• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲۸ تیر ۱۳۹۶

سرمقاله
اسماعیل عسلی
بنیانگذار گفت و گو پیرامون آموزه های دینی
امام جعفر صادق (ع) ششمین پیشوای شیعیان از جمله شخصیت های بزرگ تاریخی است که نماد روشنگری در راستای بسترسازی برای معرفی راهکاری مبتنی بر گفت و گو به منظور عبور از مرحله ی انسداد فکری و سیاسی به مرحله ی فعال سازی کانون های علمی و رونق بخشی به داد و ستدهای اندیشگانی است‏.‏ ایشان در شرایطی رهبری یک جریان معترض به ناشایسته سالاری حاکم بر دستگاه حکومتی بنی امیه را بر عهده می گیرند که مدعیان جانشینی پیامبر با پیشینه ای لبریز از جنایت و سرکوب‏،‏ سنت نبوی را با ممنوع کردن نقل حدیث از آن حضرت به محاق برده و علمای درباری را با پرداخت حق السکوت به توجیه میدانداری خود گماشته اند‏.‏ در چنین شرایط وانفسایی که مناسبات قبیله ای به موازات زر و زور و تزویر فضا را آنچنان غبارآلود کرده که تشخیص حق را از باطل دشوار نموده عده ای با تکرار برخی موهومات‏،‏ مهر تأیید تاریخی جعلی را در پای کارنامه ی سیاه جانشینان یزید می زنند‏،‏ فرزند شکافنده ی علوم پا به میدان مبارزه می گذارد و با بهره گیری از شرایط موجود حاصل امتزاج سیر قهقرایی قدرت امویان و دست و پا زدن عباسیان برای متقاعد کردن افکار عمومی که از تلاشی بی وقفه برای تکیه زدن بر اریکه ی قدرت حکایت دارد‏،‏ باب گفت و گو را باز می کند و با منطقی که با کتاب خدا پشتیبانی می شود‏،‏ گنجینه ی توصیه ها و احادیث مکتوم را می گشاید و به سیراب کردن تشنگان حکمت و دانایی همت می گمارد‏.‏ با درخشش این چلچراغ دانایی‏،‏ جویندگان حقیقت به تدریج پیرامون نعمت وجود شریف ایشان حلقه ای تشکیل می دهند که در مدتی کوتاه به بالندگی نسلی فهیم منجر می شود که خود تربیت کننده ی نسل بعدی تشنگان حقیقت است‏،‏ به گونه ای که وقتی بنی عباس به یاری ایرانیان که چشمداشتشان از اسلام تحقق برابری همه ی مسلمانان در حقوق و اجرای عدالت است‏،‏ امویان را به حاشیه می رانند‏،‏ انکار جایگاه رفیع امام جعفر صادق (ع) که نزدیک به چهارهزار شاگرد را تحت تربیت خود داشته اند‏،‏ کاری بسیار دشوار به نظر می رسد؛ چرا که ساختمان مکتب جعفری بر پایه های حق و منطق و احادیث نبوی و بالاتر از همه کتاب خدا استوار شده است‏.‏ امام جعفر صادق (ع) در آن زمان به دنبال خلافت نبود که اگر بود به پیشنهادهای مزورانه ی بنی عباس که اغوای عوام الناس را دنبال می کردند پاسخ مثبت می داد بلکه ایشان به دنبال ترمیم باورها و اصلاح دیدگاه های وهم آلود و آشکار کردن زوایای نهفته ی تاریخ جعلی ساخته و پرداخته بنی امیه بود که در آن نه از عدالت علوی خبری بود و نه از سنت نبوی! و ایشان به خوبی می دانست که به دست گرفتن خلافت در شرایطی که اکثریت مردم از اسلام محمّدی چیز زیادی نمی دانستند و سال ها تحت تأثیر تبلیغات عمال بنی امیه تصویری مسخ شده از اسلام در ذهن داشتند، به نتایج مطلوب نمی رسید‏.‏ اساساً زمانی که بین نگاه مردم و نگاه کسانی که می خواهند بر آنها حکومت کنند‏،‏ اختلاف زیادی وجود داشته باشد‏،‏ انتظار تبعیت داشتن از مردم بسیار دشوار و پر هزینه است و به منزله ی بذر پاشیدن در نمکزار است‏.‏ برای تشکیک در حقانیت بنی عباس همین بس که آنها برای توجیه خلافت خود به یک سنت جاهلی متوسل می شدند و می گفتند چون پیامبر اکرم (ص) فرزند پسر نداشته اند‏،‏ خلافت و جانشینی به عموزادگان ایشان می رسد‏.‏ پر واضح است که در این فرمول تعیین شده برای جانشینی پیامبر(ص) از شایسته سالاری و دانش و عدالت و تقوا و پایگاه مردمی که همان محبوبیت باشد خبری نیست‏.‏ لذا تکلیف بنی عباس از همان ابتدا روشن است یعنی آنها دنبال حکومت کردن و چپاول هستند نه برقراری عدالت که هدف از بعثت و رسالت پیامبران است! ناگفته پیداست که تفهیم این موضوع به مردم بسیار دشوار بود زیرا آنها با معیارهایی خو گرفته بودند که چنین ادعایی از سوی بنی عباس آنها را شگفت زده نمی کرد!
از جمله نشانه های غیرقابل انکار حقانیت امام جعفر صادق (ع)‏،‏ آمادگی همیشگی ایشان برای شنیدن دیدگاه های گوناگون بود چرا که می دانستند اگر کسی جویای حقیقت باشد با دیدن نشانه های آن تسلیم حق می شود و اگر با سفسطه بازی به دنبال توجیه گمراهی خود باشد با هیچ منطقی به راه نمی آید؛ از این رو در برابر طرح اندیشه های نشأت گرفته از مطالعه ی ترجمه ی آثار یونانی و شرقی و شبهه آفرینی های برآمده از رویکردهای شرک آلود به روشنگری و داغ کردن تنور بحث و مناظره روی آوردند و شیوه های نوین جدل و مباحثه را به شاگردان خود آموختند تا آنجا که اداره برخی از جلسات بحث و جدل را به شاگردان خود می سپردند و به این شیوه به تشکیل کلاس هایی با سطوح کیفی گوناگون و خروجی های فراوان یاری می رسانیدند‏.‏ پر واضح است که وقتی موضوع تعالیم و مباحثه ها محدود به امری خاص نباشد‏،‏ از همه چیز سخن به میان می آید‏.‏ در مجالس درسی ایشان نیز به علم معاش و اقتصاد گرفته تا معیارهای حاکم عادل و همچنین اخلاقیات و تاریخ که به مقایسه ی شخصیت ها می انجامد و‏.‏.. توسط ایشان و شاگردانشان اشاره می شد و چون دیدگاه های امام جعفر صادق (ع) پیرامون موضوعات گوناگون از استحکام بالایی برخوردار بود و شاگردان فراوان امام جعفر صادق (ع) نیز در نشر و گسترش افکار و مسائل مورد تأکید ایشان تلاش وافر داشتند‏،‏ بنی عباس تدریجاً در معرض نگاه نقادانه اهل علم و به تبع آن مردم قرار گرفتند و چون به دنبال حکومتی بدون دردسر بودند‏،‏ بنای محدود کردن ایشان را گذاشتند زیرا بنی عباس نمی توانستند محبوبیت‏،‏ دانش و طرفداران زیاد امام جعفر صادق (ع) را تحمل کنند‏.‏ از این رو پس از چندین مرتبه ایذاء و اذیت و هجوم به محل سکونت ایشان به قصد تخریب و آتش زدن‏،‏ عملاً از اوج گیری فعالیت ایشان تا زمانی که به شرف شهادت نائل شدند‏،‏ جلوگیری به عمل آوردند‏.‏ اما از آنجایی که برنامه های امام جعفر صادق (ع) برای ترمیم فضای فرهنگی آن زمان با موفقیت پیاده شده بود‏،‏ پس از شهادت ایشان نیز تداوم یافت و به تدوین منابعی انجامید که هنوز نیز گره گشای بسیاری از مشکلات اهل علم محسوب می شود‏.‏ باید اذعان داشت که مکتب جعفری صرفاً به مجموعه آموزه های گردآوری شده در کتب مختلف اطلاق نمی شود بلکه سیره ی راهبردی ایشان در مواجهه با انحرافات فکری‏،‏ مادیگری و همچنین تشکیک در اصول و فروع دین باید به عنوان یکی از مشخصه های مکتب جعفری شناخته شود چرا که بن مایه ی ورود به عرصه ی جنگ نرم را تشکیل می دهد‏.‏ امام جعفر صادق (ع) معلم سعه ی صدر و مظهر فروتنی در برابر حق بود که توانایی زایدالوصفی برای مدیریت افراد حق مدار داشت به طوری که در طول نیم قرن توانست زمینه های تعامل اندیشه های گوناگون پراکنده در بلاد اسلامی و حتی بلاد غیر اسلامی را فراهم کند و بنیانگذار جهش فکری و معنوی در شرایط سخت آن زمان باشد‏.‏

Comments are closed.