سرمقاله
اسماعیل عسلی
مأموریت ویژه شورای پنجم
برخی از واژه ها و اصطلاحات در گوش مردم طنین اغوا کننده ای دارد اما وقتی مصادیق آن را از نزدیک مورد بررسی قرار می دهی متوجه می شوی که: از دور می برد دل و نزدیک زهره را
همین اصطلاح کلانشهر را در نظر بگیرید که در برخورد اول غرورآمیز به نظر می رسد و هر شهروند ساکن در آن را به وجد می آورد که مثلاً ساکن کلانشهری مانند شیراز است. اما اگر همین اصطلاح کلانشهر را زیر ذره بین ببریم و موشکافی کنیم در می یابیم که از دو واژه ی کلان و شهر تشکیل شده است که هر واژه مفهومی خاص را به ذهن تداعی می کند. بر این اساس کلانشهر جایی است که به هر نقطه اش قدم بگذاری باید با نماد ها و نمودهایی مواجه شوی که بار معنایی شهر را بر دوش می کشد و از اعتبار چنین نامی دفاع می کند. طبیعتاً انتظار داری که خدمات و امکاناتی که برای یک مرکز استان تعریف شده در همه جای آن به چشم بیاید و تفاوت ها به گونه ای نباشد که تصور شود در اطراف و یا در دل چنین شهری منطقه ای وجود دارد که حتی از امکانات یک روستا هم برخوردار نیست.
قاعدتاً تمامی خانه هایی که در محدوده ی تعریف شده ی کلانشهر شیراز ساخته می شوند قبل از هر چیز باید پروانه ی ساخت داشته باشند که سازندگان آن بتوانند بر اساس همان مجوز نسبت به اخذ انشعاب آب و برق و گاز و تلفن اقدام نمایند تا شاهد پدیده ی برق دزدی و انشعاب غیرمجاز آب و گاز نباشیم که پیامدهای آن تنها اقتصادی نیست بلکه با استنانداردهایی که برای ایمنی در نظر گرفته شده نیز همخوانی ندارد.
شیرازی که ما اکنون در آن زندگی می کنیم و حکم یک کلانشهر را دارد یک دست نیست. با وجود تلاش درخور تحسین شهردار و شورای اسلامی شهر ظرف چند سال گذشته چه از لحاظ فضای سبز و امکانات تفریحی و ورزشی و فعالیت های فرهنگی و چه از جهت بهره مندی از سایر خدمات عمومی نظیر امنیت، بهداشت و مسیرهای مناسب دسترسی خصوصا در شرایط اضطراری. (ادامه…)