سرمقاله
محمد عسلی
مدارس غیردولتی از سراب تا واقعیت
نخستین مدرسه ابتدایی و متوسطه در تهران به سال ۱۲۷۶ شمسی در زمان سلطنت مظفرالدین شاه قاجار تأسیس شد. این مدرسه چندین بار به علت مخالفت¬ها باز و بسته شد تا آنکه مظفرالدین شاه مؤسس مدرسه را به تهران دعوت کرد و مورد حمایت قرار داد.
در سال ۱۲۸۵ شمسی برای نخستین بار پس از انقلاب مشروطیت مدرسه¬ای به نام دوشیزگان توسط بانو بی¬بی خانم وزیراف گشایش یافت که با وجود ایستادگی وی تعطیل شد.(۱)
و اما بعد:
به نظر می¬رسد روند تأسیس مدارس غیردولتی که نخست به عنوان مدارس غیرانتفاعی و پس از آن با نام مدارس غیردولتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۶۷ نهایی و تصویب شد روندی شبیه به تأسیس مدارس جدید به جای مکتبخانه را تاکنون طی کرده که در طول ۳۷ سال گذشته تاکنون با مخالفت¬ها و موافقت¬های بسیاری روبرو شده است.
شورای نگهبان در سال ۱۳۶۳ در زمان وزارت مرحوم پرورش در پاسخ به این سؤال آقای وزیر که طبق اصل سی¬ام قانون اساسی که اشعار می¬دارد: «دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد…» آیا مانعی برای تأسیس مدارس غیردولتی هست؟ اعلام نمود مغایرتی ندارد.
پس از اعلام این نظر شورای نگهبان با تأخیر ۴ سال مدارس غیردولتی بر اساس یک مصوبه که هدف از تأسیس مدارس غیرانتفاعی کمک به آموزش و پرورش توسط اولیای دانش¬آموزان است اجازه داده شد تأسیس شوند.
از همان ابتدای تأسیس مدارس غیرانتفاعی وزرای آموزش و پرورش مخالف و موافق در روند توسعه این مدارس یا عدم توسعه آن مؤثر بودند تا جایی که مدام حملاتی چند به این مصوبه کم و بیش ادامه داشته و دارند.
وقتی بعضی از این مدارس با شهریه¬های نجومی جنبه انتفاعی به خود گرفتند پیشنهاد گردید عنوان مدارس غیرانتفاعی به مدارس غیردولتی تغییر کند. هر چند برنامه¬ریزی¬های توسعه آموزش و پرورش در مقاطع زمانی مختلف کاهش هزینه¬های آموزش و پرورش توسط دولت بوده است اما به دلیل اختلاف نظرها «که بعضاً این اختلاف نظر در سطح مدیران کل هم علنی شد» آنگونه که پیش¬بینی شده بود اتفاق نیفتاد و مدارس غیردولتی به لحاظ تأمین فضای آموزشی و جلب دانش¬آموز به سه گروه تقسیم شدند.
گروه اول کسانی بودند که به لحاظ سمت¬ها و نفوذی که در آموزش و پرورش داشتند توانستند زمین¬هایی با کاربری آموزشی را به نام مجوز مدرسه خود ثبت کنند و با وام بانکی کم¬بهره نسبت به ساخت آن اقدام کنند و پس از ساخت با همان نفوذ دانش¬آموزان را از طریق نواحی آموزش و پرورش به سمت مدارس خود جلب نمایند که نمونه¬هایی از آن را می¬توان در شیراز نام برد.
این گروه به لحاظ داشتن فضاهای آموزشی مناسب با شهریه¬های کلان که به نام حمایت از مدرسه از اولیاء دریافت می¬شد توانستند درآمد خوبی از این طریق کسب نمایند و پس از چندی که خود از ادامه کار خسته شدند آن را به صورت اجاره به دیگران واگذار نمودند.
گروه اول که پیوسته مورد حمایت مسئولان اداره بوده و هستند هیچیک از بازرسی¬ها و ایرادات بنی¬اسراییلی را به خود ندیدند و کماکان با قدرت کار را دنبال می¬کنند و اگر خطاهایی هم مرتکب شوند معمولاً از پس آن برای رد اتهامات برمی¬آیند.
و اما گروه دوم
گروه دوم کسانی بودند که با تجربیات و سوابق آموزشی خوبی که داشتند تقاضای کسب مجوز کردند اما سرمایه لازم برای خرید و یا ساخت مدارس بر اساس نقشه تصویبی ادارات نوسازی مدارس را نداشتند و مجبور شدند با اجاره¬ی مکانی که مورد تأیید مهندسین نوسازی بود نسبت به تأسیس دبستان و یا دبیرستان غیرانتفاعی (غیردولتی) اقدام نمایند.
این گروه که از هیچ رانت یا واسطه¬ای در ادارات استفاده نکردند بخش عمده¬ای را از شهریه دریافتی بابت اجاره¬های گران پرداخت می¬کنند که بسیاری از آنان علیرغم کارنامه¬های خوب آموزشی و تربیتی تعطیل شدند و عطایش را به لقایش بخشیدند و اگر اندک تعدادی مانده¬اند با مصوبه¬ جدید آموزش و پرورش که ساختمان¬های مدارس غیردولتی حتماً باید دارای شناژ عمودی و ضد زلزله باشند راهی جز تعطیلی ندارند هر چند بسیاری از مدارس دولتی فعلی آموزش و پرورش حتی در همین شهر شیراز گل و بلبلی دارای چنین ویژگی¬هایی نیستند ضرب¬المثل «مادرشوهر یک بام و دو هوا» را تداعی می¬کند.
و اما بعدتر:
هر چند در قانون اساسی آمده است که آموزش و پرورش می¬باید رایگان باشد متأسفانه امروز ثروتمندان و سرمایه¬دارانی که در نقاط خوب شهر ساکن هستند از امکانات خوب آموزشی بهره¬مندند و دانش¬آموزان طبقه متوسط به پایین که یا در نقاط جنوبی شهر و یا فضاهای دور افتاده تحصیل می¬کنند از فضاها و آموزش مناسب و مطلوب بی¬بهره¬اند که با روح انقلاب مستضعفین همخوانی ندارد.
در مدارس غیردولتی هم وضع ثبت نام شدگان نقاط حاشیه¬ای و دور افتاده شهر چندان مناسب نیست زیرا مسئولین مدارس غیردولتی در چنین فضاها و مکان¬هایی قادر به ارائه آموزش و پرورش مناسب با تجهیزات مطلوب نیستند و ثبت نام اینگونه دانش¬آموزان توسط اولیای آنان یا چشم و هم¬چشمی است برای پز دادن که مثلاً فرزند ما در مدارس غیردولتی درس می¬خوانند و یا اینکه بر این تصورند که فرزندانشان از کیفیت آموزشی بهتری برخوردار می¬شوند.
و اما گروه سوم
گروه سوم کسانی هستند که با بضاعت مالی و اندوخته اندک تجربی مبادرت به تأسیس مدارس غیردولتی می¬کنند در شهرستان¬ها و یا همین مرکز استان به این امید که درآمدی به درآمدهای خود بیافزایند متأسفانه در طول سالیانی شاهد ورشکستگی و تعطیل اینگونه مدارس به کرات بوده¬ایم تا جایی که می¬توان گفت بیشتر مدارس غیردولتی تعطیل شده مربوط به همین گروه سومی¬هاست.
و در پایان ضرورت بازنگری قانونی که بتواند مدارس غیردولتی را از حیطه و قدرت رانت و نفوذ اداری در آورد و به سرمنزل مقصود برساند بیش از پیش احساس می¬شود. و این در شرایطی ممکن است که به افراد صاحب نام در آموزش و پرورش که سالیانی با صداقت و عشق و علاقه به امر آموزش و پرورش در این کار موی سپید کرده¬اند امتیازاتی داده شود و از آنها خواسته شود به میدان بیایند نه آنکه دکانی باشد برای سودجویی و رانت¬خواری.
والسلام
———————-
منبع: (۱) تاریخچه آموزش و پرورش در ایران «اینترنت»
- یکشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۸ مرداد ۱۳۹۶