• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۲ مهر ۱۳۹۶

سرمقاله
محمد عسلی
آمریکا و چالش¬های پیش رو
امنیت فرصت و امتیازی است که آمریکا روز به روز بیشتر از دست می¬دهد. واقعه تیراندازی اخیر در لاس¬وگاس که منجر به کشته شدن بیش از ۶۰ نفر و مجروح شدن ۵۰۰ نفر گردید برای رئیس جمهور و مردم آمریکا چند پیام دارد.
یکم اینکه حتی یک نفر ناراضی اسلحه به دست می¬تواند فاجعه¬ای به این بزرگی بیافریند و به هر دلیل افراد بسیاری را راهی قبرستان کند.
همان¬گونه که روزانه به صورت میانگین ۱۵ نفر در اثر تیراندازی¬های پراکنده ایالات متحده جان خود را از دست می¬دهند که مدارس و دانشگاه¬ها را هم در بر می¬گیرد.
دوم فاصله طبقاتی، یأس و ناامیدی، فساد اخلاقی که در یک جامعه سرمایه¬داری مانند آمریکا رو به افزایش است تبعاتی دارد که نارضایتی عمومی را دامن می¬زند و وقتی یک نفر اوضاع را مناسب حال خود نمی¬بیند و ده¬ها اسلحه مجاز هم در اختیار دارد به بهای از دست دادن جانی که دیگر برای او ارزشی ندارد جان صدها نفر دیگر را با خشم و نفرت در معرض نابودی قرار می¬دهد تا روان ¬پریشان و زخم¬خورده خود را برای دمی با یک انتقامجویی بزرگ آرام کند و نهایتاً دست به خودکشی بزند.
سوم، از آنجا که نتیجه چنین اعمال خشونت¬باری انتقامجویی است فرقی با عمل یک داعشی ندارد. با این تفاوت که به نظر دولتمردان آمریکایی جنبه سیاسی ندارد هر چند آنها در اشتباهند. زیرا فشار روانی جامعه از چنین اعمال جنایتکارانه بازتاب سیاسی هم خواهد داشت.
و اما بعد:
وقتی مردم آمریکا شاهدند که جان همنوعان آنها در کشورهای مختلف از جمله کشورهایی که جنگ و برادرکشی به آنها تحمیل شده و آمریکا آتش¬بیار معرکه است ارزشی ندارد، کشتن و ویران کردن از زشتی و قباحت می¬افتد و به عملی عادی تبدیل می¬شود.
متأسفانه امروز هیچ کشور و ملتی در سراسر گیتی به شیوه گذشتگان احساس امنیت نمی-کند و مدام هر کس در هر اجتماع و یا محلی احساس می¬کند عنقریب صدای موحش بمبی، موشکی، گلوله توپ و یا تفنگی جان او و همنوعانش را تهدید می¬کند.
به قول زنده¬یاد فریدون مشیری در شعر کوچ:
«چگونه این همه بیداد را نمی¬بینی
چگونه این همه فریاد را نمی¬شنوی
صدای ضجه خونین کودک عدنی¬ست
و بانک مرتعش مادر ویتنامی¬ست
که در عزای عزیزان خویش می¬گریند…»
به راستی لقمه¬ای که به بهای خون و اشک و آه مردمان مظلوم عراق، سوریه، افغانستان، یمن و بسیاری کشورهای دیگر با فروش سلاح و کارگردانی این همه کشتار از گلوی مردم آمریکا فرو می¬رود روزهای بدتری را برای آنان رقم نمی¬زند؟
ترامپ که همه چیز را در تهدید نظامی، تحریم اقتصادی و جنگ و انتقامجویی می¬بیند صلح، دوستی، برابری و برادری را نه آنکه برای مردم جهان نمی¬خواهد بلکه برای ملت آمریکا هم برقرار نخواهد کرد. به قول سعدی خودمان:
«آنچه دیدی بر قرار خود نماند
آنچه می¬بینی نماند بر قرار
اینکه در شهنامه¬ها آورده¬اند
رستم و رویین¬تن اسفندیار
تا بدانند این خداوندان ملک
کز بسی خلق است دنیا یادگار…»
و اما بعدتر:
هیچ انسان عاقل و با احساسی از کشتن و کشته شدن حتی دشمنان خود خوشحال نمی-شود؛ آنچه بر مردم آمریکا و سایر کشورهای دیگر اعم از غرب و شرق و شمال و جنوب می¬رود ناشی از جهل و بی¬خردی و تعصبات کورکورانه است و مایه ننگ بشریت است. زیرا به قول سعدی:
«بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک پیکرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی¬غمی
نشاید که نامت نهند آدمی…»
در جهان امروز علیرغم پیشرفت¬های علمی و فناوری¬های لحظه به لحظه که حاصل تلاش دانشمندان است متأسفانه انسان¬ها به لحاظ اخلاقی سیر قهقرایی طی می¬کنند و از اخلاق طبیعی هم که بگذریم از اخلاق علمی هم دور افتاده¬اند، سرعت ماشین، انسان را مقهور شرایطی کرده است که در صفوف فشرده داوطلب اسارت نوین شده¬اند تا بتوانند شکم خود و فرزندانشان را سیر کنند غافل از آنکه به نام آزادی در اسارت¬اند. چنین ناامنی¬هایی که روزآمد شده¬اند حاصل وجدان¬های خفته و دور شدن از خداست و توجیهاتی که در فضای مجازی برای فرار از مسئولیت¬های دینی و عقیدتی دارند. به قول حافظ:
یارب از ابر هدایت برسان بارانی
پیشتر زانکه چو گردی ز میان برخیزم
والسلام

Comments are closed.