی هاست‏.‏ وقتی یک مسلمان با بخشش و اختصاص فطریه به نیازمندان از قدرت خرید خود می کاهد و به قدرت خرید دیگری می افزاید خود به خود به تقسیم و تعدیل شادی ها کمک می کند زیرا میلیون ها ظرف که در هر کدام مقدار معینی آب وجود دارد در یک روز به یکدیگر مرتبط می شوند و بر اساس قانون ظروف مرتبطه هر ظرفی که کمبود آب داشته باشد فرصت جبران پیدا می کند‏.‏ اگر چنین نگاهی نهادینه شود چنین ارتباطی تنها به روزی خاص محدود نخواهد بود و هر روز می تواند عید باشد‏.‏

جالب اینجاست که دستاوردهای ناشی از بازخورد چنین رویکردی به جامعه مصونیت می بخشد و به بالا رفتن ضریب امنیت و بهداشت در شاخه های گوناگون آن می انجامد‏.‏ از لحاظ لغوی‏،‏ انفاق یعنی پر کردن چاله؛ بنابراین اتفاقی که در عید فطر می افتد این است که از یک طرف از ارتفاع و حجم تپه ها کاسته می شود و از طرفی دیگر چاله ها پر می گردد و نتیجه ی نهایی آن صاف شدن مسیر پیش رو است که نه دست انداز دارد و نه مانع و چاله‏.‏ در قرآن کریم آیه ای است که بر چرخش پول در میان همه ی اقشار تأکید دارد نه تنها در بین اغنیا و ثروتمندان «کی لایکون دولته بین الاغنیاء منکم»‏.‏ این یک خطر بزرگ است که ثروت در انحصار طبقه ای خاص باشد زیرا اگر چنین باشد با توجه به این که ثروت‏،‏ قدرت می آورد و قدرت ناشی از ثروت مفسده انگیز است با تمرکز پول در بین طبقات خاص جامعه‏،‏ افراد برخوردار تدریجاً به انفال و ثروت های عمومی نیز دست اندازی می کنند و به اسم خصوصی سازی پروسه ی غارت بیت المال را کلید می زنند و روز به روز به شکاف طبقاتی و آشکارتر شدن چهره ی فقر در اشکال گوناگون آن دامن می زنند‏.‏ در چنین شرایطی از عید سخن گفتن بسیار دشوار می شود‏.‏ لذا نباید در تقویم به دنبال روز عید بگردیم بلکه عید را باید در احساس هم سرنوشتی حاصل از همگرایی و پیوندهای عاطفی عمیق جستجو کنیم‏.‏ خشنودی عمومی‏،‏ رفاه عمومی و شادی عمومی است که عید را باورپذیر می کند‏.‏

Comments are closed.