سرمقاله
اسماعیل عسلی
کلید واژه تحقق اقتصاد مقاومتی
از جمله دغدغه هایی که والدین در باره ی آتیه ی فرزندان خود دارند چگونگی متصل کردن آنها به بازار کار است زیرا غیر از جوانان روستایی و بعضاً شهرستانی که در فضایی آمیخته با کار و تلاش رشد می کنند بیشتر جوانان فارغ التحصیل شهری کمترین آشنایی با کارهای رایج در زاد و بوم خود ندارند. یکی از تفاوت های اساسی نسل کنونی با نسل های پیشین در این است که بچه های امروزی هرچند ممکن است توانسته باشند مدارج عالی تحصیلی را طی کنند اما از توان بالایی برای پذیرش مسئولیت های اجتماعی خصوصاً فعالیت اقتصادی برخوردار نیستند. در گذشته به استثنای تعداد محدودی از بچه ها که از طبقات بالای جامعه بودند مابقی از کوچکی با بازار کار پیوند می خوردند و حتی خرج تفریح و خوشگذارانی خود را نیز از طریق کار در بازار به دست می آوردند و همین موضوع باعث می شد که تا رسیدن به سن ازدواج و تشکیل خانواده حداقل با یک پیشه ی خدماتی یا صنعتی و بازاری آشنایی قابل قبولی داشتند. طبیعی است وقتی یک نفر از سن ۱۰ سالگی کار را تجربه می کند هم با مشکلات و پیچ و خم های آن آشنا می شود و هم به ارزش پول حاصل از تلاش و زحمت پی می برد. در گذشته اغلب جوانانی که به سربازی می رفتند در پادگان ها به موازات تمرینات نظامی به کارهای مختلف نیز گمارده می شدند و بیکار نبودند چرا که وقتی از آنها پرسیده می شد در چه شغلی مهارت دارند هر کدام حرفی برای گفتن داشتند. این روزها به استثنای دانش آموزان و دانشجویانی که در اردوهای سازندگی شرکت می کنند و به روستاها می روند و یا نوجوانان و جوانانی که جذب کارگاه های آموزشی می شوند بقیه با کار و فعالیت و تولید بیگانه اند و این در حالی است که شرکت کنندگان در اردوهای سازندگی با انجام کارهای گوناگون ضمن ورزیدگی در تعاملات اجتماعی و تقویت اعتماد به نفس که با مشارکت در ساختن مدرسه، حمام، مسجد، راه، پل و تأسیسات خدماتی همراه است، زمینه آشنایی هر چه بیشتر خود را با کارهای گوناگون مهیا می کنند. انس گرفتن انسان با هر چیزی از زمان کودکی آغاز می شود. کسی که از کودکی اهل کار و تلاش باشد با نگاهی اقتصادی بار می آید و زندگی انگلی و وابسته به درآمد پدر و مادر نخواهد داشت و عملاً از همان دوران کودکی تمرین استقلال می کند و شخصیتی متمایز پیدا خواهد کرد. والدینی که تصور می کنند. تحصیلات حافظه محور و گسسته از جنبه های کاربردی راهگشای آینده فرزندانشان است بالاخره روزی در موقعیتی قرار می گیرند که احساس می کنند فرزندشان قادر نیست روی پای خود بایستد و بسیار آسیب پذیر است چرا که توقع دارد صرفاً با ارائه ی مدرک تحصیلی کار و درآمد داشته باشد. بی تردید شرکت کودکان، نوجوانان و جوانان در کلاس های عقیدتی و آشنایی با قرآن و آموزه های دینی و همچنین کلاس های موسیقی، تئاتر، شطرنج، آشنایی با بزرگان علم و ادب و رشته های ورزشی برای ورزیدگی فکری و ذهنی و جسمی و روحی آنها بسیار مفید است، چرا که به کشف ذوق و استعداد آنها کمک می کند و گونه ای تمرین برای ورود به تعاملات اجتماعی است اما برای تجهیز همه جانبه ی آنها جهت ورود موفقیت آمیز به میدان زندگی کافی نیست. خانواده ها باید کاری کنند که میل به کار کردن و تولید و مشارکت در بهبود وضعیت اقتصادی کشور برای فرزندانشان به اندازه ای جذابیت داشته باشد که وقتی آنها جذب بازار کار شدند، متوسط ساعات مفید فعالیت آنها در حد یک تا دو ساعت نباشد، بلکه به همان اندازه که به قهرمانان ورزشی علاقه مند می شوند، شیفته ی کسانی باشند که الگوی کار و فعالیت و تولید و خودکفایی و کارآفرینی به حساب می آیند. متأسفانه رویکرد غلطی که هنوز هم در خانواده ها دنبال می شود، ترسانیدن فرزندان از انجام کارهای دستی و متکی به نیروی بدنی است که با ژست های راحت طلبانه منافات دارد. در حالی که یک بنای خوب و متخصص به همان اندازه در ارتقای کیفیت ساخت و سازها تأثیرگذار است که یک مهندس طراح و آرشیتکت. جوانان ما باید باور کنند که یک مهندس مکانیک نباید درگیری مستقیم با کار روی انواع ماشین ها و دستگاه ها را دون شان خود بداند. کشور ما هم اکنون در شرایطی قرار دارد که نیازمند جوانانی عاشق کار و فعالیت است. در همین راستا ما نیازمند برجسته سازی نمادهای تلاش و کوشش در عرصه ی کارگری و مشاغل دستی هستیم. هم اکنون دختران چینی با حضور چند ساعته در کارگاه های قالیبافی و تقلید از الگوهای ایرانی در حال تسخیر بازار جهانی فرش هستند، در حالی که اغلب دختران ما خصوصاً در شهرها کوچکترین سهمی در تولید ملی ندارند و نوع دغدغه های آنها هزینه بر است و مصرف کننده ای بیش نیستند. آمارها نشان می دهد که مصرف مواد آرایشی در کشورهایی که تولید کننده آن هستند کمتر از کشورهایی نظیر ایران است که با مصرف بی رویه و غیر متعارف مواد آرایشی زمینه ی خروج سالانه میلیون ها دلار ارز را از کشور فراهم می کنند. چه ننگی بالاتر از اینکه برخی از پوشش های بومی ایرانیان نظیر چادر در خارج تولید شود. چنین رویکردهایی با روح اقتصاد مقاومتی که بهترین نسخه ی تجویز شده برای خروج کشور از انواع بحران های اقتصادی و فرهنگی است مغایرت دارد. ما باید به سمت ارزش گذاری و اولویت بخشی به معیارهایی حرکت کنیم که جوانان ایرانی به کار و فعالیت عشق بورزند و زیر بار مصرف کالاهایی که تولید آن در داخل حتی با کیفیت پایین تر نیز امکان پذیر است نروند و سمت گیری و برخورد نهادهای نظارتی به گونه ای باشد که روز به روز شاهد افزایش کیفیت کالاها و اجناس تولیدی باشیم. این راهی است که کشورهای توسعه یافته رفته اند و به نتیجه هم رسیده اند. کیفیت پوشش و غذای چینی ها که رتبه ی دوم اقتصاد جهانی را دارند از کیفیت پوشش و غذای ایرانی ها بهتر نیست. آنها حتی در مصرف آب و بنزین و برق نیز بسیار مقتصدانه رفتار می کنند. نگاه عاشقانه ی شهروندان کشورهای پیشرفته به کار و فعالیت نشان می دهد که رمز موفقیت آنها در همین است. کلید واژه رهایی از وابستگی اقتصادی که سایر وابستگی ها را نیز به دنبال دارد کار و فعالیت است.
- شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱۷ تیر ۱۳۹۶