سرمقاله
اسماعیل عسلی
مثلث شوم
از جمله خواص رویدادهای ناگوار این است که از زمان وقوع تا چند روز رسانه ها از مصونیتی نسبی برای اطلاع رسانی های زیرپوستی با طعم اعتراض برخوردار می شوند و دست از خودسانسوری برمی دارند و حسابی تنور اخبار را داغ می کنند! برای نمونه در جریان برخورد دو قطار، حادثه ی پلاسکو و اخیراً هم حادثه ی واژگونی اتوبوس دانش آموزان که برای چندمین بار اتفاق می افتد، رسانه ها دلی از عزا درآوردند و حسابی به اصطلاح روشنگری کردند. اما بی تردید پس از گذشت مدتی که خون ها شسته شد و بساط ها را برچیدند و جرثقیل، آهن پاره ها را جابجا کرد، گویی که هیچ اتفاقی نیفتاده؛ دوباره همان آش و همان کاسه… مشابه همین روند را در مورد اخبار اختلاس ها و برخی دزدی های کلان که در جریان آن بیت المال به عنف مورد تجاوز و هتک حرمت قرار می گیرد نیز اوضاع بر همین منوال است. ابتدا رسانه ها برای تخلیه ی فشار روانی وارد شده به مردم و همچنین ایفای وظیفه ی روشنگری، سلسله گزارش هایی تدارک می بینند و مصاحبه می کنند و از مسئولین قضایی در مورد نحوه ی برخورد با خاطیان قول مساعد می گیرند و چه بسا چنین فجایعی به خمیرمایه اصلی چندین سخنرانی و خطبه و یادداشت و نشست خبری هم تبدیل شود اما پس از مدتی مثل فنری که از التهاب و تکاپو فرومانده، دوباره به همان حالت اولیه بازمی گردد. ظرف چند روزی که امدادگران مشغول آواربرداری در محل ریزش ساختمان پلاسکو بودند عنوان شد که چند صد ساختمان نظیر پلاسکو در اقصی نقاط ایران خصوصاً کلانشهرها وجود دارد که لازم است قبل از هر پیشامد ناگواری تمهیداتی برای اصلاح و یا تخریب و تخلیه ی آنها اندیشیده شود. ولی از آنجا که اقداماتی از این دست هزینه بر و نیازمند اراده ای معطوف به برنامه ریزی است، پرونده اش تدریجا در جریان اولویت بندی کارها بایگانی می شود. (ادامه…)
- پنج شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۶
- سرمقاله
