• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱۹ تیر ۱۳۹۶

سرمقاله
اسماعیل عسلی
پرورش را دریابید
حوزه پرورشی آموزش و پرورش از بدو پیروزی انقلاب بخش مظلوم این وزارتخانه بوده است.‏ چرا که از همان ابتدا نیروهایی جذب این بخش شدند که با وجود برخورداری از تعهد و انگیزه متأسفانه از تخصص لازم بهره مند نبودند و رسالت خود را اغلب در اموری جستجو می کردند که جذابیت چندانی برای دانش آموزان نداشت لذا اغلب فعالیت ها با آزمون و خطا دنبال می شد و از آنجایی که نیروهای پرورشی دائماً در راستای دانش افزایی و هماهنگی روزافزون با اداره متبوع خود ناگزیر به شرکت در کلاس های توجیهی و اجرای آزمایشی منویات مطرح شده بودند تدریجاً از وظیفه ی اصلی خود که کشف و شکوفایی استعدادها و کیفیت بخشی به رفتار دانش آموزان در راستای تلفیق زندگی آنها با ارزش ها و هنجارهای سازنده بود فاصله گرفتند و نقش تبیینی آنها به فراموشی سپرده شد و تدریجاً به توجیه گر وضع موجود تبدیل شدند و همین امر موجب شد که از روح و جوهره اصل امر به معروف و نهی از منکر که در آموزه های اسلامی بر نقد و تحلیل و مطالبه گری با محوریت حاکمیت ارزش های معنوی استوار است در فضای مدرسه خبری نباشد.‏ تداوم این وضعیت چالش هایی را به دنبال داشت به طوری که فلسفه ی وجودی مربیان پرورشی در بازه های زمانی مختلف مورد تردید قرار گرفت و توجیه کننده ی کم نگری هایی شد که آثار آن را هنوز هم می توانیم مشاهده کنیم.‏ روز گذشته فرصتی دست داد تا با آقای نظری معاون پرورشی اداره کل آموزش و پرورش گفتگویی خارج از چارچوب های متعارف و صرفاً در حد درد دل داشته باشم.‏ در جریان این گفتگوی صمیمانه متوجه شدم که آموزش و پرورش فارس حتی متولی اوقات فراغت هم ندارد چه رسد به این که بخواهد در این عرصه حرفی برای گفتن داشته باشد.‏ این که برگزاری برخی مسابقات فرهنگی و اردوها و آیین هایی که می تواند برای دانش آموزان خاطره انگیز و الهام بخش باشد با چه مشکلات و موانع مالی و تدارکاتی مواجه است نیز از جمله مسایلی بود که مطرح گردید.‏
در لابلای دلمویه ها متوجه شدم که سهم معاونت پرورشی آموزش و پرورش از اعتبار ۶۵۰۰ میلیاری که به نهادهای فرهنگی اختصاص می یابد صفر است و سهم اداره کل از بودجه متعارف سالانه وزارتخانه نیز در شرایطی که نیمه دوم ماه چهارم سال را نیز پشت سر می گذارند هنوز واریز نشده و کانون ها و حوزه های زیرمجموعه معاونت پرورشی ناگزیرند با توسل به لطایف الحیلی که تحت تأثیر فضای کم نگری به این بخش به یک روال معمول تبدیل شده امور خود را بگذرانند و برای کاستن از هزینه های برگزاری اردوها و مسابقات و گردهمایی ها دست به دامن ادارات و نهادهایی بشوند که می توانند ظرفیت های خالی خود را در اختیار آموزش و پرورش بگذارند.‏
طبیعی است که با این روند ناگزیریم شاهد افت کمّی و کیفی برنامه هایی باشیم که شان و جایگاه این حوزه را در مقام ایفای وظایف خود زیر سئوال می برد.‏
این در حالی است که وقتی جایگاه فعالیت های پرورشی را در کشورهای توسعه یافته مورد مطالعه قرار می دهیم درمی یابیم که بهترین امکانات و زبده ترین نیروها و مناسب ترین فضاها را به آن اختصاص داده اند و برنامه ریزی ها و وظایف تعریف شده برای بخش پرورشی در کشورهایی نظیر ژاپن،‏ کره جنوبی،‏ چین،‏ آلمان،‏ فرانسه،‏ آمریکا،‏ کانادا،‏ انگلیس،‏ ایتالیا و ظرف سال های اخیر حتی در برخی کشورهای اسلامی و عربی به گونه ای است که در مدارس آنها آموزش خود را با پرورش هماهنگ می کند و دانش آموزان در چارچوب فعالیت های فرهنگی و هنری و تربیتی با مفاهیمی نظیر وطن دوستی،‏ اخلاق و ارزش های انسانی،‏ هم سرنوشتی،‏ تعاون،‏ بهداشت فردی و بهداشت همگانی،‏ حفاظت محیط زیست،‏ پدافند غیرعامل و مراقبت از خود و دیگران در شرایط اضطراری،‏ قوانین رفت و آمد،‏ وظایف نهادهای اجتماعی،‏ اصول مهرورزی و دستگیری از دیگران،‏ زندگی هدفمند و مقتصدانه و.‏.. آشنا می شوند تا پس از فارغ التحصیل شدن در کنار تخصص و تجارب علمی بتوانند به عنوان یک شهروند آشنا با وظایف مدنی‏ آماده پذیرش مسئولیت های اجتماعی باشند و دولت ناگزیر به تحمل هزینه های گزاف ناشی از نافرمانی مدنی نباشد.‏ به راستی جامعه ما تا کی باید تاوان بی توجهی به مسایل پرورشی در مدارس را بپردازد.‏ شهامت نه گفتن به برخی وسوسه ها که گاه منجر به پایین آمدن سن اعتیاد و بزهکاری می شود را بچه های ما باید در کجا بیاموزند؟ مگرنه این است که می گویند تربیت باید در سنین کودکی آغاز شود و در سن نوجوانی نهادینه گردد و در جوانی به بار بنشیند و مگر نه این است که بچه های ما در بازه سنی کودکی و نوجوانی مفیدترین اوقات خود را در مدرسه می گذرانند؟ با این توصیفات آیا جایگاه فعلی پرورش که با نهایت تأسف آن را به اموری خاص محدود کرده و در عین حال بدون حمایت کافی رها کرده ایم،‏ پاسخگوی آینده نسل کنونی است؟ آیا معاونت پرورشی در سطح استان بزرگ و فرهنگی فارس که چندین عنوان پرطمطراق دیگر را نیز یدک می کشد باید برای راه اندازی کلاس های فرهنگی و هنری و آغوش گشودن به روی کودکان و نوجوانانی که نیازمند قرآن و معارف دینی و آشنایی با هنر متعهد و برانگیزاننده هستند چشم انتظار بودجه های قطره چکانی باشد و نتواند آن گونه که برازنده چنین حوزه ی تأثیرگذاری است برنامه های تربیتی خود را عملی سازد.‏ در پایان باید اذعان داشت که اگرچه نمی شود منکر تأثیرگذاری سایر نهادهای فرهنگی و هنری شد اما به جرأت می توان گفت که هیچ نهادی نمی تواند برای تربیت کودکان و نوجوانان این سرزمین مناسب تر و تأثیرگذارتر از آموزش و پرورش باشد،‏ چرا که بذر و نهال تربیت انسان اجتماعی فراخور عصر ارتباطات در کودکستان و دبستان و دبیرستان جوانه زده و بالندگی را آغاز می کند و سپس این نهال به دانشگاه و جامعه منتقل می گردد و به بار می نشیند.‏ از این رو باید گفت:‏ پرورش را دریابید

Comments are closed.